
حکمرانی کارآمد در دنیای امروز دیگر در تصمیمگیریهای صرفاً متمرکز و از بالا به پایین معنا پیدا نمیکند، بلکه کارآمدی یک سیستم حکمرانی همانجا شکل میگیرد که شهروندان در تعیین نحوه هزینهکرد منابع عمومی نقش آفرین باشند. طرح نشاندار کردن مالیاتها دقیقاً در همین نقطه ریشه دارد؛ مشارکتدادن مردم در محل مصرف مالیات پرداختی، رابطه شهروند با منابع عمومی را از یک رابطه قهری و انفعالی به یک رابطه مشارکتی و آگاهانه بدل میکند. وقتی مؤدی خود انتخاب میکند مالیاتش صرف کدام پروژه و کدام منطقه شود، دیگر نظام مالیاتی برای او یک نهاد صرفاً ستاننده نیست، بلکه بستر مشارکت او در مدیریت توسعه کشور است؛ مشارکتی که پایههای بهرهوری را در تخصیص منابع، عینیت میبخشد.
مشارکتدادن مردم در تعیین محل مصرف مالیات، بهطور مستقیم به افزایش بهرهوری منجر میشود؛ چرا که وقتی تخصیص اعتبارات بر اساس اولویتها و نیازهای واقعی خود مالیاتدهندگان صورت گیرد، منابع عمومی دیگر صرف پروژههای کماهمیت یا فاقد اولویت نمیشود و در مسیری هدایت میشود که بیشترین بازده توسعهای را به همراه دارد. در کنار بهرهوری، شفافیت نیز از مهمترین دستاوردهای این طرح است؛ زیرا مسیر هزینهکرد مالیات از یک جعبه سیاهِ مبهم خارج شده و به فرآیندی روشن، قابلردیابی و قابلبررسی تبدیل میشود. مؤدی میتواند ببیند که سهم او دقیقاً به کدام پروژه رسیده و در چه مرحلهای از اجرا قرار دارد؛ همین شفافیت بنیادین، زمینه اعتماد عمومی را تقویت میکند و نظام مالیاتی را پاسخگو و قابلاتکا میسازد.
بعد دیگر این طرح که آن را از سازوکارهای رایج متمایز میکند، ظرفیت بینظیر آن در تحقق عدالت است؛ چرا که مؤدیان هنگام انتخاب محل مصرف مالیات، به هیچ محدودیت جغرافیایی مقید نیستند و میتوانند پروژههای مناطق محروم را اولویت هزینهکرد خود قرار دهند. این سازوکار، جریان منابع مالی را بهسوی کمبرخوردارترین استانها و نیازمندترین بخشهای کشور هدایت میکند و توزیع عادلانهتری از منابع عمومی در سطح ملی رقم میزند. بهاینترتیب، طرح نشاندار کردن مالیاتها ظهور تجلی میدهد یعنی، بهرهوری، شفافیت و عدالت در یک نقطه واحد؛ جایی که مردم …






