
عیناله تاجیک در گفتوگو با برنا با تشریح ضرورت بازنگری در نظام پژوهش، فناوری و نوآوری صنعت نفت اظهار کرد: پول ازدسترفته را میتوان دوباره به دست آورد، تأسیسات آسیبدیده را بازسازی کرد و کارخانه را دوباره ساخت، اما زمان ازدسترفته قابل بازگشت نیست و در صنعت نفت، این موضوع معنایی فراتر از یک مفهوم اقتصادی دارد.
زمان؛ سرمایه راهبردی صنعت نفت
تاجیک افزود: در صنعت نفت، زمان صرفاً یک مفهوم تقویمی نیست؛ بلکه سرمایهای راهبردی است. هر سال تأخیر در توسعه یک فناوری، هر پروژهای که از مرحله پژوهش به محصول نمیرسد، هر تجهیز راهبردی که ساخت داخل آن به تعویق میافتد و هر شرکت دانشبنیانی که نمیتواند نخستین مشتری صنعتی خود را پیدا کند، بخشی از زمان توسعه فناورانه کشور را مصرف میکند.
وی ادامه داد: بنابراین، پرسش اساسی نباید فقط این باشد که «چقدر پژوهش کردهایم؟» بلکه باید پرسید: «چه میزان زمان برای تبدیل دانش به ارزش صنعتی مصرف کردهایم و چه مقدار از این زمان قابل کاهش است؟»
این کارشناس مسائل نوآوری و فناوری، با اشاره به تحولات حوزه انرژی و افزایش اهمیت تابآوری زنجیرههای تأمین در شرایط بحران، گفت: تحولات سالهای اخیر نشان داده است که امنیت انرژی بدون برخورداری از ظرفیت فناورانه، صنعتی و زنجیره تأمین بومی و تابآور امکانپذیر نیست. گزارشهای منتشرشده درباره پیامدهای اختلال در عرضه انرژی نیز نشان میدهد که شوکهای انرژی میتوانند از سطح صنعت به اقتصاد و زندگی عمومی منتقل شوند.
«زمان تحقق فناوری» باید به شاخص رسمی تبدیل شود
تاجیک با طرح مفهوم «زمان فناورانه» گفت: در ارزیابی نظام پژوهش و فناوری، معمولاً شاخصهایی مانند میزان بودجه، تعداد قراردادها، تعداد پروژهها، مقالات، شرکتهای دانشبنیان و فناوریهای توسعهیافته مورد توجه قرار میگیرند؛ این شاخصها مهماند، اما کافی نیستند.
وی افزود: باید شاخص دیگری نیز به این مجموعه اضافه شود و آن «زمان تحقق فناوری» است؛ یعنی فاصله زمانی میان شناسایی نیاز صنعتی تا زمانی که فناوری واقعاً مسئله را حل کرده و در صنعت مورد استفاده قرار گیرد.
به گفته وی، برای هر فناوری راهبردی باید مشخص شود چه میزان زمان در مراحل مختلف از «نیاز» تا «تعریف مسئله، پژوهش، توسعه، نمونهسازی، آزمون، اعتبارسنجی، تأیید، …












