
همشهری آنلاین - حوادث: نخستین برگ این پرونده جنایی، بیست و پنجم آذر سال ۱۳۹۸ ورق خورد. آن روز وقتی ساکنان ساختمانی در جنوب پایتخت صدای درگیری شدید و فریاد کمکخواهی از خانه همسایه شنیدند، پلیس را خبر کردند. تیمی از ماموران راهی این ساختمان شدند اما پس از ورود به آنجا صحنهای تکاندهندهای را پیش روی خود دیدند. در پذیرایی جسد زنی جوان به چشم میخورد که شالی دور گردنش پیچیده شده و بررسیها نشان میداد که به قتل رسیده است. آنچه مشخص بود، درگیری خانوادگی در آنجا رخ داده و عامل جنایت کسی جز شوهر این زن نبود. او که در خانه حضور داشت بازداشت شد و درحالیکه به شدت شوکه بود، به قتل همسرش اعتراف کرد و برای انجام تحقیقات به اداره آگاهی تهران انتقال یافت. از سوی دیگر جسد زن جوان به پزشکی قانونی منتقل شد و تحقیقات میدانی درصحنه جرم پایان یافت.
اعترافات تکاندهنده
پس از انتقال متهم به اداره دهم پلیس آگاهی تهران، روند بازجوییها آغاز شد. متهم در همان جلسات اولیه بازجویی، در حالی که به شدت نادم و پشیمان به نظر میرسید، جزئیات شب حادثه را تشریح کرد.
متهم گفت: مدتی بود که فکر میکردم همسرم قصد جانم را دارد. نمیدانم این فکر از کجا شروع شد، اما تصور میکردم او در داروهایم چیزی میریزد تا من را مسموم کند یا باعث شود دچار اختلال روانی شوم. احساس میکردم بیمار و دچار نوعی وسواس و پارانویای شدید شدهام اما هر چه کردم این افکار دست از سرم بر نمیداشت.
وی در ادامه بازجوییها افزود: شب حادثه، دوباره همین احساس به سراغم آمد. به همسرم پرخاش کردم و او سعی میکرد من را آرام کند، اما من در آن لحظه هیچچیزی نمیشنیدم. آنقدر درگیر توهمات خودم بودم که کنترلم را از دست دادم. وقتی به خودم آمدم، دیدم کار از کار گذشته است. من همسرم را با شال خفه کرده بودم و او نفس نمینکشید. کمی بعد همسایهها که صدای فریادهای همسرم را شنیده بودند پلیس را خبر کردند و وقتی ماموران رسیدند، من حیرت زده بالای جسد همسرم ایستاده بودم. حالا هم به شدت از اشتباه مرگباری که مرتکب شده ام، پشیمانم و عذاب وجدان دارم.
درخواست قصاص
پس از تکمیل تحقیقات مقدماتی و بازسازی صحنه جرم، پرونده با صدور کیفرخواست به دادگاه کیفری یک استان تهران ارجاع شد. با …








