
به گزارش همشهریآنلاین به نقل از فارس، فرض کنید دو خودرو با سرعت به سمت یکدیگر حرکت میکنند؛ هر دو راننده فریاد میزنند که کنار نخواهند کشید، اما نتیجه بازی را نه صدای بلندتر بلکه لحظهای تعیین میکند که یکی از آنها زودتر بترسد. در ادبیات نظریه بازیها، این وضعیت را «بازی جوجه» مینامند؛ اما در میدان سیاست و امنیت، شاید تعبیر دقیقتر «جنگ ارادهها» یا «جنگ تابآوری» باشد.
حالا این پرسش مطرح است: اگر دشمن در میدان نظامی نتوانست طرف مقابل را وادار به عقبنشینی کند، میدان بعدی کجاست؟
پاسخ را میتوان در یکی از صریحترین پیامهای اخیر رهبر معظم انقلاب پیدا کرد؛ پیامی که در آن، پس از ناکامی دشمن در میدان نظامی، نقطه تمرکز مرحله بعدی را دقیقاً مشخص میکند: تابآوری مردم و خطای محاسباتی مسئولان. این گزاره در شرایطی بیان شد که هنوز بسیاری از ابعاد مرحله بعدی رویارویی آشکار نشده بود، اما اکنون نشانههای آن بیش از گذشته قابل مشاهده است. وقتی میدان عوض میشود
رهبر معظم انقلاب در ۱۴ خرداد ۱۴۰۵ تصریح کردند که دشمن، پس از شکست در مصاف نظامی، «کید خود را در جنگ ترکیبی بر دو نقطه متمرکز ساخته است: یکی تابآوری مردم؛ دیگری ایجاد خطا در دستگاه محاسباتی مسئولان کشور.»
این جمله را میتوان یک نقشه راه برای فهم مرحله جدید جنگ دانست. دشمن اگر نتوانسته با فشار نظامی اراده سیاسی کشور را بشکند، تلاش میکند هزینه ایستادگی را آنقدر افزایش دهد که جامعه از ادامه مسیر خسته شود. در اینجا دیگر هدف اصلی، صرفاً تأسیسات نظامی یا زیرساختهای دفاعی نیست؛ هدف، ظرفیت تحمل جامعه است.
به همین دلیل است که جنگ پس از میدان نظامی، میتواند به اقتصاد، بازار، امنیت روانی و در نهایت سفره مردم منتقل شود. فشار اقتصادی در این چارچوب فقط یک ابزار اقتصادی نیست؛ ابزاری برای تغییر محاسبه مردم و مسئولان است. اگر جامعه احساس کند هزینه مقاومت مستقیماً بر زندگی روزمرهاش تحمیل میشود، دشمن به چیزی نزدیک شده که در میدان نظامی نتوانست به آن دست پیدا کند: شکاف میان مردم و تصمیم راهبردی کشور.
از جنگ موشکها تا جنگ سفرهها
در چنین شرایطی، شاید مهمترین اشتباه این باشد که «تابآوری» را با تحمل فشار یکی بدانیم. تابآوری یعنی اقتصاد و جامعه بهگونهای …






