
همشهری آنلاین_ «من از تمرین با این تیم عشق میکنم و تعصب استقلال را میکشم.» این جملات، نه دیالوگهای یک فیلم ملودرام، بلکه کلماتی است که روزگاری نهچندان دور از زبان رامین رضاییان در وصف حضورش در استقلال شنیده میشد. اما در فوتبال بیرحم و البته بهشدت مادیگرای امروز، تاریخمصرف عشق و تعصب ظاهرا به تعداد صفرهای قرارداد گره خورده است. روز گذشته باشگاه استقلال با یک اطلاعیه رسمی، نقطه پایانی بر یکی از فرسایشیترین و پرحاشیهترین پروندههای نقلوانتقالاتی خود گذاشت؛ پایانی بر حکایت ستارهای که پس از درخشش در جامجهانی و کسب عنوان بهترین بازیکن فصل فوتبال ایران، پیراهن آبی را نه بهعنوان یک افتخار، بلکه بهعنوان اهرمی برای چانهزنیهای نجومیاش میدید.
• داستان جدایی رامین از استقلال، تنها قصه یک اختلافسلیقه فنی یا تاکتیکی نیست؛ این یک تراژدی از جنس تورم واژههاست. وقتی بازیکنی از عشق به پیراهن و تعصب به سکوها سخن میگوید، هوادار با تمام وجود آن را باور میکند و او را در قلب خود جای میدهد. اما پشت درهای بسته اتاق مدیریت و روی میز مذاکره، واقعیت دیگری در جریان است. اخبار موثق حکایت از آن دارد که اختلاف مالی میان ستاره ملیپوش و باشگاه به عدد حیرتانگیز ۱۰۰میلیارد تومان رسیده بود. حتی گفته شد که جناب رضاییان در یک ژست فداکارانه قید ۲۰میلیارد تومان را زده است، اما باشگاه بهدرستی زیر بار رقم نجومی و سرسامآور ۱۸۰میلیارد تومانی نرفت. اینجا دقیقا همان نقطهای است که باید یقه فوتبال ایران را گرفت و پرسید؛ قیمت واقعی تعصب چند است؟ آیا عشقی که با ۱۶۰میلیارد تومان هم راضی نمیشود، اصلا از ابتدا وجود خارجی داشته است؟ رامین رضاییان نشان داد که در بازار مکاره فوتبال امروز، تعصب تنها یک برچسب تبلیغاتی برای بالابردن قیمت در فصل نقلوانتقالات است. استقلال پیش از این نیز اسیر چنین بازیهایی شده بود، اما اینبار مدیریت تصمیم گرفت دیگر صبر نکند و خط قرمزی بر نام ستارهای بکشد که منافع و ارقام شخصیاش را فراتر از منطق باشگاه میدید.
• اگر به کارنامه فوتبالی رامین رضاییان نگاهی دقیق و تحلیلی بیندازیم، با الگویی تکرارشونده مواجه میشویم؛ بازیکنی با کیفیت فنی غیرقابلانکار، ارسالهای طلایی و میل هجومی ویرانگر، اما بهشدت ناآرام و بیقرار. رامین در پرسپولیس درخشید، …











