
همشهری آنلاین- مریم شیرافکن : بعداً انجامش میدهم؛ جملهای آشنا برای خیلی از ما. قرار بوده ورزش کنیم، یک گزارش را تمام کنیم، خانه را مرتب کنیم، زبان بخوانیم یا حتی یک تماس مهم بگیریم، اما هر بار انجام آن را به چند ساعت یا چند روز بعد موکول کردهایم.
معمولاً تصور میکنیم اهمالکاری نتیجه تنبلی، بیانگیزگی یا ضعف اراده است. اما همیشه اینطور نیست. گاهی مشکل اصلی این است که فاصله بین تصمیم گرفتن و انجام دادن یک کار بیش از حد زیاد و پر از مانع شده است. مشکل همیشه کمبود انگیزه نیست
فرض کنید تصمیم گرفتهاید صبحها ورزش کنید. اگر برای شروع تمرین مجبور باشید لباس ورزشی پیدا کنید، کفشها را آماده کنید، برنامه تمرینی انتخاب کنید و بعد تازه تصمیم بگیرید از کجا شروع کنید، مغز شما با چندین مرحله روبهرو میشود.
اما اگر شب قبل لباس و کفش ورزشی را کنار تخت بگذارید و فقط یک تمرین ۱۰ دقیقهای آماده داشته باشید، شروع کار بسیار سادهتر میشود.
این همان چیزی است که میتوان آن را «اصطکاک» نامید؛ یعنی تمام موانعی که بین نیت شما و انجام یک کار قرار میگیرند.
هرچه این اصطکاک بیشتر باشد، احتمال به تعویق انداختن کار هم بیشتر میشود. ما گاهی کارها را بیش از حد سخت میکنیم
یکی از اشتباههای رایج این است که فکر میکنیم برای انجام درست یک کار باید حتماً آن را به شکل کامل و سنگین انجام دهیم. میخواهیم ورزش کنیم، پس با خودمان قرار میگذاریم یک ساعت تمرین کنیم. میخواهیم کتاب بخوانیم، تصمیم میگیریم روزی ۳۰ صفحه بخوانیم. میخواهیم خانه را مرتب کنیم، تصور میکنیم باید همه خانه را یکجا تمیز کنیم. همین انتظارهای بزرگ میتوانند شروع کردن را دشوار کنند.
در حالی که گاهی بهترین راه، کوچک کردن نقطه شروع است. به جای یک ساعت ورزش، ۱۰ دقیقه شروع کنید. به جای ۳۰ صفحه، فقط دو صفحه بخوانید. به جای مرتب کردن کل خانه، فقط میز کارتان را جمع کنید.
هدف در این مرحله کامل کردن کار نیست؛ هدف عبور از مرحله «شروع نکردن» است. اراده را به جای محیط، مقصر نکنید
خیلیها تصور میکنند افراد منظم کسانی هستند که اراده فوقالعادهای دارند. اما در بسیاری از موارد، افراد منظم محیطی میسازند که انجام کار درست در آن آسانتر باشد. اگر میخواهید …





