قیمت طلا امروز




 خبرگزاری همشهری‌آنلاین / ۱۴۰۵/۰۵/۱۷

جبهه پنهان تازه ایران علیه آمریکا کجاست؟ | ماجرای تحول ویژه در راهبرد جنگ نامتقارن تهران

فضای سایبری به یکی از میدان‌های مهم رویارویی تهران با محور واشنگتن – تل‌آویو تبدیل شده‌است؛ میدانی که به اعتقاد کارشناسان بین‌المللی، تهران در آن تلاش می‌کند با تکیه بر توانمندی‌های نامتقارن، هزینه‌های جنگ را به رقبای خود تحمیل و محیط عملیاتی را به نفع خود شکل دهد.
 جبهه پنهان تازه ایران علیه آمریکا کجاست؟ | ماجرای تحول ویژه در راهبرد جنگ نامتقارن تهران

همشهری آنلاین – گروه سیاسی: اندیشکده مطالعات استراتژیک و بین‌المللی (CSIS) به‌تازگی در گزارشی تحلیلی به فعالیت‌های ایران در حوزه نبرد سایبری پرداخته و تاکید کرده است حملات منتسب به ایران علیه زیرساخت‌های آب آمریکا، در صورت تأیید، می‌تواند نشانه‌ای از افزایش دامنه فشار سایبری تهران باشد.

افزایش حملات سایبری از ۲۶ ژوئیه، حملات سایبری هم‌زمانی به تأسیسات آب در دست‌کم ۶ ایالت آمریکا گزارش شده‌است. اهمیت و گستردگی این حملات سبب شد آژانس امنیت سایبری و زیرساخت آمریکا (CISA) هشدارهای قبلی خود را ارتقا دهد. برخی نشانه‌ها، احتمال نقش‌آفرینی عوامل سایبری ایران را مطرح کرده‌است. فعالیت سایبری ایران افزایش محسوسی داشته و دستگاه سایبری این کشور بیش از گذشته در خدمت اهداف جنگی علیه آمریکا، اسرائیل و رقبای منطقه‌ای قرار گرفته‌است.

تحول در راهبرد جنگ نامتقارن ایران از آغاز درگیری، ایران تغییر گسترده‌تری در راهبرد نظامی خود ایجاد کرده و بر ابزارهای نامتقارن برای ایجاد فشار بر رقبای جهانی و منطقه‌ای تمرکز داشته‌است. محور راهبردها: بهره‌برداری از آسیب‌پذیری نیروهای متعارف آمریکا و اسرائیل استفاده از تنگه‌هرمز برای تحمیل هزینه به بازارهای انرژی و رقبای منطقه‌ای اجرای جنگ اطلاعاتی برای شکل‌دهی به روایت جهانی درباره جنگ در این میان، قابلیت‌های سایبری یک ابزار توانمندساز مهم محسوب می‌شوند. این قابلیت در فرسایش توان رقبای ایران و گسترش قدرت این کشور در خارج از مرزها نقش دارد. از مارس ۲۰۲۶، فعالیت‌های سایبری ایران افزایش یافته است. برخی حوزه‌های فعالیت: جاسوسی سایبری ایجاد دسترسی‌های فنی عملیات اخلالگرانه عملیات اطلاعاتی با استفاده از فضای سایبری

تغییر مستقیم دستگاه سایبری ایران در حمایت از جنگ در مراحل نخست درگیری، فعالیت سایبری ایران عمدتاً ماهیتی فرصت‌طلبانه داشت. مهاجمان از دسترسی‌های فنی موجود برای اجرای حملات سریع و نسبتاً ساده علیه اهداف دارای ضعف‌های امنیتی استفاده می‌کردند. حملات هکتیویستی، مانند تغییر صفحات وب یا افشای اطلاعات نیز انجام می‌شد. در کنار آن، جاسوسی سایبری و عملیات اطلاعاتی نیز وجود داشت. این الگو به‌تدریج به رویکردی هماهنگ‌تر تبدیل شده‌است. اکنون دستگاه سایبری ایران ارتباط مستقیم‌تری با اهداف جنگی دارد. جاسوسی سایبری برای پشتیبانی از عملیات نظامی اهمیت بیشتری پیدا کرده‌است.

بخشی از تازه‌ترین فعالیت‌های سایبری ایران در ژوئیه ۲۰۲۶، مشخص شد ایران با نفوذ به پروتکل SS۷، که برای مسیریابی داده‌ها در شبکه‌های مخابراتی استفاده می‌شود، تلاش کرده محل استقرار نیروهای آمریکایی در خاورمیانه را شناسایی کند این اطلاعات به‌صورت مستقیم در حملات نظامی علیه این نیروها مورد استفاده قرار گرفته و به مجروح شدن آنها منجر شده است. همچنین مقام‌های ارشد آمریکایی و اسرائیلی هدف جاسوسی قرار گرفته‌اند. این اقدام احتمالاً با هدف شناخت روند تصمیم‌گیری راهبردی انجام شده‌است. دوربین‌های امنیتی نیز در کشورهای مختلف هدف حملات قرار گرفته‌اند تا از آنها برای هدایت حملات پهپادی یا موشکی و همچنین ارزیابی خسارت‌های پس از حمله استفاده شود. گزارش‌ها همچنین از گسترش جاسوسی سایبری ایران علیه بخش‌های هوانوردی، هوافضا، صنایع دفاعی، مخابرات و حوزه فضا و ماهواره حکایت دارند.

تلاش برای شکل‌دهی فعالانه به محیط عملیاتی ایران علاوه بر جاسوسی، از قابلیت‌های تهاجمی سایبری برای تأثیرگذاری فعالانه بر محیط عملیاتی نیز استفاده می‌کند. بخش مهمی از این فعالیت‌ها با اهداف جنگ اطلاعاتی انجام می‌شود. از نگاه دکترین ایران، حوزه اطلاعاتی یکی از میدان‌های اصلی نبرد است و جنگ اطلاعاتی ابزاری برای ایجاد «عمق راهبردی» و نمایش قدرت فراتر از مرزهای کشور محسوب می‌شود. از نظر گستره، حملات سایبری ایران اهداف متنوعی را در آمریکا و خاورمیانه دربر گرفته‌اند. گروه‌های هکتیویستی طرفدار ایران نیز به‌صورت مستمر سازمان‌هایی را در خاورمیانه هدف قرار داده‌اند. ازنظر عمق، مقام‌های فعلی و سابق آمریکا و اسرائیل، ازجمله چهره‌های سیاسی و نظامی ارشد، هدف حملات و عملیات افشای اطلاعات قرار گرفته‌اند. همچنین اطلاعات شخصی تفنگداران آمریکایی مستقر در خلیج‌فارس و نیروهای نظامی و اطلاعاتی اسرائیل هدف قرار گرفته‌است. اهمیت این حملات تنها در اختلال مستقیم آنها نیست؛ بلکه باید آنها را از منظر جنگ اطلاعاتی نیز دید. این اقدام‌ها با نمایش توانایی ایران برای نفوذ به ساختار سیاسی و نظامی آمریکا و اسرائیل، اعتبار و تصویر امنیتی آنها را تضعیف می‌کند. این اقدام با ایجاد اصطکاک مداوم برای شهروندان و کسب‌وکارها، احساس ترس، اختلاف و آشوب را افزایش می‌دهد. در نتیجه، ایران می‌تواند بدون رویارویی مستقیم، برای رقبای خود هزینه ایجاد کرده و محیط اطلاعاتی مطلوب‌تری برای خود شکل دهد.

نقش هوش مصنوعی در عملیات سایبری ایران هوش مصنوعی به یکی از ابزارهای مهم توانمندساز ایران تبدیل شده‌است. گزارش‌ها نشان می‌دهند ایران از هوش مصنوعی در مراحل مختلف عملیات سایبری و اطلاعاتی استفاده کرده است؛ از شناسایی اولیه اهداف و بررسی فناوری‌های مورد استفاده آنها گرفته تا نگارش کد، توسعه بدافزار، مهندسی اجتماعی و تولید و دستکاری محتوا. استفاده از هوش‌مصنوعی، سرعت، مقیاس، دامنه دسترسی و اثرگذاری عملیات سایبری ایران را افزایش داده‌است.

چشم‌انداز پیش رو اتکای ایران به جنگ نامتقارن و اهمیت قابلیت‌های سایبری در این راهبرد، روشن است. ایران تنگه هرمز را اهرم اصلی فشار خود می‌داند و قابلیت‌های سایبری، اگرچه نقشی ثانویه دارند، به تقویت و تکمیل اقدامات نظامی و اقتصادی آن کمک می‌کنند. قابلیت‌های سایبری به ایران امکان می‌دهد شرایط محیط عملیاتی را مطابق منافع خود شکل دهد. در صورت ادامه جنگ یا شکست مذاکرات، اپراتورهای سایبری ایران احتمالاً به‌دنبال ایجاد دسترسی‌های فنی جدید و توسعه قابلیت‌های تازه خواهند بود.

کد خبر 1059130



۲ ساعت قبل / سایت نورنیوز

توهم محدودیت

نورنیوز-گروه سیاسی: این محدودیت ممکن است در قلمرو جغرافیایی، نوع تسلیحات، اهداف عملیاتی، سطح تخریب، مدت‌زمان درگیری یا میزان درگیری مستقیم قدرت‌های بزرگ مشاهده شود. از این منظر جنگ محدود نه به معنای کم‌اهمیت بودن پیامدهای انسانی و سیاسی آن بلکه به معنای وجود نوعی محاسبه برای جلوگیری از گسترش بحران به جنگی فراگیر است.

یکی از دلایل اهمیت جنگ‌های محدود در تغییر نظم کنونی، هزینه بالای جنگ تمام‌عیار است. تجربه تاریخی نشان داده است که جنگ‌های گسترده می‌توانند پیامدهایی پیش‌بینی‌ناپذیر برای دولت‌ها، جوامع و نظم منطقه‌ای داشته باشند. افزایش هزینه‌های نظامی، فرسایش مشروعیت داخلی، بحران‌های اقتصادی، بی‌ثباتی سیاسی و خطر مداخله بازیگران خارجی از جمله عواملی هستند که دولت‌ها را به سمت کنترل دامنه منازعه سوق می‌دهند. در چنین شرایطی، بازیگران ممکن است به‌جای ورود مستقیم به جنگ گسترده از ابزارهایی مانند فشار دیپلماتیک، تحریم اقتصادی، عملیات محدود نظامی، حملات سایبری حمایت از متحدان محلی یا عملیات اطلاعاتی استفاده کنند. در قلب این الگو، منطق بازدارندگی قرار دارد. بازدارندگی بر این فرض استوار است که یک بازیگر می‌تواند با نمایش توانایی و اراده خود طرف مقابل را از انجام اقدامی خاص منصرف کند. بازدارندگی الزاماً به معنای استفاده از زور نیست؛ بلکه  به معنای ایجاد این تصور است که هزینه اقدام خصمانه از منافع آن بیشتر خواهد بود. در بحران‌های منطقه‌ای، بازدارندگی می‌تواند چند سطح داشته باشد: بازدارندگی نظامی برای جلوگیری از حمله مستقیم، بازدارندگی سیاسی برای مهار تشدید بحران، بازدارندگی اقتصادی برای افزایش هزینه تصمیمات پرخطر، و بازدارندگی روانی برای تأثیرگذاری بر محاسبات رهبران و افکار عمومی.

با این وجود، بازدارندگی همواره دقیق و قابل پیش‌بینی عمل نمی‌کند و یکی از مهم‌ترین خطرات در جنگ‌های محدود خطای محاسباتی است. بازیگران ممکن است توان، اراده یا خطوط قرمز طرف مقابل را اشتباه ارزیابی کنند. همچنین ممکن است اقداماتی که از دید یک طرف محدود و کنترل‌شده تلقی می‌شود، از دید طرف دیگر تجاوز آشکار یا تهدیدی راهبردی محسوب شود. این تفاوت در ادراک می‌تواند زمینه‌ساز تشدید ناخواسته بحران شود. بنابراین، جنگ محدود همواره حامل یک تناقض است: از یک سو با هدف کنترل بحران طراحی می‌شود، اما از سوی دیگر ممکن است به دلیل سوءبرداشت، فشار افکار عمومی، رقابت‌های داخلی یا واکنش‌های زنجیره‌ای از کنترل خارج شود.در بحران‌های منطقه‌ای، نقش بازیگران غیردولتی نیز اهمیت زیادی دارد. در گذشته، جنگ‌ها عمدتاً میان دولت‌ها تعریف می‌شدند، اما در دهه‌های اخیر گروه‌های مسلح، شبکه‌های فراملی، عامل نیابتی نقش مهمی در شکل‌دهی به منازعات ایفا کرده‌اند. حضور این بازیگران جنگ محدود را پیچیده‌تر می‌کند؛ زیرا همه طرف‌ها به یک اندازه تابع منطق دولت‌ها، الزامات دیپلماتیک یا قواعد رسمی جنگ نیستند. یک بازیگر غیردولتی ممکن است با اقدامی محدود، بحرانی گسترده ایجاد کند یا دولت‌ها را در برابر انتخاب‌های دشوار قرار دهد. از این رو مدیریت جنگ محدود در محیطی که بازیگران متعدد و اهداف متنوع وجود دارند بسیار دشوارتر از مدیریت یک منازعه دوجانبه کلاسیک است. افزون بر این، فناوری‌های نوین نیز مرزهای جنگ محدود را تغییر داده‌اند. حملات سایبری، پهپادها، جنگ اطلاعاتی، عملیات روانی و سامانه‌های دقیق دوربرد این امکان را فراهم کرده‌اند که بازیگران بدون ورود به جنگ گسترده هزینه‌هایی قابل توجه بر رقیب تحمیل کنند. این ابزارها می‌توانند جذاب باشند زیرا ظاهراً امکان انکارپذیری، کنترل خسارت و کاهش تلفات مستقیم را فراهم می‌کنند. اما همین ویژگی‌ها می‌توانند آستانه استفاده از زور را پایین بیاورند. هنگامی که ابزارهای کم‌هزینه‌تر و کم‌ریسک‌تر در دسترس قرار می‌گیرند احتمال استفاده مکرر از آن‌ها نیز افزایش می‌یابد و این امر می‌تواند محیط امنیتی را بی‌ثبات‌تر کند.جنگ‌های محدود معمولاً در خلأ رخ نمی‌دهند بلکه در متن رقابت‌های ژئوپلیتیکی گسترده‌تر معنا پیدا می‌کنند. یک بحران محلی ممکن است به سرعت به صحنه‌ای برای رقابت قدرت‌های منطقه‌ای یا جهانی تبدیل شود. در این وضعیت، هر بازیگر می‌کوشد بدون پرداخت هزینه جنگ مستقیم نفوذ خود را افزایش دهد، متحدانش را تقویت کند یا موقعیت رقیب را تضعیف سازد. این امر باعث می‌شود مرز میان بحران محلی و رقابت بین‌المللی مبهم شود. گاهی یک درگیری محدود در منطقه‌ای خاص، پیام‌هایی فراتر از همان جغرافیا ارسال می‌کند و در معادلات امنیتی مناطق دیگر نیز اثر می‌گذارد.

در این میان، دیپلماسی نقش اساسی در جلوگیری از گسترش جنگ‌های محدود دارد. کانال‌های ارتباطی رسمی و غیررسمی، میانجی‌گری، مذاکرات پشت‌پرده، توافق‌های موقت، سازوکارهای کاهش تنش و حتی پیام‌های غیرعلنی می‌توانند مانع از سوءبرداشت و تشدید بحران شوند. تاریخ روابط بین‌الملل نشان می‌دهد که حتی در شدیدترین رقابت‌ها، وجود کانال‌های ارتباطی می‌تواند از تبدیل تنش‌های محدود به جنگ‌های فراگیر جلوگیری کند. دیپلماسی در چنین شرایطی صرفاً ابزار صلح‌آرمانی نیست، بلکه بخشی از مدیریت واقع‌گرایانه بحران است.

نمی‌توان پیامدهای انسانی جنگ‌های محدود را نادیده گرفت. محدود بودن جنگ از منظر راهبردی، الزاماً به معنای محدود بودن رنج انسانی نیست. حتی عملیات‌هایی که از دید طراحان نظامی محدود تلقی می‌شوند، ممکن است برای جوامع محلی و غیرنظامیان پیامدهایی عمیق، طولانی و ویرانگر داشته باشند. آوارگی، تخریب زیرساخت‌ها، اختلال در آموزش و سلامت، گسترش فقر، آسیب‌های روانی و فروپاشی اعتماد اجتماعی از جمله نتایجی هستند که می‌توانند سال‌ها پس از پایان درگیری ادامه یابند. بنابراین، هر تحلیل واقع‌بینانه از جنگ محدود باید میان محاسبات راهبردی دولت‌ها و تجربه انسانی جوامع درگیر تمایز قائل شود.

جنگ محدود را می‌توان یکی از اشکال غالب منازعه در جهان معاصر دانست؛ شکلی از درگیری که میان صلح کامل و جنگ تمام‌عیار قرار دارد. این وضعیت خاکستری، هم برای سیاست‌گذاران و هم برای تحلیلگران چالش‌برانگیز است. از یک سو، جنگ محدود ممکن است به‌عنوان ابزاری برای مدیریت رقابت و جلوگیری از انفجار بزرگ‌تر به کار رود؛ از سوی دیگر، همین منطق می‌تواند به عادی‌سازی خشونت، تداوم بحران و فرسایش نظم منطقه‌ای منجر شود. بنابراین، پرسش اصلی در مواجهه با جنگ‌های محدود این نیست که آیا آن‌ها واقعاً محدود هستند یا نه، بلکه این است که چه کسانی حدود آن را تعیین می‌کنند، این حدود تا چه اندازه پایدار است، و هزینه واقعی آن را چه کسانی می‌پردازند.

بحران‌های منطقه‌ای معاصر اغلب در چارچوبی قابل فهم‌اند که در آن جنگ محدود، بازدارندگی، رقابت نیابتی، فناوری نوین و دیپلماسی هم‌زمان عمل می‌کنند. هیچ‌یک از این عناصر به‌تنهایی توضیح‌دهنده همه ابعاد بحران نیستند، اما در کنار یکدیگر نشان می‌دهند که منازعات جدید تا چه اندازه پیچیده، چندسطحی و شکننده شده‌اند. مدیریت چنین بحران‌هایی نیازمند شناخت دقیق محاسبات راهبردی، حساسیت نسبت به پیامدهای انسانی، و تقویت سازوکارهایی است که بتوانند از عبور درگیری‌های محدود به جنگ‌های گسترده جلوگیری کنند.




 پشت پرده درباره همکاری ایران و آمریکا؛ ماجرا چیست؟
۱ ساعت قبل / سایت اکوایران

پشت پرده درباره همکاری ایران و آمریکا؛ ماجرا چیست؟

مکاتبات افشاشده میان مقام‌های مهاجرتی آمریکا نشان می‌دهد واشنگتن و تهران، با وجود تشدید تنش‌های سیاسی و نظامی، در ماه‌های پایانی ۲۰۲۵ و ابتدای ۲۰۲۶ برای بازگرداندن اتباع ایرانی از آمریکا با یکدیگر هماهنگ کرده‌اند.

 پشت پرده لکه نفتی قشم | آیا نفت را عمدا به دریا ریخته‌اند؟
۱ ساعت قبل / سایت رویداد‌ ۲۴

پشت پرده لکه نفتی قشم | آیا نفت را عمدا به دریا ریخته‌اند؟

در حالی که در شبکه‌های اجتماعی ادعا شده آلودگی گسترده سواحل قشم ممکن است ناشی از «رهاسازی عمدی نفت از چاه‌ها» باشد، کارشناسان با استناد به تصاویر ماهواره این فرضیه را بسیار بعید می‌دانند.

 ادعای ونس: تنگه هرمز اصلی‌ترین اهرم فشار تهران است/ وارد مرحله جدیدی شده‌ایم که در آن مؤثرترین ابزار ما، «فشار اقتصادی» است/ در حالی که ما بر تهران فشار اقتصادی وارد می‌کنیم، آن‌ها نیز تلاش می‌کنند تا فشار مشابهی بر ما وارد کنند
۱۲ ساعت قبل / سایت اعتماد آنلاین

ادعای ونس: تنگه هرمز اصلی‌ترین اهرم فشار تهران است/ وارد مرحله جدیدی شده‌ایم که در آن مؤثرترین ابزار ما، «فشار اقتصادی» است/ در حالی که ما بر تهران فشار اقتصادی وارد می‌کنیم، آن‌ها نیز تلاش می‌کنند تا فشار مشابهی بر ما وارد کنند

معاون رئیس‌جمهور آمریکا مدعی شد که اکنون موثرترین ابزار آمریکا برای فشار بر ایران، «فشار اقتصادی» است.

 شاهزاده هری و همسرش پس از ۶ سال به بریتانیا برمی‌گردند | آیا خانواده سلطنتی از بازگشت هری و مگان استقبال می‌کنند؟
۹ ساعت قبل / سایت رویداد‌ ۲۴

شاهزاده هری و همسرش پس از ۶ سال به بریتانیا برمی‌گردند | آیا خانواده سلطنتی از بازگشت هری و مگان استقبال می‌کنند؟

شاهزاده هری مایل است با پدرش آشتی کند و زمان بیشتری را با او که به دلیل ابتلا به سرطان تحت درمان است، بگذراند.

 نقشه خروج اضطراری از محاصره‌ی تمام‌عیار
۱ ساعت قبل / سایت نورنیوز

نقشه خروج اضطراری از محاصره‌ی تمام‌عیار

جنگِ اقتصادیِ ترامپ، آزمونی برایِ «اراده» و «خردِ جمعیِ» ماست. حریف به‌دنبالِ آن است که با فشارِ خارجی، ایران را به لبه‌یِ پرتگاهِ بحران‌هایِ داخلی براند. پیروزی در این کارزار، مستلزمِ یک «توافقِ نانوشته» میان حاکمیت و مردم است: حاکمیت، عدالت و حفاظت از معیشت را تضمین کند تا مردم نیز صبوری و تاب‌آوریِ تاریخیِ خود را در برابرِ فشارِ بیگانه حفظ کنند.

 ترامپ: کوبنده‌ترین عملیات اقتصادی‌ را علیه ایران اجرا می‌کنم/ هر کشوری که به ایران کمک کند، خود نیز با پیامدهای اقتصادی سنگین مواجه خواهند شد
۱۶ ساعت قبل / سایت روزنو

ترامپ: کوبنده‌ترین عملیات اقتصادی‌ را علیه ایران اجرا می‌کنم/ هر کشوری که به ایران کمک کند، خود نیز با پیامدهای اقتصادی سنگین مواجه خواهند شد

دونالد ترامپ مدعی شد: امروز علیه ایران کوبنده‌ترین عملیات اقتصادی‌ای که تاکنون علیه هر کشوری انجام شده است را اعلام می‌کنم.