قیمت طلا امروز




 سایت نورنیوز / ۲ روز قبل / ۱۴۰۵/۰۵/۲۸

راه چهارم عرضه بنزین

معاون رئیس‌جمهور و رئیس سازمان بهینه‌سازی و مدیریت راهبردی انرژی، اخیرا سه راهکار قابل تصور برای رفع ناترازی بنزین ارائه داده است.
 راه چهارم عرضه بنزین

نورنیوز-گروه اقتصادی : خلاصه این راهکار‌ها از این قرار است:

۱. مسابقه برای دریافت بنزین قابل تخصیص به خودروها، یعنی هر که زودتر در صف فروش بنزین موفق شد بنزین دریافت کند برنده است و مابقی بازنده. این راهکار انسان را به یاد غرب وحشی در هنگام هجوم مهاجران اروپایی به آمریکا می‌اندازد.

۲. راهکار دوم دست کمی از راهکار اول ندارد و پیشنهاد می‌کند بعد از تخصیص سهمیه از بنزین قابل تخصیص به خودروها، کسانی که به بنزین بیشتری احتیاج دارند، آن را به قیمت وارداتی (مثلا لیتری ۱۰۰ هزار تومان) خریداری کنند. یعنی مثلا مسافرکش‌های شهری و بین شهری، رانندگان تاکسی‌های اینترنتی، وانت‌های بارکش شهری، روستایی و بین شهری و نظایر آنها که عمدتا از طبقات کم درآمد و مستعد اعتراض بحق هستند و معیشتشان از خودرویی که در اختیار دارند، تامین می‌شود برای مصرف بالاتر از حد تعیین‌شده، هزینه‌ای را تحمل کنند که از توان آنان خارج است و لذا به طور طبیعی هزینه اضافی قابل‌توجهی به مسافرها و صاحبان بار منتقل و همراه با سایر پیامدها از طریق تورم به دهک‌های آسیب‌پذیر تحمیل شود.

 ۳. و بالاخره راه سوم که پیش‌تر هم مورد توافق بعضی ازصاحب‌نظران قرار گرفته است، توزیع کوپن بنزین بین تمام مردم ایران اعم از خودرودار یافاقد آن است؛ به‌طوری‌که هر فرد ایرانی بتواند مازاد مصرف خود را در بازاری متشکل به قیمت‌های رقابتی به کسانی که نیاز بیشتری به بنزین دارند (شامل مشاغلی که در بالا آورده شد) واگذار کند. ناگفته پیداست که این راهکار هم تبعات راهکار دوم را شاید کمی ملایم‌تر در پی خواهد داشت.  اما از همه مهم‌تر آنکه هیچ‌کدام از این راهکارها مساله اصلی را یعنی کسری وحشتناک بودجه دولت و تورم ناشی از آن که به باور نگارنده، این سطور عمدتا ناشی از همین یارانه‌های نابسامان حامل‌های انرژی به‌خصوص بنزین و گازوئیل است، حل نمی‌‌کند.

 آیا راه چهارمی می‌تواند مطرح شود:

 در پاسخ می‌توان گفت که مشکل اساسی این است که قیمت بنزین سهمیه‌ای در ایران به کمتر از یک سنت رسیده و قیمت گازوئیل حتی به مراتب پایین‌تر از آن است. همان‌طور که بسیاری از کارشناسان نیز اشاره کرده‌اند، این وضعیت قابل دوام نیست. دیر یا زود، جامعه ناگزیر با پیامدهای اقتصادی واجتماعی این شکاف بزرگ میان قیمت داخلی و قیمت واقعی انرژی مواجه خواهد شد و نگرانی اصلی این است که اگر اصلاح قیمت به‌صورت ناگهانی انجام شود، اعتراض ناشی از افزایش قیمت حامل‌های انرژی‌ بر سایر نارضایتی‌های موجود افزوده شود.

 با این حال، به‌نظر من پرداخت مابه‌التفاوت قیمت به مردم، هرچند می‌تواند در کوتاه‌مدت بخشی از آثار افزایش قیمت را جبران کند، مشکل اساسی را حل نمی‌کند. مساله اصلی، کسری بودجه بسیار بزرگ دولت است که خود یکی از عوامل مهم ایجاد و تداوم تورم است. اگر افزایش قیمت حامل‌های انرژی درآمدی برای دولت ایجاد نکند و در مقابل، دولت موظف شود منابع بیشتری را برای جبران آن به مردم پرداخت کند، عملا مساله کسری بودجه همچنان باقی می‌ماند و ممکن است آثار تورمی آن، ارزش واقعی این پرداخت‌ها را در مدت کوتاهی از بین ببرد.

 ما پیش از این تجربه پرداخت یارانه نقدی و سپس طرح‌های مختلف کالابرگ را داشته‌ایم. بدون انضباط مالی و کنترل تورم، هر پرداخت نقدی یا غیرنقدی دیر یا زود بخشی از قدرت خرید خود را از دست می‌دهد. به همین دلیل، با اینکه حمایت از اقشار کم‌درآمد ضروری است، اما این حمایت نباید جایگزین اصلاحات اساسی در ساختار بودجه و قیمت‌گذاری انرژی شود. به‌نظر من، اشتباه اصلی ما در سال‌های گذشته این بوده است که اصلاح قیمت حامل‌های انرژی را به یک تصمیم بزرگ و پرهزینه تبدیل کرده‌ایم؛ درحالی‌که می‌توانستیم این اصلاح را به یک فرآیند کوچک، مستمر و قابل پیش‌بینی تبدیل کنیم.

 اگر دولت‌ها از سال‌ها پیش، به‌جای ثابت نگه داشتن قیمت اسمی حامل‌های انرژی، قیمت آن را به‌صورت ماهانه یا حتی متناسب با شرایط اقتصادی و تورم تعدیل می‌کردند، جامعه به‌تدریج با این تغییرات سازگار می‌شد. همان‌گونه که مردم افزایش تدریجی قیمت بسیاری از کالاها و خدمات ضروری را، هرچند با دشواری، در زندگی روزمره خود می‌پذیرند، اصلاح تدریجی قیمت انرژی نیز می‌توانست به یک امر قابل پذیرش اقتصادی تبدیل شود.

 در این زمینه، تصمیم دولت آقای خاتمی برای اصلاح تدریجی قیمت حامل‌های انرژی می‌توانست نقطه آغاز چنین مسیری باشد؛ اما آن تصمیم متوقف شد و در سال‌های بعد نیز به جای یک قاعده روشن و مستمر، بارها با تصمیم‌های مقطعی و شوک‌های قیمتی مواجه شدیم. نتیجه آن است که امروز فاصله قیمت داخلی انرژی با قیمت واقعی به اندازه‌ای بزرگ شده که اصلاح آن بسیار دشوارتر از گذشته است.

 برای مثال، اگر دولت چهاردهم از همان ابتدای فعالیت خود، به جای تعلل و سردرگمی، فقط ماهانه ۱۰۰ تومان(تقریبا دوبرابر متوسط تورم این سال‌ها) به قیمت بنزین سهمیه‌ای اضافه می‌کرد، قیمت آن امروز حدود ۴۰۰۰تومان می‌شد و با تعدیل این افزایش با تورم ماهانه شاید تا پایان‌دوره دولت به حدود ۸۰۰۰تومان می‌رسید. البته محاسبه دقیق آثار مالی چنین سیاستی مستلزم در نظر گرفتن مقدار مصرف، تغییر رفتار مصرف‌کنندگان و نرخ‌های مختلف بنزین و گازوئیل است؛ اما حتی یک برآورد اولیه نیز نشان می‌دهد که چنین روندی می‌توانست منابع قابل‌توجهی برای دولت ایجاد کند و بخشی از فشار کسری بودجه را کاهش دهد.

 اهمیت این موضوع فقط در درآمد حاصل از افزایش قیمت انرژی نیست. اگر منابع حاصل از اصلاح قیمت واقعا صرف کاهش کسری بودجه و نیاز دولت به تامین مالی تورم‌زا می‌شد، در میان‌مدت می‌توانست به کاهش فشارهای تورمی کمک کند. بنابراین باید میان «اثر تورمی مستقیم افزایش قیمت انرژی» و «اثر ضدتورمی ناشی از کاهش کسری بودجه» تفاوت قائل شد. افزایش قیمت انرژی در کوتاه‌مدت طبعا اثر قیمتی دارد، اما اگر اصلاح آن تدریجی باشد و منابع حاصل به جای ایجاد هزینه‌های جدید صرف کاهش کسری بودجه شود، می‌تواند در میان‌مدت آثار متفاوتی بر تورم داشته باشد.

 موضوع زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که به سال۱۳۹۸ برگردیم. اگر از آن زمان قیمت حامل‌های انرژی به‌صورت مستمر و متناسب با تورم تعدیل می‌شد، با فرض نبود جنگ و سایر شوک‌های بزرگ، امروز احتمالا با شکاف بسیار کوچک‌تری میان قیمت داخلی و قیمت واقعی انرژی مواجه بودیم. در آن صورت، هم کسری بودجه می‌توانست وضعیت قابل تحملی داشته باشد و هم افزایش قیمت انرژی برای خانوارها به یک شوک ناگهانی تبدیل نمی‌شد. بنابراین شاید مساله اصلی امروز این نباشد که «بنزین را گران کنیم یا به مردم مابه‌التفاوت بدهیم». مساله اساسی‌تر، اصلاح یک شیوه نادرست حکمرانی اقتصادی است: اینکه قیمت یک کالای مهم را سال‌ها ثابت نگه داریم، فاصله آن را با واقعیت اقتصادی هر روز بیشتر کنیم و سپس، وقتی دیگر ادامه این وضعیت ممکن نیست، ناچار به اتخاذ تصمیم‌های بزرگ و پرهزینه شویم.

*  صاحب‌نظر اقتصادی

دنیای اقتصاد



۱ ساعت قبل / سایت نورنیوز

راغفر: افزایش قیمت بنزین و انرژی فشار اصلی را به اقشار کم‌درآمد وارد می‌کند

نورنیوز- گروه اقتصادی: حسین راغفر در همایش «انرژی، معیشت و امنیت ملی» با اشاره به سابقه چند دهه‌ای سیاست افزایش قیمت نهاده‌های انرژی در کشور، اظهار کرد: این تفکر که با افزایش قیمت، به‌خصوص افزایش قیمت نهاده‌هایی که در اختیار دولت است مانند بنزین، برق، آب و گاز، می‌توان مسائل اقتصادی را حل کرد، سابقه‌ای ۳۸ ساله دارد و پس از جنگ هشت‌ساله شاهد افزایش مکرر قیمت‌ها بوده‌ایم.

وی ادامه داد: از نظر نظری، هدف این سیاست‌ها این بوده که بازار و مناسبات اقتصادی بر کشور حاکم شود. این تلاش، در واقع یک تجربه جهانی بود که پس از بحران جهانی بدهی‌ها در سال ۱۹۸۲ شکل گرفت و سیاست‌های موسوم به «تعدیل ساختاری» به کشورهای بدهکار توصیه شد.

راغفر با بیان اینکه این سیاست‌ها به‌تدریج در ایران نیز مستقر شد، گفت: صرف‌نظر از اینکه چه دولتی بر سر کار بوده، دولت‌ها با شعار آزادی یا عدالت، این سیاست را دنبال کرده‌اند و به همین دلیل، در حوزه اقتصاد، دولت‌های مختلف عملاً سیاست مشابهی را دنبال کرده‌اند؛ یعنی سیاست تعدیل و بازاری کردن روابط اقتصادی.

وی افزود: دولت که تا پیش از آن سیاست‌ها و برنامه‌های اقتصادی را مدیریت می‌کرد، به تدریج مدیریت اقتصاد را به بازار واگذار کرد و در ۳۸ سال گذشته شاهد پیامدهای این سیاست‌ها بوده‌ایم که یکی از مهم‌ترین آنها رشد بی‌سابقه نابرابری‌ها در کشور است.

این اقتصاددان با بیان اینکه بسیاری از وعده‌های مطرح‌شده درباره واگذاری امور به بازار محقق نشده است، اظهار کرد: گفته می‌شد اگر کار را به بازار واگذار کنیم، سرمایه‌دار بخش خصوصی انگیزه بیشتری برای حفظ سرمایه خود نسبت به مدیر دولتی دارد و توسعه بخش خصوصی موجب افزایش سرمایه‌گذاری و اشتغال و در نهایت عدالت اجتماعی و رشد اقتصادی خواهد شد، اما هیچ‌کدام از این وعده‌ها، نه در ایران و نه در هیچ جای دنیا، موفق نشده است.

راغفر ادامه داد: در ایران شاهد رشد مستمر و گسترده نابرابری‌ها بوده‌ایم. از سوی دیگر، بی‌انضباطی مالی یکی از مشخصه‌های سیاست‌های اقتصادی چند دهه گذشته بوده و فاصله میان درآمدها و هزینه‌های دولت و در نتیجه کسری بودجه، هر سال بزرگ‌تر شده است.

وی افزایش نرخ ارز را یکی از عوامل اصلی تشدید این وضعیت دانست و گفت: افزایش قیمت ارز بر همه کالاها تأثیر می‌گذارد، واردات را تحت تأثیر قرار می‌دهد و هزینه‌های تولید را بالا می‌برد. همزمان، این سیاست‌ها با سرکوب دستمزدها همراه بوده است؛ به‌گونه‌ای که در سال‌هایی که تورم ۵۰ تا ۶۰ درصدی ایجاد شده، حداکثر افزایش دستمزدها ۲۰ درصد و در برخی مقاطع اندکی بیشتر بوده است.

راغفر افزود: به این ترتیب، سالانه شاهد ایجاد شکاف درآمدی برای نیروی کار و تولیدکننده کشور بوده‌ایم و این مسئله زمینه‌ساز مشکلات جدی اقتصادی و رشد نارضایتی‌های اجتماعی شده است.

وی در ادامه به اثر افزایش نرخ ارز بر قدرت خرید مردم اشاره کرد و گفت: وقتی دولت نرخ ارز را افزایش می‌دهد، بخش قابل توجهی از قدرت خرید مردم کاهش پیدا می‌کند. از این پدیده با عنوان «مالیات تورمی» یاد می‌شود. وقتی قیمت ارز بالا می‌رود، بخشی از توان خرید مردم از جیب آنها خارج می‌شود و در واقع بخشی از درآمد نیروی کار به صورت مالیات گرفته می‌شود.

این اقتصاددان مدعی شد: ما این موضوع را محاسبه کرده‌ایم و فقط در سال ۱۴۰۲، از هر ایرانی یک میلیون و ۷۰۰ هزار تومان به عنوان مالیات تورمی ناشی از افزایش قیمت ارز از جیب مردم خارج شده است؛ یعنی برای یک خانواده پنج‌نفره، ۸.۵ میلیون تومان بابت مالیات مستقیمی که افزایش قیمت ارز ایجاد کرده، از جیب مردم خارج شده است.

وی این روند را موجب افزایش فقر و نارضایتی دانست و اظهار کرد: این به معنای فقیرسازی مردم، ایجاد آسیب‌های جدی و رشد نارضایتی در کشور است. امروز، به نظر من، بیش از هر زمان دیگری در این ۴۷، ۴۸ سال پس از انقلاب، شاهد چنین شکاف و انشقاقی در جامعه نبوده‌ایم و این نارضایتی بسیار گسترده است.

راغفر تأکید کرد: یکی از مطالبات ما از سیاست‌گذاران کشور این است که جلوی افزایش‌های بی‌رویه قیمت حامل‌های انرژی را بگیرند. راه‌های جایگزین وجود دارد و این ادعا که دولت پول ندارد، درست نیست؛ منابع بسیار بزرگی در کشور وجود دارد که می‌تواند بخشی از هزینه‌ها را تأمین کند. وی ادامه داد: افزایش قیمت ارز و حامل‌های انرژی، اصلی‌ترین فشار را به طبقات پایین جامعه وارد می‌کند؛ یعنی همان افرادی که ثروت‌های بالایی ندارند.

این اقتصاددان درباره قیمت بنزین نیز گفت: قیمت بنزین در سال ۱۳۸۸، ۱۰۰ تومان بود و در سال ۱۳۸۹ به ۴۰۰ تومان افزایش یافت. امروز نیز گفته شده است که دیگر بنزین ۱۵۰۰ تومانی نداریم.

راغفر با انتقاد از نحوه اطلاع‌رسانی درباره قیمت حامل‌های انرژی، اظهار کرد: این قیمتی که برای بنزین اعلام شد، به نظر من یک ترفند و فریب‌کاری سیستمی در نظام اقتصادی است؛ به این معنا که اگر قیمت بنزین به ۳۰ یا ۴۰ هزار تومان و حتی ارقام بالاتر برسد، جامعه به‌تدریج آن را بپذیرد.

وی افزود: این فریب‌کاری و عدم صداقتی که با مردم صورت می‌گیرد، اصلی‌ترین عامل فرسایش اعتماد عمومی است. بزرگ‌ترین سرمایه هر جامعه‌ای، اعتماد مردم به حاکمان است و اگر قرار باشد این سرمایه بزرگ به همین سادگی در معرض آسیب قرار گیرد، به آن ضربه زده‌ایم.

راغفر با تأکید بر اهمیت سرمایه اجتماعی گفت: امروز سرمایه اجتماعی به‌شدت تضعیف شده است و بدون سرمایه اجتماعی، امکان حل بحران‌های موجود در کشور عملاً منتفی است.

وی همچنین با اشاره به تحولات اجتماعی و سیاسی اخیر گفت: نارضایتی‌هایی که در اثر این سیاست‌های اقتصادی بر کشور تحمیل شده، زمینه را برای ماجراجویی‌های اسرائیل و آمریکا فراهم کرده است.

این اقتصاددان در پایان اظهار کرد: برای اینکه مجدداً با شرایط بدتری که در زمان حوادث تأسف‌بار ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ مواجه شدیم، روبه‌رو نشویم، لازم است با مردم و مسئولان گفت‌وگو شود. ما نیز این فرصت را تقاضا کردیم تا در کنار مسئولان و دیگر صاحب‌نظران، دیدگاه‌های یکدیگر را بشنویم و بتوانیم به یک جمع‌بندی برسیم.


۲ ساعت قبل / سایت اقتصاد معاصر

سخنگوی دولت: درباره قیمت‌های جدید بنزین هنوز تصمیم نهایی اتخاذ نشده است

به گزارش اقتصاد معاصر؛ فاطمه مهاجرانی روز جمعه در واکنش به انتشار مطالبی در برخی رسانه‌ها و کانال‌های غیررسمی به نقل از معاون اول رئیس‌جمهور درباره قیمت بنزین، اظهار داشت: مطالب منتسب به دکتر عارف درباره تعیین قیمت ۸۰ هزار تومانی بنزین صحت ندارد و چنین عددی نه از سوی ایشان مطرح شده و نه مبنای تصمیم‌گیری دولت قرار گرفته است.

وی افزود: بررسی راهکارهای مدیریت مصرف سوخت، فرایندی کارشناسی و نیازمند توجه هم‌زمان به ابعاد اقتصادی و اجتماعی و آثار آن بر زندگی مردم است. این موضوع در نهادهای تخصصی در دست بررسی است، اما تا این لحظه هیچ تصمیم قطعی درباره نحوه اجرا یا قیمت‌های جدید اتخاذ نشده است.

سخنگوی دولت با تاکید بر ضرورت پرهیز از گمانه‌زنی در موضوعات مرتبط با معیشت مردم، تصریح‌کرد: انتشار اعداد تأییدنشده می‌تواند موجب نگرانی جامعه و شکل‌گیری برداشت‌های نادرست شود. انتظار می‌رود رسانه‌ها در انعکاس چنین موضوعاتی به منابع رسمی و معتبر استناد کنند.

مهاجرانی خاطرنشان‌کرد: در صورت نهایی‌شدن هرگونه تصمیم در حوزه مدیریت مصرف سوخت، دولت جزئیات آن را با شفافیت، از مسیرهای رسمی و به‌طور مستقیم با مردم در میان خواهد گذاشت./ایرنا


۳ ساعت قبل / سایت اقتصاد ۲۴

راغفر: فشار اصلی افزایش قیمت حامل‌های انرژی روی طبقات پایین جامعه است

اقتصاد ۲۴-حسین راغفر در همایش «انرژی، معیشت و امنیت ملی» با اشاره به سابقه چند دهه‌ای سیاست افزایش قیمت نهاده‌های انرژی در کشور، اظهار کرد: این تفکر که با افزایش قیمت، به‌خصوص افزایش قیمت نهاده‌هایی که در اختیار دولت است مانند بنزین، برق، آب و گاز، می‌توان مسائل اقتصادی را حل کرد، سابقه‌ای ۳۸ ساله دارد و پس از جنگ هشت‌ساله شاهد افزایش مکرر قیمت‌ها بوده‌ایم.

وی ادامه داد: از نظر نظری، هدف این سیاست‌ها این بوده که بازار و مناسبات اقتصادی بر کشور حاکم شود. این تلاش، در واقع یک تجربه جهانی بود که پس از بحران جهانی بدهی‌ها در سال ۱۹۸۲ شکل گرفت و سیاست‌های موسوم به «تعدیل ساختاری» به کشورهای بدهکار توصیه شد.

راغفر با بیان اینکه این سیاست‌ها به‌تدریج در ایران نیز مستقر شد، گفت: صرف‌نظر از اینکه چه دولتی بر سر کار بوده، دولت‌ها با شعار آزادی یا عدالت، این سیاست را دنبال کرده‌اند و به همین دلیل، در حوزه اقتصاد، دولت‌های مختلف عملاً سیاست مشابهی را دنبال کرده‌اند؛ یعنی سیاست تعدیل و بازاری کردن روابط اقتصادی.

وی افزود: دولت که تا پیش از آن سیاست‌ها و برنامه‌های اقتصادی را مدیریت می‌کرد، به تدریج مدیریت اقتصاد را به بازار واگذار کرد و در ۳۸ سال گذشته شاهد پیامدهای این سیاست‌ها بوده‌ایم که یکی از مهم‌ترین آنها رشد بی‌سابقه نابرابری‌ها در کشور است.

این اقتصاددان با بیان اینکه بسیاری از وعده‌های مطرح‌شده درباره واگذاری امور به بازار محقق نشده است، اظهار کرد: گفته می‌شد اگر کار را به بازار واگذار کنیم، سرمایه‌دار بخش خصوصی انگیزه بیشتری برای حفظ سرمایه خود نسبت به مدیر دولتی دارد و توسعه بخش خصوصی موجب افزایش سرمایه‌گذاری و اشتغال و در نهایت عدالت اجتماعی و رشد اقتصادی خواهد شد، اما هیچ‌کدام از این وعده‌ها، نه در ایران و نه در هیچ جای دنیا، موفق نشده است.

راغفر ادامه داد: در ایران شاهد رشد مستمر و گسترده نابرابری‌ها بوده‌ایم. از سوی دیگر، بی‌انضباطی مالی یکی از مشخصه‌های سیاست‌های اقتصادی چند دهه گذشته بوده و فاصله میان درآمدها و هزینه‌های دولت و در نتیجه کسری بودجه، هر سال بزرگ‌تر شده است.

وی افزایش نرخ ارز را یکی از عوامل اصلی تشدید این وضعیت دانست و گفت: افزایش قیمت ارز بر همه کالاها تأثیر می‌گذارد، واردات را تحت تأثیر قرار می‌دهد و هزینه‌های تولید را بالا می‌برد. همزمان، این سیاست‌ها با سرکوب دستمزدها همراه بوده است؛ به‌گونه‌ای که در سال‌هایی که تورم ۵۰ تا ۶۰ درصدی ایجاد شده، حداکثر افزایش دستمزدها ۲۰ درصد و در برخی مقاطع اندکی بیشتر بوده است.

راغفر افزود: به این ترتیب، سالانه شاهد ایجاد شکاف درآمدی برای نیروی کار و تولیدکننده کشور بوده‌ایم و این مسئله زمینه‌ساز مشکلات جدی اقتصادی و رشد نارضایتی‌های اجتماعی شده است.

وی در ادامه به اثر افزایش نرخ ارز بر قدرت خرید مردم اشاره کرد و گفت: وقتی دولت نرخ ارز را افزایش می‌دهد، بخش قابل توجهی از قدرت خرید مردم کاهش پیدا می‌کند. از این پدیده با عنوان «مالیات تورمی» یاد می‌شود. وقتی قیمت ارز بالا می‌رود، بخشی از توان خرید مردم از جیب آنها خارج می‌شود و در واقع بخشی از درآمد نیروی کار به صورت مالیات گرفته می‌شود.

این اقتصاددان مدعی شد: ما این موضوع را محاسبه کرده‌ایم و فقط در سال ۱۴۰۲، از هر ایرانی یک میلیون و ۷۰۰ هزار تومان به عنوان مالیات تورمی ناشی از افزایش قیمت ارز از جیب مردم خارج شده است؛ یعنی برای یک خانواده پنج‌نفره، ۸.۵ میلیون تومان بابت مالیات مستقیمی که افزایش قیمت ارز ایجاد کرده، از جیب مردم خارج شده است.

وی این روند را موجب افزایش فقر و نارضایتی دانست و اظهار کرد: این به معنای فقیرسازی مردم، ایجاد آسیب‌های جدی و رشد نارضایتی در کشور است. امروز، به نظر من، بیش از هر زمان دیگری در این ۴۷، ۴۸ سال پس از انقلاب، شاهد چنین شکاف و انشقاقی در جامعه نبوده‌ایم و این نارضایتی بسیار گسترده است.

راغفر تأکید کرد: یکی از مطالبات ما از سیاست‌گذاران کشور این است که جلوی افزایش‌های بی‌رویه قیمت حامل‌های انرژی را بگیرند. راه‌های جایگزین وجود دارد و این ادعا که دولت پول ندارد، درست نیست؛ منابع بسیار بزرگی در کشور وجود دارد که می‌تواند بخشی از هزینه‌ها را تأمین کند. وی ادامه داد: افزایش قیمت ارز و حامل‌های انرژی، اصلی‌ترین فشار را به طبقات پایین جامعه وارد می‌کند؛ یعنی همان افرادی که ثروت‌های بالایی ندارند.

این اقتصاددان درباره قیمت بنزین نیز گفت: قیمت بنزین در سال ۱۳۸۸، ۱۰۰ تومان بود و در سال ۱۳۸۹ به ۴۰۰ تومان افزایش یافت. امروز نیز گفته شده است که دیگر بنزین ۱۵۰۰ تومانی نداریم.

راغفر با انتقاد از نحوه اطلاع‌رسانی درباره قیمت حامل‌های انرژی، اظهار کرد: این قیمتی که برای بنزین اعلام شد، به نظر من یک ترفند و فریب‌کاری سیستمی در نظام اقتصادی است؛ به این معنا که اگر قیمت بنزین به ۳۰ یا ۴۰ هزار تومان و حتی ارقام بالاتر برسد، جامعه به‌تدریج آن را بپذیرد.

وی افزود: این فریب‌کاری و عدم صداقتی که با مردم صورت می‌گیرد، اصلی‌ترین عامل فرسایش اعتماد عمومی است. بزرگ‌ترین سرمایه هر جامعه‌ای، اعتماد مردم به حاکمان است و اگر قرار باشد این سرمایه بزرگ به همین سادگی در معرض آسیب قرار گیرد، به آن ضربه زده‌ایم.

راغفر با تأکید بر اهمیت سرمایه اجتماعی گفت: امروز سرمایه اجتماعی به‌شدت تضعیف شده است و بدون سرمایه اجتماعی، امکان حل بحران‌های موجود در کشور عملاً منتفی است.

وی همچنین با اشاره به تحولات اجتماعی و سیاسی اخیر گفت: نارضایتی‌هایی که در اثر این سیاست‌های اقتصادی بر کشور تحمیل شده، زمینه را برای ماجراجویی‌های اسرائیل و آمریکا فراهم کرده است.

این اقتصاددان در پایان اظهار کرد: برای اینکه مجدداً با شرایط بدتری که در زمان حوادث تأسف‌بار ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ مواجه شدیم، روبه‌رو نشویم، لازم است با مردم و مسئولان گفت‌وگو شود. ما نیز این فرصت را تقاضا کردیم تا در کنار مسئولان و دیگر صاحب‌نظران، دیدگاه‌های یکدیگر را بشنویم و بتوانیم به یک جمع‌بندی برسیم.




 قیمت خودرو‌های ایران خودرو امروز جمعه ۳۰ مرداد ۱۴۰۵ + جدول
۸ ساعت قبل / سایت اقتصاد معاصر

قیمت خودرو‌های ایران خودرو امروز جمعه ۳۰ مرداد ۱۴۰۵ + جدول

قیمت خودرو‌های ایران خودرو امروز جمعه ۳۰ مرداد ۱۴۰۵ را در جدول مشاهده کنید.

 الجزیره: چین احتمالاً واردات نفت ایران را با وجود خطر تحریم‌های ترامپ به صفر نمی‌رساند
۶ ساعت قبل / سایت هم میهن

الجزیره: چین احتمالاً واردات نفت ایران را با وجود خطر تحریم‌های ترامپ به صفر نمی‌رساند

الجزیره نوشت: دونالد ترامپ تهدید کرده است کشورهایی را که همچنان با ایران تجارت می‌کنند، از جمله چین، با پیامدهای شدید اقتصادی روبه‌رو خواهد کرد.

 شرایط جنگی پای برنج خارجی را به فصل برداشت باز کرد
۱۱ ساعت قبل / سایت هم میهن

شرایط جنگی پای برنج خارجی را به فصل برداشت باز کرد

رئیس انجمن تولیدکنندگان و تأمین‌کنندگان برنج ایران با بیان اینکه کشور همواره بخشی از نیاز خود به برنج را از طریق واردات تأمین می‌کند، گفت: لغو ممنوعیت فصلی واردات در مقطع فعلی بیش از آنکه یک تصمیم تنظیم بازاری باشد، با هدف اطمینان از تأمین کالا در شرایط جنگی و جلوگیری از بروز مشکل در ماه‌های آینده اتخاذ شده است.

 کپلر: تنها ۷ شناور از تنگه هرمز عبور کرده‌اند
۱۰ ساعت قبل / سایت جهان صنعت نیوز

کپلر: تنها ۷ شناور از تنگه هرمز عبور کرده‌اند

«کپلر» اعلام کرد که طی روز گذشته تنها ۷ شناور از تنگه هرمز عبور کرده اند.

 قیمت جدید گوشت قرمز امروز ۳۰ مرداد ۱۴۰۵
۵ ساعت قبل / روزنامه تعادل

قیمت جدید گوشت قرمز امروز ۳۰ مرداد ۱۴۰۵

تازه‌ترین قیمت گوشت قرمز در بازار ۳۰ مردادماه ۱۴۰۵ اعلام شد.

 بازدهی بورس در هفته آخر مردادماه ؛ پربازده‌ترین و زیان‌ده‌ترین نمادهای بورس در هفته گذشته
۹ ساعت قبل / سايت نبض بورس

بازدهی بورس در هفته آخر مردادماه ؛ پربازده‌ترین و زیان‌ده‌ترین نمادهای بورس در هفته گذشته

بورس تهران در هفته گذشته با رشد شاخص‌های اصلی همراه شد و شاخص هم‌وزن عملکرد بهتری نسبت به شاخص کل ثبت کرد. شاخص کل بورس در این هفته بیش از ۲۱۶ هزار واحد افزا...