
نورنیوز- گروه سیاسی: همزمان با آغاز مرحله تازه جنگ اقتصادی آمریکا علیه ایران، بخشی از رسانههای فارسیزبان خارج از کشور عملاً یک کارزار رسانهای موازی را آغاز کردهاند؛ کارزاری که در آن، خبرهای مربوط به فشار اقتصادی، کمبودها، افزایش قیمتها و دشواریهای معیشتی با حجم و بسامدی قابل توجه بازتاب داده میشود و در بسیاری موارد، یک مشکل واقعی اقتصادی در قاب روایتی بزرگتر از ابعاد واقعی آن قرار میگیرد؛ روایتی که در نهایت نه فقط از «مشکل امروز»، بلکه از «بحران فردا» سخن میگوید.
در این الگوی رسانهای، صف پمپبنزین، افزایش قیمت یک کالا، نوسان ارز یا اختلال در تأمین یک محصول، صرفاً یک خبر اقتصادی نیست؛ هر کدام به نشانهای از یک بحران فراگیر و گاه مقدمهای برای بیثباتی اجتماعی تصویر میشوند. نمونههایی از همین نوع پوشش خبری در روزهای اخیر درباره کمبود سوخت و دشواری معیشت خانوارهای ایرانی بهطور برجسته منتشر شده است.
چنین رفتاری را چه بسا بتوان «زمینهسازی برای ناآرامی» یا «تحریک اجتماعی» نامید. اینجا تعبیر «آشوب انتظاری» بهعنوان یک مفهوم تحلیلی، تعبیر قابل دفاعی است.
مفهوم «آشوب انتظاری» را میتوان اینگونه تعریف کرد: جامعه هنوز با یک بحران قطعی و فراگیر مواجه نشده، اما دائماً با تصویر بحران آینده روبهرو میشود؛ هنوز کمبود عمومی رخ نداده، اما مخاطب هر روز خبر کمبود میبیند؛ هنوز فروپاشی اقتصادی اتفاق نیفتاده، اما روایت رسانهای از اقتصادی سخن میگوید که گویی در آستانه فروپاشی است؛ هنوز نارضایتی اجتماعی به نقطه انفجار نرسیده، اما دائماً از «انفجار»، «فروپاشی»، «خشم عمومی» و «آستانه اعتراض» سخن گفته میشود. در چنین وضعی، انتظار میتواند خود به یک عامل مؤثر بر رفتار تبدیل شود.
آشوب انتظاری چیزی شبیه تورم انتظاری است. اقتصاد سالهاست مفهوم «انتظارات» را به رسمیت شناخته است. انتظارات تورمی میتوانند پیش از آنکه قیمتها افزایش پیدا کنند، رفتار مصرفکننده، …












