
نورنیوز- گروه سیاسی : جنگ آمریکا با ایران به رغم فروکش کردن نعره آتشبارها و ادوات نظامی، هنوز تمام نشده است؛ فقط از آسمان به زمین، و به اقتصاد منتقل شده است. اگر در مرحله نخست، یعنی در دو جنگ دوازده و چهل روزه، فرماندهان نظامی و اتاقهای عملیات تعیینکننده بودند، امروز ابتکار عمل به وزارت خزانهداری آمریکا رسیده است. انتقال محور تصمیمگیری از پیت هگست و پنتاگون به اسکات بسنت و وزارت خزانهداری، اتفاقی ساده نیست؛ این یعنی واشنگتن به این جمعبندی رسیده که آنچه با قدرت نظامی به دست نیاورد، شاید با فشار مالی، بانکی و تجاری به دست آورد. الگوی واحد رفتاری آمریکا در برابر ایران
طرح جدید آمریکا نیز دقیقاً بر همین منطق بنا شده است: محاصره اقتصادی گسترده، محدود کردن تجارت و صادرات نفت، هدف قرار دادن شبکه مالی ایران و وادار کردن سایر کشورها به انتخاب میان همکاری با آمریکا یا همکاری با ایران. در تازهترین اتفاق، انگلیس نیز از همراهی با این کارزار خبر داده، هرچند چین به عنوان دومین اقتصاد بزرگ دنیا از پیوستن به آن خودداری کرده و بار دیگر بر مخالفت خود با تحریمهای یکجانبه تأکید کرده است. از این نکته نیز نباید غافل بود که تنگناهای اقتصادی و مالی و اجتماعی در آمریکا، به هیچ وجه کمتر از مشکلاتی نیست که به خاطر جنگ و تحریم و محاصره در ایران پیش آمده است.
در چنین شرایطی، نشست سهساعته مسعود پزشکیان در بانک مرکزی اهمیت ویژهای پیدا میکند. رئیسجمهور در این جلسه، هم از «تفاهم و مذاکره» سخن گفت و هم از «ایستادگی در برابر فشار اقتصادی». شاید مهمترین جمله او این بود که آمریکا همانگونه که در جنگ نظامی نتوانست کاری از پیش ببرد، در جنگ اقتصادی نیز موفق نخواهد شد. این گزاره، اگر صرفاً یک شعار سیاسی باشد، شاید ارزش چندانی نداشته باشد؛ اما اگر بر مبنای شناخت رفتار آمریکا و تجربه ماههای اخیر فهمیده شود، میتواند به یک تحلیل راهبردی تبدیل شود.
واقعیت این است که رفتار آمریکا در ماههای گذشته یک الگوی نسبتاً روشن داشته است. در جنگ نظامی، ابتدا فشار حداکثری اعمال شد، سقف تهدیدها بالا رفت و تصور این بود که ایران ظرف چند روز ناچار به عقبنشینی خواهد شد. اما …












