
نورنیوز-گروه اقتصادی: دونالد ترامپ رییس جمهور آمریکا در روزهای اخیر با انتشار مکرر پستهای غیر مستند درباره وضعیت اقتصادی ایران، تلاش گسترده ای را برای موفق نشان دادن سیاستهایش برای به زانو درآوردن ایران در دستور کار خود قرار داده است
پیش از آنکه به ادعای دونالد ترامپ درباره «فروپاشی ایران» نگاه کنیم، شاید بهتر باشد یکبار به داخل آمریکا نگاه کنیم؛ به اقتصادی با بیش از ۴۰ تریلیون دلار بدهی فدرال، هزینه بهرهای که به بیش از یک تریلیون دلار رسیده و بازاری که افزایش بازدهی اوراق خزانه، سیاستگذاران واشنگتن را به مداخله و مدیریت حساستر منحنی بازده واداشته است. هرچند اینها نشانه فروپاشی اقتصاد آمریکا نیستند؛ اما واقعیتهای قابل اندازهگیری درباره محدودیتهای فزاینده مالی این کشور و اثرات مستقیم جنگ بر اقتصاد سیاسی واشنگتن است.
در چنین شرایطی، ادعای ترامپ درباره اینکه ایران «در حال فروپاشی» است و حتی قادر به پرداخت حقوق بخشهایی از نیروهای نظامی خود نیست، بیش از آنکه یک گزارش اقتصادی مستند باشد، نیازمند بررسی بهعنوان یک گزاره سیاسی و تبلیغاتی است.
اهمیت اظهارات تبلیغاتی ترامپ فراتر از یک ادعای توییتری است. در جنگ اقتصادی، روایت درباره وضعیت طرف مقابل بخشی از خود جنگ است. وقتی واشنگتن از «Economic D-Day» سخن میگوید و همزمان رئیسجمهور آمریکا از فروپاشی قریبالوقوع ایران خبر میدهد، طبیعی است که این گزارهها در کنار یکدیگر خوانده شوند: تلاش برای نشان دادن تحریم و محاصره اقتصادی بهعنوان ابزاری مؤثر و ارائه تصویری از پیروزی پیش از آنکه واقعیتهای اقتصادی چنین نتیجهای را اثبات کرده باشند.
اما اگر قرار است وضعیت اقتصادی ایران با شاخصهای واقعی سنجیده شود، همین قاعده باید درباره آمریکا نیز اعمال شود.
رویترز گزارش داده است که بدهی فدرال آمریکا از مرز ۴۰ تریلیون دلار عبور کرده و هزینه بهره بدهی به حدود ۱.۱ تریلیون دلار رسیده است. این ارقام نشان میدهند هزینه تأمین مالی دولت به یکی از متغیرهای مهم اقتصاد آمریکا تبدیل شده است. هرچه نرخهای بهره و بازدهی اوراق بالاتر برود، هزینه استقراض …











