
به گزارش خبرنگار استانی ایسکانیوز از زنجان؛ گاه در مسیر رسیدن به مقصد، «تأخیر» به معنای از دست رفتن فرصتها نیست؛ بلکه گاه، این تأخیر، فرصتی است برای بازگشت به خویشتن، با اشتیاقی مضاعف و قدمهایی که اگرچه سنگیناند، اما سرشار از معنای عمیق هستند. روز اربعین در شهر ماهنشان، جادهها نه تنها برای عبور، که برای تجلی یک حقیقت بزرگ باز شدند؛ جایی که «جاماندگان» اربعین، نه با خستگی، که با روحی تشنه و چشمانی خیس از شوق، به سوی میعادگاه اشک خیز برداشتند تا ثابت کنند که در مسیر عشق، هرگز دیر نیست و همیشه راهی برای رسیدن به کربلا، در قلبها وجود دارد.
با نخستین پرتوهای سپیدهدم روز اربعین، شهر ماهنشان از همیشه خود متفاوتتر بود. گویی از شب گذشته، رنگ و بوی کربلا در تار و پود خیابانها رخنه کرده بود؛ عطری که از ترکیب اشک، عرق خدمتگزاران و ذکر مداحیها پدید آمده بود. فضای شهر در آغوش زمزمههای حسینی قرار گرفته بود و سکوت صبحگاهی، با طنین شعارهای حیدری شکسته میشد. پیادهروی جاماندگان در ماهنشان، از همان نخستین دقایق، از قالب یک مراسم مذهبی ساده خارج شد و به یک پدیده اجتماعی و معنوی تبدیل گشت که تمام سلولهای شهر را به تپش واداشت.
در این جریان عظیم، اگر به چهرههای حاضر در این پیادهروی بنگرید، با روایتهای متفاوتی از ایمان روبرو خواهید شد؛ روایتهایی که در تضاد با هم، اما در وحدتی بینظیر قرار دارند. در یک سو، پیرمردانی را میبینید که با قدمهایی لرزان و تکیه بر عصاهای خود، گویی با هر گام، تکهای از عمر خود را به پای آلمحمد (ص) نذر میکنند؛ نگاهشان استوار است و در چشمهایشان، تسلم بیمانند به ارادهی الهی موج میزند. در سوی دیگر، جوانانی با شور و هیجانی وصفناپذیر، خستگی را در برابر شکوه مسیر گم کردهاند و با فریادهایی که از عمق جان برمیآید، مسیر را برای نسلهای بعدی روشن میکنند. این تنوع جمعیتی، از خلیلیترین گروههای مذهبی گرفته …












