قیمت طلا امروز




 سایت مشرق / ۱۴۰۵/۰۵/۲۴

از تولدِ شوال تا شهادتِ رمضان؛ روایتِ یک عمر بندگی/صورتش را بوسیدم و خونِ تازه‌اش روی دستم ماند

سال ۱۳۹۰ که سبحان کلاس پنجم بود و ما می خواستیم به مکه مشرف شویم، او بسیار اذیت شد. در فرودگاه، وقتی داشتیم بدرقه می شدیم، پیامکی به پدرش داد که «من و غم و تنهایی، امان از این جدایی دلتنگتم خدایی».
 از تولدِ شوال تا شهادتِ رمضان؛ روایتِ یک عمر بندگی/صورتش را بوسیدم و خونِ تازه‌اش روی دستم ماند

این بخش به‌صورت خودکار گردآوری شده است. برای مطالعه کامل خبر، به منبع اصلی مراجعه کنید.

سرویس جهاد و مقاومت مشرق - در اعماق تاریخ، رمضان همیشه ماه نزول رحمت و برکت بوده است؛ اما برای برخی، این ماه مقدس، فصل دیگری نیز داشته است: فصل شهادت و افتخار. جنگ رمضان، نامی است که بر تارک تاریخ این سرزمین، با خون پاک رزمندگانش رقم خورده است؛ جنگی که در دل ماه میهمانی خدا، حماسه‌هایی آفرید که هرگز از خاطره‌ها نخواهد رفت.

اشاره: نشسته‌ایم پای صحبت پدر و مادری که قلب هایشان را عشق فرزندشان پُر کرده، اما صبر فراغش، خودش یک معجزه است. پدر شهید، از روزی می گوید که صورتِ خونینِ فرزندش را بوسید و خونِ تازه‌اش روی دستش ماند، از کودکیِ سبحان میگوید؛ از شش‌سالگیِ پسری که مقابل عکسِ امام حسین (ع) می‌ایستاد و با وقاری عجیب، دست به سینه میگذاشت و سر تعظیم فرود می‌آورد. اما پدر، سالها بعد، جوابِ آن را میفهمد: «سیمِ سبحان از همان ابتدا متصل بود...» آری، از همان ابتدا، سیمِ دلِ سبحان به افلاک بسته بود؛ به همان جایی که قرار بود در نیمه ماه رمضان، به وصالِ معشوق برسد. و حالا مادر سبحان شهید که با چشمانی که هنوز به در خیره مانده، نجوا میکند: من هنوز با صدای در، منتظرِ آمدنش هستم... …




جمعه ۲۰ شهریور ۱۴۰۵ - 11 September 2026