به گزارش مشرق، کانال تلگرامی اندیشکده تهران با انتشار گزارشی نوشت:
یک دهه قبل، نظم منطقه غرب آسیا را میشد در قالب سه بلوک اصلی تحلیل کرد: نخست، «بلوک محور مقاومت» شامل ایران، سوریه، حزبالله لبنان، جریان غالب در عراق و...؛ دوم، «بلوک اسلامگرایی سنی» به محوریت ترکیه، قطر، اخوانالمسلمین و... و سوم، «بلوک مخالفان اسلامگرایی سیاسی» به محوریت امارات، عربستان، مصر و بحرین. در آن زمان، سوریه مهمترین عرصه تقابل دو بلوک نخست، یمن مهمترین آوردگاه تقابل بلوک اول و سوم و لیبی نیز مهمترین صحنه رویارویی بلوکهای دوم و سوم بود.
تغییر در تقسیمبندی بلوکها
اما طی یک دهه اخیر، معادلات منطقه دگرگون شده است. سوریه از محور مقاومت خارج شده و بلوک نخست، دستکم در مقایسه با سالهای گذشته، تضعیف شده است. بلوک سوم نیز پس از پیمان ابراهیم به اسرائیل نزدیکتر شده و روابط امارات با تلآویو به سطحی رسیده که میتوان ابوظبی را «متحد راهبردی اسرائیل» دانست. با این حال، مهمترین تحول، تغییر معادلات میان بلوکهای دوم و سوم و افزایش قابل توجه وزن ترکیه بوده است.
امروز، اگر محور مقاومت را کنار بگذاریم، میتوان از دو بلوک عمده فرامنطقهای سخن گفت که در برابر یکدیگر صفآرایی کردهاند. بلوک نخست به محوریت ترکیه، شامل ترکیه، سوریه، دولت مرکزی سودان به ریاست برهان، حکومت مرکزی سومالی، قطر و پاکستان است. در مقابل، بلوک دوم به محوریت اسرائیل از یونان، قبرس، اسرائیل، نیروهای واکنش سریع به رهبری حمیدتی در سودان، سومالیلند، تجزیهطلبان جنوبی یمن، امارات، هند و تا حدی بحرین تشکیل شده است.
تقویت بلوک ترکیه
مقایسه این دو آرایش با وضعیت یک دهه قبل، از رشد چشمگیر بلوک ترکیه حکایت دارد. این تحول در شرایطی رخ داده که اسرائیل پس از تضعیف محور مقاومت تصور میکرد با یک «پنجره فرصت طلایی» برای ایجاد هژمونی مطلق در منطقه و طراحی نظمی جدید مواجه شده است. از این منظر، رشد و تقویت بلوک ترکیه با منافع تلآویو در تضاد است.
در صف آرایی منطقهای دو بلوک مذکور، اهمیت عربستان، مصر، سودان و یمن بیش از سایر بازیگران است. بنابراین، تحولات پنج سال اخیر در کشورهای مذکور، اهمیت این تغییر موازنه را آشکارتر میکند.
تغییر رویکرد بازیگران کلیدی …













