
سرویس سیاست مشرق- روز گذشته عربستان اعلام کرد که یک پیمان امنیتی جدید را با ترکیه و پاکستان بسته است، این مسئله مورد توجه رسانهها قرار گرفته و بسیاری از تحلیلگران معتقدند که ناکارآمدی امنیتی برای ریاض باعث شده تا بنسلمان سراغ یک کالای جدید و منطقهای برود. جنگ تمامعیار آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی ایران که از نهم اسفند ۱۴۰۴ آغاز شد، نه تنها معادلات نظامی و امنیتی غرب آسیا را دگرگون ساخت، بلکه یک «شوک اقتصادی بیسابقه» را به اقتصاد جهانی و بهویژه کشورهای عربی منطقه تحمیل کرد.
بر اساس مجموعه گزارشهای معتبر بینالمللی از جمله بیبیسی، نیویورک تایمز، اکونومیست، بانک جهانی، صندوق بینالمللی پول و اندیشکدههای تخصصی، این جنگ به «بزرگترین بحران انرژی در تاریخ» و «یکی از پرهزینهترین منازعات منطقهای در هفتاد سال اخیر» تبدیل شده است.
در حالی که رژیم صهیونیستی و ایالات متحده، جنگ را با هدف «براندازی نظام جمهوری اسلامی»، «نابودی برنامه هستهای و موشکی ایران» و «تغییر معماری ژئوپلیتیک منطقه» طراحی کرده بودند، پیامدهای اقتصادی آن، بهویژه بر متحدان منطقهای خود، به مراتب سنگینتر از دستاوردهای نظامی محدود آنها بود.
مسئله محوری آن است که چگونه جنگ با ایران، با وجود برخورداری کشورهای عربی از حمایت نظامی و اطلاعاتی واشنگتن، به «بحرانی اقتصادی تمامعیار» برای آنها تبدیل شده و وابستگی ساختاری این کشورها به تنگه هرمز و مدل اقتصادی مبتنی بر صادرات انرژی، آنها را در موقعیتی آسیبپذیر و شکننده قرار داده است؟ آمریکا با راهاندازی این جنگ، عملاً با مختل کردن مسیرهای حیاتی انرژی، نه تنها به هدف تضعیف ایران نرسید، بلکه پایگاههای اقتصادی متحدان عربی خود را که دههها برای تبدیل منطقه به «پناهگاه امن» سرمایهگذاری و تلاش کرده بودند، در معرض فروپاشی تدریجی قرار داد.
کشورهای عربی که پیشبینی میکردند با حمایت از جنگ، «امتیازات امنیتی» و «تضمینهای اقتصادی» بیشتری از واشنگتن دریافت کنند، در عمل با «هزینههای هنگفت نظامی-اقتصادی» و «فرار سرمایهگذاران» مواجه شدند. چارچوب نظری حاکم بر این پژوهش، مبتنی بر «نظریه وابستگی اقتصادی وابسته به آبراهههای راهبردی» و «مفهوم شوک عرضه انرژی» است که در آن، هرگونه اختلال در مسیرهای حیاتی انتقال انرژی، …












