
به گزارش سرویس جهان مشرق ، در تاریخ ۷ اوت ۲۰۲۶، عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان در شهر مقدس مکه، «پیمان دفاع مشترک مکه» را امضا کردند. بر اساس این پیمان، هرگونه حمله مسلحانه به یکی از اعضا، بهمنزله حمله به همه اعضا تلقی میشود و سازوکار آن اغلب به ماده ۵ پیمان ناتو تشبیه شده است.
این توافق در شرایطی منعقد شده که منطقه به دلیل تشدید تنشها میان ایران و محور آمریکایی-صهیونی در وضعیت بسیار شکنندهای قرار دارد. هدف اعلامشده این توافق، مقابله با تهدیدات احتمالی ایران و جبران خلأ امنیتی ناشی از کاهش اعتماد به تعهدات ایالات متحده است.
با این حال، فاصله میان یک توافق کاغذی و یک ائتلاف دفاعی عملیاتی، بسیار زیاد است. از نگاه انتقادی، این پیمان با تناقضها و موانع عمیق داخلی و خارجی روبهروست که تبدیل آن را به ابزاری مؤثر برای تغییر موازنه قدرت در منطقه بسیار دشوار و دور از دسترش می کند.
تضاد منافع راهبردی و اولویتهای ملی
مهمترین نقص ذاتی «پیمان مکه»، تفاوتهای بنیادین در منافع ملی و اولویتهای راهبردی سه کشور عضو است. همانطور که تحلیلگران اشاره کردهاند، این سه کشور هرچند از نظر توانمندی نظامی مکمل یکدیگرند، اما اهدافشان به کلی متفاوت است:
عربستان سعودی: بهعنوان محرک اصلی پیمان، هدف ریاض تأمین امنیت در برابر تهدید مستقیم ایران و نیروهای نیابتی آن (مانند دولت جنبش انصارالله در یمن) است. حملات مکرر مجاهدان یمنی به تأسیسات نفتی و مواضع مزدوران سعودی، در پاسخ به جنایات ریاض در این کشور و تحمیل یک محاصرهی ضدانسانی یازده ساله، آل سعود را به شدت نگران کرده است.
ترکیه: انگیزههای آنکارا پیچیدهتر است؛ توسعه نفوذ منطقهای، تأمین بازار برای صنایع دفاعی خود و ایفای نقش در نظم امنیتی جدید غرب آسیا. این سیاست با مداخلات نظامی ترکیه در عراق، سوریه، قفقاز و لیبی همخوانی دارد و صرفاً «دفاعی» نیست.
پاکستان: محور اصلی راهبردی اسلامآباد، همواره رقیب دیرینه آن یعنی هند بوده است. رابطه با عربستان بیشتر جنبه مالی (جذب سرمایه) و سیاسی (ایجاد توازن در برابر هند) دارد. پاکستان دارای توان بازدارندگی هستهای است اما خود با بحران اقتصادی شدیدی دستوپنجه نرم میکند.
این «مواجهه با دشمنی مشترک اما اهداف متفاوت»، مهمترین مانع اجرایی شدن پیمان …










![[محمدعلی مهتدی] سوریه؛ میدان تقابل ترکیه و رژیم صهیونیستی](/news/u/2026-08-23/ettelaat-071n0.jpg)

