
به گزارش مشرق، سیاست و روش ایالات متحده که در چند روز گذشته در مورد تنگه هرمز و خلیج فارس توسط رهبران آمریکا مطرح شده و قصد دارند آن را به مرحله اجرا درآورند، اگر نگوییم ادامه جنگ است، اما خود نوعی اعمال فشار و در واقع تهدید و زور برای رسیدن به هدفی است که از طریق نظامی حاصل نشده است.
در این مورد، جی. دی. ونس، معاون رئیسجمهور ایالات متحده، که گفته میشد در مورد خلیج فارس و بحران تنگه هرمز با رئیسجمهور آمریکا اختلاف نظر دارند، گفته است (نقل به مضمون): «تحریمهایی علیه ایران اعمال خواهند کرد که در تاریخ سابقه نداشته است.»
در اواسط جنگ، رئیسجمهور آمریکا هم گفته بود کاری خواهد کرد که ایران به دوران عصر حجر بازگردد! حالا هم معاون او از تحریمهایی سخن میگوید که بیسابقه است. البته لابد منظور او این است که نهتنها حکومت، بلکه مردم ایران را بیشتر از گذشته تحت فشار بگذارند. دولت آمریکا باید بداند که دهها سال انواع و اقسام تحریمها تأثیری در تغییر سیاست ایران و بهبود روابط تهران با این کشور نداشته، جز اینکه این مردم ایران بودهاند که زیر فشارهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی بودهاند. حال به فرض اینکه با اعمال فشار و تحریمهای بیسابقه در تاریخ آمریکا بتواند به هدف خود برای رسیدن به توافق با ایران برسد، آیا این توافق میتواند پایدار باشد؟
ایالات متحده از طریق جنگ نتوانست به تفاهم مورد نظر خود برسد، حال در نظر دارد با تحریم اقتصادی بیسابقه به منظور خود نائل آید. آیا واقعاً رسیدن به این هدف مورد نظر را میتواند تضمین کند؟
«تحریمهای بیسابقه اقتصادی تاریخی علیه ایران» همانند جنگ، درهای دیپلماسی را میبندد و شانسی به آن نمیدهد، بحران منطقه را عمیقتر و حل آن را دشوارتر خواهد ساخت. قطعاً و طبعاً ایران هم بیکار نخواهد نشست و برای دفاع از خود عمل متقابل خواهد کرد و دوباره آن دور باطل شروع خواهد شد. گفتهای را به ناپلئون نسبت دادهاند بدین مضمون که اگر گربه را در کنجی گرفتار کنید و اجازه رهایی به او ندهید، او با چنگ و دندان به جان طرف خود خواهد افتاد و او را زخمی میکند. حال همین وضع در مورد ایران و آمریکا هم …











