
به گزارش مشرق، در سانتامونیکای کالیفرنیا، بنیادی فعالیت میکند که نام آن در سالهای اخیر در کنار برخی پروژههای مرتبط با ایران، دانشگاههای آمریکایی و جریانهای مخالف جمهوری اسلامی مطرح شده است: «بنیاد تسلیمی».
بررسی ارتباطات این بنیاد، پرسشهای مهمی را درباره نقش مؤسسات مالی وابسته یا نزدیک به جوامع هویتی در شکلدهی به جریانهای فکری و سیاسی ایجاد میکند. اسنادی درباره حمایت مالی بنیاد تسلیمی از برخی پروژههای مرتبط با مطالعات ایران در دانشگاه استنفورد و دیگر فعالیتهای فکری منتشر شده که نشان میدهد این بنیاد صرفاً یک مجموعه خیریه معمولی نیست و در حوزه تولید گفتمان درباره ایران نیز حضور دارد.
اما پرسش اصلی اینجاست: پشت این حمایتهای مالی چه ساختاری قرار دارد؟
نخستین نکته، جایگاه بنیاد تسلیمی در ساختار جامعه بهائی است. این بنیاد در زمره مؤسسات ملهم از تعالیم بهائی معرفی میشود؛ مفهومی که در ساختار بهائی صرفاً یک عنوان ساده نیست. بهائیت برخلاف بسیاری از سنتهای دینی، دارای یک نظام اداری جهانی و متمرکز است و اصل «عهد و میثاق» یکی از مهمترین ابزارهای حفظ انسجام تشکیلاتی آن به شمار میرود.
از همین رو، این پرسش مطرح میشود که آیا چنین مؤسساتی را میتوان صرفاً مجموعههایی کاملاً مستقل و جدا از فضای تشکیلاتی بهائی دانست؟ یا باید آنها را در چارچوب گستردهتر شبکه اجتماعی، فرهنگی و هویتی بهائیت تحلیل کرد؟
اگر جامعه بهائی همواره بر «عدم مداخله در سیاست» تأکید میکند، حمایت مالی از پروژههایی …












![[علی دارابی] گرفتار دولت در دولت نشویم!](/news/u/2026-08-23/ettelaat-dxse1.jpg)