قیمت طلا امروز




 سایت اقتصاد ۲۴ / ۱۴۰۵/۰۵/۱۶

کابوس ۹۶ درصدی شاخص فلاکت چگونه معیشت ایرانیان را زیر و رو کرده است؟/ راه حل، اصلاحات بنیادین است

شاخص فلاکت در تابستان ۱۴۰۵ به مرز ۹۶ درصد رسیده و در ۱۹ استان حتی از ۱۰۰ درصد نیز عبور کرده است؛ آماری که روایتگر همزمان گرانی، بیکاری و کاهش امید به آینده در بخش بزرگی از جامعه است.
 کابوس ۹۶ درصدی شاخص فلاکت چگونه معیشت ایرانیان را زیر و رو کرده است؟/ راه حل، اصلاحات بنیادین است

اقتصاد۲۴- در میان تمام عبارت‌ها و واژه‌های خشک و پیچیده دنیای اقتصاد، شاید هیچ مفهومی به اندازه «شاخص فلاکت» با پوست، گوشت و استخوان زندگی روزمره مردم عجین نباشد. اصطلاحی که در جریان مناظره‌های انتخاباتی دهه هشتاد برای نخستین‌بار به گوش بسیاری از مردم عادی خورد و توجه افکار عمومی را به خود جلب کرد، این روز‌ها دیگر یک عبارت دور از ذهن یا متغیر انتزاعی در کتاب‌های درسی اقتصاد نیست؛ بلکه تصویر دقیق و عریانی از فشاری است که بر سفره‌ها، اعصاب و امید جوانان جامعه وارد می‌شود.

بر اساس تازه‌ترین محاسبات و آمار‌های اقتصادی در تابستان ۱۴۰۵، شاخص فلاکت کل کشور به رقم بی‌سابقه و نگران‌کننده ۹۶ درصد رسیده است. وحشتناک‌تر از این عددِ میانگین، شکاف عمیقی است که میان استان‌های مختلف کشور دهان باز کرده است. برآورد‌ها نشان می‌دهد که این شاخص در ۱۹ استان کشور از مرز ۱۰۰ درصد عبور کرده و استان ایلام با رقم ۱۲۰.۶ درصد بار دیگر در صدر جدول رنج اقتصادی ایستاده است.

اما این عدد‌ها دقیقاً چه معنایی دارند، چگونه زندگی یک شهروند معمولی را زیر و رو می‌کنند و چرا اقتصاد ایران به این نقطه رسیده است؟ شاخص فلاکت چیست و چگونه محاسبه می‌شود؟

برای فهم ساده این عبارت، نیازی به فرمول‌های پیچیده ریاضی نیست. شاخص فلاکت اولین‌بار توسط آرتور اوکان، اقتصاددان آمریکایی، برای نشان دادن وضعیت رفاهی جامعه طراحی شد. فرمول آن فوق‌العاده ساده و در عین حال بی‌رحم است: جمعِ نرخ تورم و نرخ بیکاری.

منطق این فرمول بر یک اصل روان‌شناختی و اقتصادی روشن استوار است؛ انسان‌ها در زندگی روزمره با دو کابوس بزرگ اقتصادی روبه‌رو هستند. اول این‌که شغلی برای درآمدزایی نداشته باشند (بیکاری)، و دوم این‌که درآمد‌های موجودشان هر روز بر اثر افت ارزش پول کسر شود و قدرت خریدشان از دست برود (تورم). زمانی که این دو اژد‌های اقتصادی هم‌زمان بیدار شوند و در یک نقطه به هم برسند، خروجی آن عددی است که «سطح فلاکت» یک جامعه را اندازه‌گیری می‌کند.

به زبان ساده، وقتی گفته می‌شود شاخص فلاکت کشوری ۹۶ درصد است -که از ترکیب نرخ بیکاری ۸.۱ درصدی و تورم نقطه به نقطه حدود ۸۸ درصدی به دست آمده- یعنی جامعه به صورت هم‌زمان زیر فشار شدید گرانی افسارگسیخته و ریسک بالای عدم امنیت شغلی دست و پا می‌زند. ملموس‌ترین اثر شاخص ۹۶ درصدی در سفره و زندگی مردم

شاید یک آمارگر، ۹۶ درصد را تنها یک عدد در جدول‌های ارزیابی اقتصادی ببیند، اما اثر واقعی این عدد در خیابان‌ها و خانه‌های مردم معانی کاملاً ملموسی دارد. شاخص فلاکت بالا یعنی یک خانواده باید هم‌زمان با دو جبهه بجنگد. در یک جبهه، سرپرست یا جوان خانواده با در‌های بسته بازار کار و حقوق‌های ناکافی روبه‌روست و در جبهه دیگر، قیمت گوشت، مرغ، مسکن، اجاره‌خانه و دارو روزانه و هفتگی بالا می‌رود.

بیشتر بخوانید: فقر هم عادلانه توزیع نمی‌شود/ چرا غول گرانی در استان‌های مرزی بی‌رحم‌تر از پایتخت است؟

وقتی شاخص فلاکت از ابعاد منطقی خارج می‌شود، اولین قربانی آن «پس‌انداز» و «امید به آینده» است. در چنین فضایی، طبقه متوسط به سرعت تحلیل رفته و به زیر خط فقر سقوط می‌کند. برنامه‌ریزی برای خرید خانه، ازدواج، تحصیل یا حتی یک سفر ساده جای خود را به تلاش روزمره برای «زنده ماندن و از پس هزینه‌ها برآمدن» می‌دهد. آسیب‌های اجتماعی نظیر افزایش آمار طلاق، سرقت‌های خرد، مهاجرت نخبگان و ناامیدی نسلی، همگی میوه‌های تلخ همان درختی هستند که ریشه‌اش در شاخص فلاکت بالای ۹۰ درصد تغذیه می‌شود. جغرافیای نابرابری؛ وقتی استان‌های مرزی بار اصلی را دوش می‌کشند

بزرگ‌ترین خطای آمارگیری‌های ملی این است که پشت اعداد میانگین، نابرابری‌های عمیق منطقه‌ای را پنهان می‌کنند. عدد ۹۶ درصد برای کل کشور به خودی خود نگران‌کننده است، اما وقتی نقشه استان‌ها را باز می‌کنیم، با یک فاجعه ساختاری روبه‌رو می‌شویم. فاصله‌ای بیش از ۴۰ واحد درصد میان پایتخت با استان‌های کم‌برخوردار وجود دارد.

حضور استان‌هایی مانند ایلام (با شاخص بالای ۱۲۰ درصد)، لرستان، کردستان، کرمانشاه و هرمزگان (در محدوده ۱۱۵ تا ۱۱۹ درصد) در صدر جدول فلاکت، اتفاقی و تصادفی نیست. این استان‌ها سال‌هاست که از نرخ بیکاری پنهان و آشکار بالا رنج می‌برند و زمانی که موج‌های تورمی کشوری به آنها می‌رسد، به دلیل ضعیف‌تر بودن زیرساخت‌های اقتصادی و درآمد سرانه پایین‌تر، ضربات سنگین‌تری می‌خورند. عبور شاخص فلاکت از مرز ۱۰۰ درصد در ۱۹ استان، به زبان ساده یعنی در بیش از نصف جغرافیای ایران، فشار اقتصادی از آستانه تحمل ساختاری جامعه فراتر رفته است. علل ریشه‌ای؛ چرا به این وضعیت رسیده‌ایم؟

جهش شاخص فلاکت به سطح نزدیک به ۱۰۰ درصد، محصول یک شبه یا یک تصمیم ناگهانی نیست؛ بلکه برآمد غفلت‌های طولانی‌مدت، تحریم‌های فرساینده، کسری بودجه مزمن و ناترازی‌های شدید در بخش‌های مختلف کشور است.

اصلی‌ترین سوخت این موتور مخرب، «تورم ساختاری» است. بانک مرکزی و دولت‌ها طی سالیان گذشته برای جبران کسری بودجه خود دست به چاپ پول و رشد بی‌رویه پایه پولی زده‌اند. این تورم افسارگسیخته، در کنار نرخ بیکاری واقعی (به‌ویژه بیکاری فارغ‌التحصیلان و زنان) که بسیار بالاتر از آمار‌های رسمی احساس می‌شود، شاخص فلاکت را به این ارتفاع پرتاب کرده است. تحریم‌های بین‌المللی و عدم جذب سرمایه‌گذاری خارجی نیز امکان توسعه تولید و ایجاد شغل‌های پایدار را سلب کرده تا هردو اهرم فشار بر مردم به صورت هم‌زمان فعال باقی بمانند. راه نجات اقتصاد؛ از مهار تورم تا گشایش دیپلماتیک

رقم ۹۶ درصد یک هشدار قرمز و نهایی برای اصلاحات ساختاری در اقتصاد کشور است. کنترل این شاخص ویرانگر، نیازمند تصمیم‌های شجاعانه، کارشناسی و تغییر ریل اساسی در نگاه به اداره کشور است.

اولین و عاجل‌ترین گام، مهار تورم از طریق اصلاح ساختار بودجه، قطع دست‌اندازی دولت به منابع بانک مرکزی و کنترل خلق پول بی‌ضابطه است. تا زمانی که تورم‌های بالای ۵۰ و ۸۰ درصد در کشور نهادینه باشد، هیچ برنامه حمایتی و یارانه‌ای نمی‌تواند سفره مردم را نجات دهد. گام دوم، گشایش واقعی در سیاست خارجی، رفع تحریم‌ها و ایجاد ثبات اقتصادی برای جذب سرمایه و رونق تولید است تا بازار کار توان جذب جوانان را پیدا کند. در نهایت، تمرکززدایی از پایتخت و تخصیص منابع ویژه به استان‌های محروم مرزی مانند ایلام، کردستان و لرستان، تنها راه مهار شکاف طبقاتی و منطقه‌ای است. هشدار اقتصاد به سیاست‌گذاران

شاخص فلاکت ۹۶ درصدی، رقمی نیست که بتوان با آمارسازی، دلخوشی‌های موقت یا شعار‌های درمانی آن را کم‌اثر جلوه داد. این عدد، فریاد خاموش سفره‌های خالی، اجاره‌نامه‌های کمرشکن و جوانان جویای کاری است که آینده خود را در ابهام می‌بینند.

کشور دیگر فرصتی برای آزمون و خطا و عقب انداختن اصلاحات بنیادی ندارد. اگر تصمیم‌گیران و سیاست‌گذاران برای مهار تورم، گشایش‌های دیپلماتیک، اصلاحات اقتصادی و توجه جدی به معیشت مردم اقدام فوری انجام ندهند، فشار این شاخص بی‌رحم، نه تنها اقتصاد بلکه انسجام اجتماعی را نیز با مخاطره جدی روبه‌رو خواهد ساخت. نجات رفاه مردم و مهار این فلاکت عددی و واقعی، باید نخستین و حیاتی‌ترین اولویت تمام ارکان کشور باشد.



۱ ساعت قبل / خبرگزاری برنا

راز گرانی خودرو در بازار بی‌مشتری/ دلار و تورم علیه قدرت خرید

به گزارش برنا، امیرحسن کاکایی، عضو هیأت علمی دانشکده مهندسی خودرو دانشگاه علم و صنعت ایران، در گفت‌و‌گو با برنا معتقد است:  متغیر اصلی قیمت‌گذاری خودرو در شرایط فعلی، نرخ ارز و انتظارات بازار نسبت به آینده آن است؛ در حالی که تحریم، محدودیت‌های لجستیکی، اختلالات زیرساختی و افزایش هزینه تولید نیز به این فشار افزوده‌اند.

 

مهم‌ترین عامل تعیین‌کننده قیمت خودرو در بازار چیست؟

مهم‌ترین عامل، نرخ ارز و به‌خصوص نرخی است که بازار انتظار دارد ارز در آینده به آن برسد. بازار خودرو فقط به قیمت لحظه‌ای دلار نگاه نمی‌کند، بلکه انتظارات ارزی را نیز در قیمت‌گذاری لحاظ می‌کند.

برای نمونه، اگر خودرویی حدود ۱۰ هزار دلار ارزش داشته باشد، تغییر انتظارات ارزی از ۲۵۰ هزار تومان به ۲۰۰ هزار تومان، مستقیماً ارزش ریالی آن را تغییر می‌دهد. در کنار این موضوع، هزینه‌های تولید نیز افزایش پیدا کرده است.

کاهش ارزش ریال، هزینه مواد اولیه و قطعات را بالا می‌برد و در شرایط فعلی، تحریم‌ها، محدودیت‌های حمل‌ونقل، مشکلات لجستیکی و حتی آسیب به زیرساخت‌ها نیز هزینه تولید را بیشتر کرده‌اند.

با وجود رکود بازار، چرا کاهش عرضه الزاماً به جهش قیمت خودرو منجر نمی‌شود؟

چون همزمان با عرضه، تقاضا نیز به شدت کاهش یافته است. بازار خودرو امروز با رکود جدی مواجه است و همین موضوع باعث می‌شود کاهش تولید لزوماً اثر معمول خود را بر قیمت نگذارد.

مصرف‌کننده واقعی توان خرید ندارد و سرمایه‌گذار نیز خودرو را مانند گذشته یک گزینه جذاب نمی‌بیند؛ بنابراین بازار هم از طرف تقاضای مصرفی و هم از سمت تقاضای سرمایه‌ای تحت فشار قرار دارد.

چرا قیمت خودرو با قدرت خرید مردم فاصله گرفته، اما همچنان کاهش معناداری ندارد؟

قیمت خودرو مدت‌هاست با قدرت خرید مردم تناسب ندارد. تفاوت شرایط امروز با گذشته این است که خودرو علاوه بر اینکه برای مصرف‌کننده گران شده، جذابیت خود را به عنوان یک دارایی سرمایه‌ای نیز تا حدی از دست داده است.

قبلاً خودرو کالایی نسبتاً نقدشونده بود که در دوره‌هایی می‌توانست سود مناسبی ایجاد کند. اما امروز سرمایه‌گذار باید همزمان ریسک، میزان سودآوری و زمان رسیدن به سود را در نظر بگیرد.

در شرایط تورمی و پرریسک فعلی، این ترکیب دیگر مانند گذشته جذاب نیست؛ بنابراین تقاضای سرمایه‌گذاری نیز کاهش پیدا کرده است.

پس چرا کاهش قدرت خرید خانوار‌ها باعث کاهش قیمت اسمی خودرو نمی‌شود؟

چون در اقتصاد تورمی، کاهش قدرت خرید لزوماً به معنای کاهش قیمت اسمی دارایی‌ها نیست.

خودرو‌های داخلی نیز سال‌ها با قیمت‌گذاری دستوری و سرکوب قیمت مواجه بوده‌اند و معمولاً با تأخیر نسبت به افزایش نرخ ارز و هزینه‌های تولید واکنش نشان داده‌اند.

از طرف دیگر، تورم عمومی اقتصاد طی سال‌های گذشته افزایش قابل توجهی داشته است؛ بنابراین قیمت خودرو نیز به تدریج تحت تأثیر کاهش ارزش پول ملی و افزایش هزینه‌های تولید بالا می‌رود.

آیا در شرایط فعلی عرضه و تقاضا دیگر تعیین‌کننده قیمت خودرو نیست؟

عرضه و تقاضا همچنان مهم‌اند، اما در اقتصاد تورمی نمی‌توان آنها را به تنهایی مبنای تحلیل قرار داد.

وقتی پول ملی دائماً در حال کاهش ارزش است، بخشی از تقاضا برای دارایی‌ها با هدف حفظ ارزش شکل می‌گیرد. خودرو در کنار طلا، سکه، مسکن و سایر دارایی‌ها می‌تواند چنین نقشی پیدا کند؛ بنابراین ممکن است تقاضای مصرفی کاهش پیدا کند، اما ارزش اسمی دارایی همچنان افزایش یابد.

واردات خودرو تا چه اندازه می‌تواند قیمت خودرو‌های داخلی و مونتاژی را تحت فشار قرار دهد؟

این مسئله به شیوه واردات، نرخ ارز، هزینه‌های لجستیکی و نحوه تأمین منابع ارزی بستگی دارد.

اگر خودرو با ارز گران و هزینه‌های بالای حمل‌ونقل و محدودیت‌های تحریمی وارد شود، نمی‌تواند فشار قیمتی پایدار و گسترده‌ای بر بازار ایجاد کند.

ضمن اینکه درباره منابع ارزی واردات نیز باید شفافیت وجود داشته باشد و مشخص باشد منابع چگونه تأمین و چگونه وارد چرخه اقتصادی می‌شوند.

آیا واردات خودرو می‌تواند زمینه‌ساز شکل‌گیری گردش مالی غیرشفاف شود؟

هر جا منابع ارزی و سازوکار واردات شفاف نباشد، احتمال شکل‌گیری گردش‌های مالی غیرشفاف افزایش پیدا می‌کند.

موضوعاتی مانند منابع ارزی خارج از کشور، شرکت‌های واسطه، تراستی‌ها و نحوه بازگشت منابع باید مورد بررسی دقیق قرار گیرد.‌

نمی‌توان درباره یک فعالیت مشخص قضاوت مجرمانه کرد، اما از نظر اقتصادی، نبود شفافیت می‌تواند زمینه ایجاد فرآیند‌های غیررقابتی و گردش مالی غیرشفاف را فراهم کند.

چرا خودرو‌های ارزان‌قیمت لزوماً گزینه جذابی برای واردات نیستند؟

یکی از عوامل مهم، هزینه لجستیک است. هزینه حمل یک خودرو ۱۵ هزار دلاری ممکن است تفاوت چندانی با حمل یک خودرو ۲۵ هزار دلاری نداشته باشد.

اگر هزینه حمل سه هزار دلار باشد، این رقم برای خودروی ۱۵ هزار دلاری سهم بسیار بزرگ‌تری از ارزش خودرو را تشکیل می‌دهد، اما برای خودروی ۲۵ هزار دلاری سهم کمتری دارد.

از طرف دیگر، برخی هزینه‌های واردات بر اساس مشخصات فنی خودرو محاسبه می‌شوند. در چنین شرایطی ممکن است هزینه واردات خودرو‌های ارزان‌قیمت از نظر نسبت به ارزش خودرو، فشار بیشتری ایجاد کند.

به همین دلیل ساختار اقتصادی واردات ممکن است واردکننده را به سمت خودرو‌های گران‌تر و دارای حاشیه سود بیشتر سوق دهد.

چشم‌انداز بازار خودرو را در ماه‌های آینده چگونه ارزیابی می‌کنید؟

بازار خودرو در کوتاه‌مدت همچنان با ضعف تقاضا و رکود مواجه خواهد بود، اما رکود لزوماً به معنای کاهش قیمت اسمی خودرو نیست.

تا زمانی که تورم بالا باشد، ارزش پول ملی کاهش پیدا کند و هزینه‌های تولید، واردات و لجستیک افزایش یابد، فشار صعودی بر قیمت خودرو وجود خواهد داشت.

مسئله اصلی بازار خودرو فقط قیمت نیست؛ بلکه فاصله میان قیمت خودرو و درآمد خانوارهاست. ممکن است قیمت خودرو افزایش پیدا کند، اما همزمان تعداد افرادی که توان خرید آن را دارند کاهش یابد.

در چنین شرایطی، بازار می‌تواند همزمان قیمت‌های بالا، تقاضای ضعیف و رکود معاملاتی را تجربه کند؛ وضعیتی که ریشه آن را باید بیش از بازار خودرو، در ساختار تورمی اقتصاد جست‌و‌جو کرد.




 وام ۲ میلیاردی مسکن چقدر قدرت خرید ایجاد می‌کند؟
۲۰ ساعت قبل / سایت هم میهن

وام ۲ میلیاردی مسکن چقدر قدرت خرید ایجاد می‌کند؟

یک پژوهشگر حوزه معماری و شهرسازی می‌گوید: افزایش سقف فعلیِ دو میلیاردی هنوز فاصله زیادی با قیمت مسکن در تهران دارد؛ چرا که اگر هزینه خرید اوراق را از آن کم بکنیم، آنچه باقی می‌ماند یک میلیارد و ۶۰۰ یا ۶۵۰ میلیون خواهد بود.

 بنزین در نقطه تصمیم؛ از اصلاح قیمت تا بازطراحی نظام انرژی
۱۳ ساعت قبل / سایت اکوایران

بنزین در نقطه تصمیم؛ از اصلاح قیمت تا بازطراحی نظام انرژی

اکوایران: بحران بنزین در ایران حاصل سال‌ها انباشت تصمیم‌های ناتمام است؛ راه حل پایدار در این بازار صرفا از مجرای ایجاد شوک قیمتی نمی‌گذرد.

 نتایج مثبت واکسن سرطان پوست سهام شرکت مدرنا را سه برابر کرد
۱۸ ساعت قبل / سایت اکوایران

نتایج مثبت واکسن سرطان پوست سهام شرکت مدرنا را سه برابر کرد

سهام مدرنا پس از اعلام نتایج موفقیت‌آمیز واکسن سرطان پوست، در معاملات روز چهارشنبه ۱۷۷ درصد جهش کرد و حدود ۴۴ میلیارد دلار به ارزش بازار این شرکت افزود؛ اتفاقی که نگاه سرمایه‌گذاران را دوباره به آینده مدرنا و ظرفیت رشد آن در صنعت داروسازی جلب کرده است.

 آخرین قیمت طلا و سکه امروز پنجشنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۵/ طلا به قله رسید، سکه گران شد + جدول
۱۸ ساعت قبل / روزنامه شرق

آخرین قیمت طلا و سکه امروز پنجشنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۵/ طلا به قله رسید، سکه گران شد + جدول

قیمت طلا و سکه امروز پنجشنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۵ با جهش قابل توجهی همراه شده است. طلای جهانی در آستانه ورود به محدوده ۴۵۰۰ دلاری قرار گرفته و همزمانی این روند صعودی با ثبات قیمت دلار و سیگنال‌های سیاسی، موج تازه‌ای از التهاب را در بازار داخلی طلا رقم زده است.

 افزایش قیمت بنزین، نقدینگی را از بازار سهام به سمت طلا و دلار می‌برد؟ | گلوانی: افزایش محدود قیمت بنزین عایدی چندانی ندارد
۵۳ دقیقه قبل / سایت اقتصادنیوز

افزایش قیمت بنزین، نقدینگی را از بازار سهام به سمت طلا و دلار می‌برد؟ | گلوانی: افزایش محدود قیمت بنزین عایدی چندانی ندارد

اقتصادنیوز: یک کارشناس اقتصادی می‌گوید: درست است که افزایش قیمت بنزین در کوتاه‌مدت یک شوک تورمی محسوب می‌شود، اما همه بازارها تا حدودی می‌توانند این شوک تورمی را جذب کنند.

 درس بزرگ جنگ علیه ایران برای اعراب خلیج‌فارس | الجزیره: نبرد پهپاد‌ها و موشک‌های ارزان با پدافند‌های میلیارد دلاری؛ معادلات را تغییر داد
۶ ساعت قبل / سایت اقتصادنیوز

درس بزرگ جنگ علیه ایران برای اعراب خلیج‌فارس | الجزیره: نبرد پهپاد‌ها و موشک‌های ارزان با پدافند‌های میلیارد دلاری؛ معادلات را تغییر داد

اقتصادنیوز: پس از گذشت پنج ماه از آغاز جنگ میان آمریکا و ایران، نشانه‌های آینده امنیت خلیج فارس در حال آشکار شدن است. رفت‌وآمد کشتی‌های تجاری بر اساس ترتیباتی که هم‌اکنون میان عمان و ایران در حال مذاکره است، از سر گرفته شده؛ ترتیباتی که بر اساس قواعد جدید، نقش مستمر تهران در تنگه هرمز را به رسمیت می‌شناسد.