
اقتصاد۲۴- اسماعیل سقاباصفهانی، رئیس سازمان بهینهسازی و مدیریت راهبردی انرژی، در تازهترین گفتوگوی خود سه روش پیشروی دولت برای مواجهه با مسئله بنزین گذاشته است. روش نخست این است که بنزین با قیمت فعلی تا سقف ۱۲۱ میلیون لیتر در روز توزیع شود و پس از آن، به تعبیر صریح خودش: «نازلها خاموش شوند». در روش دوم، همین ۱۲۱ میلیون لیتر میان خودروها سهمیهبندی میشود و مصرف بیشتر باید با قیمت آزاد تأمین شود و در روش سوم نیز ۳۰ میلیون لیتر برای حملونقل عمومی کنار گذاشته میشود و ۹۱ میلیون لیتر باقیمانده بهجای خودروها، میان همه مردم توزیع خواهد شد. سقاب در همین گفتوگو تصویری از ابعاد مسئله هم به دست میدهد؛ مصرف بنزین کشور اکنون در محدوده ۱۳۵ میلیون لیتر در روز است، درحالیکه تولید قابل اتکا حدود ۱۲۱ میلیون لیتر است و مهمتر اینکه به گفته او، مصرف ایران اساسا باید چیزی در محدوده ۵۰ تا ۶۰ میلیون لیتر باشد و بخش مهمی از این فاصله عظیم نیز به خودروهای غیراستاندارد بازمیگردد.
اتفاقا همین بخش آخر حرف سقاب مهمتر از هر سه راهحلی است که بعد از آن پیشنهاد میکند. اگر مصرف ۱۳۵ میلیون لیتری ایران باید به ۵۰ یا ۶۰ میلیون لیتر نزدیک شود و اگر خودروی غیراستاندارد یکی از عوامل اصلی این شکاف است، پس مسئله فقط قیمت بنزین یا ظرفیت پالایشگاه نیست؛ بخش بزرگی از ناترازی در همان وسیلهای ساخته میشود که بنزین را میسوزاند. با این حال، درست از همین نقطه مسیر پیشنهادی سقاب تغییر میکند و بهجای آنکه سراغ علت برود، به سراغ معلول میرود. هر سه سناریوی او با وجود تفاوتهایشان، درباره چگونگی تقسیم بنزین موجودند، نه درباره چگونگی کاهش نیاز کشور به آن؛ بنابراین پیش از آنکه درباره خاموشکردن نازلها پس از ۱۲۱ میلیون لیتر صحبت کنیم، شاید سؤال مقدماتی این باشد که چرا اساسا باید روزانه ۱۲۱ یا ۱۳۵ میلیون لیتر بنزین بسوزانیم؟
این سؤال وقتی جدیتر میشود که دولت اتفاقا از آذرماه سال گذشته یک مسیر متفاوت را آغاز کرده بود. از ۲۲ آذر ۱۴۰۴ نرخ سوم بنزین برای سوختگیری با کارت اضطراری جایگاه از سه هزار تومان به پنج هزار تومان افزایش یافت، بیآنکه سهمیههای اصلی هزارو ۵۰۰ و سه هزار تومانی تغییر کند. اهمیت این تصمیم فقط در پنج هزار تومان نبود؛ منطق پشت آن میتوانست آغاز یک اصلاح تدریجی …





