
اقتصاد۲۴- بیمار همیشه درمان را ترک نمیکند؛ گاهی فقط شکل آن را عوض میکند. دندان را میکشد و ترمیم نمیکند. جلسات توانبخشی را از سه جلسه به یکی میرساند. جراحی را از بیمارستان خصوصی به صف مرکز دولتی میبرد. نسخه را میگیرد، اما بخشی از آن را به خاطر اینکه هزینهاش را نمیتواند بپردازد حذف میکند. پشت همه این تصمیمها یک سؤال مشترک قرار گرفته است: «برای خوب شدن چقدر باید پول داشته باشم و اگر ندارم، چطور فعلاً دوام بیاورم؟»
در کشوری که حدود ۹۵ درصد جمعیت نوعی بیمه عمومی دارند؛ تازهترین داده قابل مقایسه WHO سهم پرداخت مستقیم مردم از کل هزینه سلامت را ۴۳.۱۵ درصد نشان میدهد، این یعنی فاصله میان «بیمهشدن» و «توان درمانشدن» به یکی از مهمترین مسائل اقتصاد سلامت تبدیل شده است.
یکی با دندان آسیایی که شبها تیر میکشد زندگی میکند و هر بار درد بالا میگیرد چند روزی با مسکن آرامش میکند؛ میداند باید درمانش را ادامه دهد، اما هزینه را که حساب میکند، تصمیم میگیرد «این ماه هم بگذرد».
دیگری چند ماه است با درد زانو از پلهها بالا و پایین میرود؛ پزشک درباره ادامه درمان و احتمال جراحی با او حرف زده، اما فعلاً زانوبند، قرص و کمتر راه رفتن را انتخاب کرده تا پول بیشتری جمع شود یا نوبت مرکز دولتی برسد.
بیماری با کمردرد مزمن، تعداد جلسات فیزیوتراپیاش را کم کرده؛ نه، چون بهتر شده، بلکه، چون هر جلسه یک هزینه تازه است. بیمار مبتلا به بیماری مزمن، نسخه ماهانهاش را روی پیشخوان داروخانه میگذارد و قبل از خرید میپرسد کدام دارو را «حتماً» باید ببرد و کدام را میتواند چند روز دیرتر تهیه کند.
آن طرفتر، کسی تصویربرداری یا آزمایش تکمیلیاش را بعد از پرسیدن قیمت رها میکند و ماهها عقب میاندازد و دیگری درمان دندان ازدسترفتهاش را به آینده سپرده است. دردهایشان یکی نیست؛ یکی دندان است، یکی مفصل، یکی کمر و دیگری بیماریای که باید سالها با آن زندگی کرد. اما تصمیم اقتصادیشان شبیه یکدیگر است:
درمان حذف نشده، به تعویق افتاده؛ کامل نشده، کوچک شده؛ و چیزی که قرار بود مسیر بهبود باشد، فعلاً به راهی برای قابلتحمل کردن درد تبدیل شده است. کشوری با بیمه فراگیر و پرداخت سنگین از جیب
تناقض از همینجا آغاز میشود. برآورد منتشرشده در پروفایل نظام سلامت ایران …













