
به گزارش تجارت نیوز، رکود اقتصادی الزما به معنای کاهش و توقف مصرف نیست؛ آنچه در عصر بحران تغییر میکند، پیش از آنکه اصل مصرف باشد، ترکیب سبد مصرف است. خانوارها زمانی که با کاهش درآمد واقعی، تورم، افزایش بیکاری یا نااطمینانی نسبت به آینده مواجه میشوند، ناچارند میان کالاها و خدمات مختلف اولویتبندی تعریف کنند. در این وضعیت، بخشی از مخارج بزرگ و قابلتعویق حذف یا به آینده موکول میشود، اما بخشی دیگر از مصرف که از نظر روانی یا اجتماعی اهمیت دارد، باقی میماند. «اثر رژلبی»- یا اقتصاد رژلبی نامی است که برای توصیف یکی از اشکال این جابهجایی در تقاضا به کار میرود. کالای لوکس اما مقرون به صرفه
به نوشته نشریه اکونومیست منطق این پدیده در نگاه نخست با نظریه متعارف تقاضا در تضاد است. هنگامی که درآمد واقعی کاهش مییابد، انتظار میرود تقاضا برای کالاهای غیرضروری نیز کاهش پیدا کند. اما همه کالاهای اختیاری واکنش یکسانی به کاهش درآمد ندارند. یک مصرفکننده ممکن است خرید خودرو، سفر، لباس گرانقیمت یا کالای بادوام را به تعویق بیندازد، اما همچنان برای محصولی کوچک و نسبتا ارزان هزینه کند که همان کارکرد روانی یا نمادین را با هزینه بسیار پایینتر فراهم میکند. بنابراین، آنچه در عصر رکود رخ میدهد میتواند نه حذف کامل خرید کالای لوکس، بلکه کوچ مصرف از کالاهای گرانقیمت به کالاهای ارزانتر و در دسترستر باشد.
رژلب در این نظریه متغیر اصلی نیست؛ یک نماد است. موضوع واقعی، رفتار مصرفکننده ای است که تحت فشار بودجه قرار گرفته اما هنوز میخواهد بخشی از مطلوبیت ناشی از مصرف را حفظ کند. از این منظر، رژلب نمونهای از «لوکس مقرونبهصرفه» است؛ کالایی که قیمت آن در مقایسه با کالاهای لوکس بزرگ ناچیز است، اما میتواند برای مصرفکننده ارزش زیباییشناختی، اجتماعی و روانی ایجاد کند. بحران دهه ۱۹۷۰؛ نقطه عطفی برای فهم رفتار مصرفکننده
برای فهم رفتار مصرف کننده در عصر رکود باید به یکی از پیچیدهترین دورههای اقتصاد مدرن، یعنی دهه ۱۹۷۰، بازگشت. اقتصادهای پیشرفته در این دوره با ترکیبی مواجه شدند که در چارچوبهای متعارف اقتصادی یچیده و در عین حال دشوار بود و آمیزهای از تورم بالا، رشد ضعیف و بیکاری را در برمی گرفت. شوکهای نفتی، افزایش هزینه انرژی و اختلال در سمت عرضه اقتصاد، فشار قابلتوجهی …












