
به گزارش سایت دیدبان ایران، سجاد عابدی- گذار به حکمرانی هوشمند بیش از آنکه پروژهای «فنی» باشد، تحولی «سیاسی-مدیریتی» است. امروز کشور در نقطهای بحرانی ایستاده است؛ جایی که هوش مصنوعی یا به محرک اصلی جهش اقتصادی و بهرهوری تبدیل میشود، یا به دلیل کاهلیهای مدیریتی، ایران را در سایه ناکارآمدی به حاشیه تاریخ میراند. در حالی که جهان با سرعت نور به سمت «سوبر-اینتلیجنس» پیش میرود، ساختار اداری ما همچنان درگیر بهینهسازی سیستمهای سنتی است. برای خروج از این بنبست، تغییر نقش دولت از یک «کنترلگر فلجکننده» به یک «تسهیلگر استراتژیک» نهتنها یک پیشنهاد، بلکه یک ضرورت حیاتی است. خلأ قانونی، ترمز هوشمندسازی در ایران
یکی از گرههای اصلی در مسیر هوشمندسازی، ابهام در مسئولیتپذیری حقوقی است. اگر یک سیستم هوش مصنوعی در تشخیص پزشکی یا تخصیص منابع کشوری دچار خطای سیستماتیک شود، متهم اصلی کیست؟ برنامهنویس، مدیر سازمان یا خودِ مدل؟ عدم پاسخ روشن به این پرسش، دو پیامد مخرب به همراه داشته است: از یک سو، مدیران محافظهکار از ترس تبعات قانونی، هرگونه نوآوری را در نطفه خفه میکنند؛ از سوی دیگر، سوءاستفادهگران از نبود قانون شفاف بهره میبرند تا منافع شخصی خود را پشت پرده «تصمیمات الگوریتمیک» پنهان کنند. کشور بیش از هر زمان دیگری به قوانینی جامع نیاز دارد که نه ترمز رشد، بلکه «تسهیلگر ایمن» نوآوری باشند. مهاجرت نخبگان؛ چالش اصلی توسعه هوش مصنوعی در ایران
در عرصه هوش مصنوعی، میدان جنگ اصلی بر سر تعداد فارغالتحصیلان نیست، بلکه بر سر «جذب و نگهداشت مغزهای برتر» است. دانشگاههای ما سرمایههای انسانی در تراز جهانی تربیت میکنند، اما ساختار اداری و صنعتی کشور هیچ «جایگاه پذیرشی» برای آنها ندارد. یک متخصص ارشد برای ماندن، تنها حقوق نمیخواهد؛ او به دادههای بزرگ، سختافزار قدرتمند و محیطی بهدور از تعصبات اداری نیازمند …












