ایسقراط نخستین اندیشمند یونانی در تاریخ است که تفاوت مقیم (resident) یک کشور بودن با شهروند (citizen) همان کشور شدن را با تقید به فضیلتها و اجتناب از رذیلتهای شهری (و نه روستایی) به زیبایی شرح میدهد؛ او به ما می آموزد همان قدر که خواهان حقوق شهروندی هستیم باید به همان اندازه (نه کم و نه بیش) نسبت به شهر و کشوری که در آن زندگی می کنیم مسولیت حس کنیم و تعهد (obligation) ملی یا شهروندی داشته باشیم.ایسقراط بود که زبان یونانی را "گشتاور" فرهنگ و تمدن ساخت؛ او بود که زبان رسمی را یکی از معیارهای سنجش هویت یونانی قرار داد.
به این سیاق، بنابر قانون اساسی یونان باستان، هر شخص که یونانی سخن نمی گفت پس "بربر" خوانده می شد. البته بربر به معنای وحشی و شخص بی فرهنگ نیست بلکه به معنای بیگانه (اجنبی) است گرچه اندکی بار منفی اجتماعی نیز دارد.
بربرها و بردهها عموما مقیم یونان بودند، آنها هرگز "شهروند" نمی شدند تا حق رأی داشته باشند؛ در آتن تنها سی هزار شهروند و حدود دویست هزار نفر مقیم (بربر و برده) زندگی میکردند که کلیه بناهای با شکوه نیز دست آورد آنهاست. …

![[علیمحمد اسکندریجو] درنگی بر زبان در گذار مقیم به شهروند](/news/u/2026-08-26/ettelaat-6dkqh.webp)










