
رویداد ۲۴ نوشت: تنگه هرمز در ماههای گذشته از یک مسیر حیاتی انتقال انرژی به یکی از مهمترین اهرمهای سیاسی و اقتصادی ایران تبدیل شده است. حدود یکپنجم نفت و LNG جهان پیش از جنگ از این آبراه عبور میکرد و هر اختلال جدی در آن میتوانست بازار انرژی و زنجیره تأمین جهانی را تحت فشار قرار دهد. بررسی جدیدی که بر دادههای بازار و مسیرهای جایگزین تکیه دارد، نشان میدهد حتی با توسعه خطوط لوله و مسیرهای رقیب، وابستگی منطقه به هرمز در کوتاهمدت از بین نخواهد رفت.
اما در میان همه کشورهایی که از بستهشدن یا محدود شدن رفتوآمد در هرمز آسیب میبینند، چین وضعیت متفاوتی دارد. این کشور بزرگترین واردکننده نفت جهان است و بخش مهمی از انرژی مورد نیاز خود را از طریق دریا تأمین میکند؛ با این حال، در سالهای گذشته ذخایر نفتی خود را افزایش داده و شبکه تأمین انرژیاش را متنوع کرده است. به همین دلیل، پکن برخلاف بسیاری از اقتصادهای آسیایی، توانسته بخشی از شوک ناشی از بحران را جذب کند. کمیسیون بررسی اقتصادی و امنیتی آمریکا و چین نیز بر وابستگی قابل توجه چین به واردات دریایی نفت و در عین حال افزایش ذخایر و انعطافپذیری زنجیره تأمین انرژی این کشور تأکید کرده است. هرمز؛ اهرم فشاری که هنوز از دست ایران خارج نشده
یکی از مهمترین نتایج بررسی وضعیت هرمز این است که اهمیت این تنگه با پایان جنگ یا توسعه مسیرهای جایگزین، یکباره از بین نمیرود. کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس در حال افزایش ظرفیت خطوط لوله و توسعه مسیرهای صادراتی خود هستند، اما حتی اگر پروژههای فعلی طبق برنامه پیش بروند، تا سال ۲۰۳۰ همچنان حدود پنج میلیون بشکه نفت در روز به عبور از هرمز وابسته خواهد بود.
ضمن آنکه مسئله فقط نفت خام نیست. صادرات فرآوردههای نفتی، LNG، غلات، کالاهای کانتینری و سایر کالاهای وارداتی نیز همچنان به این مسیر وابستهاند. در مورد LNG، مسئله جدیتر است؛ تقریباً تمام LNG صادراتی قطر از هرمز عبور میکند و در حال حاضر مسیر جایگزین قابل توجهی برای آن وجود ندارد.
به همین دلیل، قدرت ایران در هرمز احتمالاً از بین نمیرود، بلکه شکل آن تغییر میکند. حتی اگر تهران در آینده نتواند مانند دوره جنگ از محدودیت عبور کشتیها درآمدهای هنگفت کسب کند، میتواند تلاش کند از جایگاه …








