
فاطمه نوری جهانگرد، مشاور معاون امور رسانه ای وزیر فرهنگ نوشت: بعضی رویدادها را اگر فقط در اندازه خودشان ببینیم، کوچک میمانند، اما اگر به آنها به چشم نشانه نگاه کنیم، ناگهان به آینهای تبدیل میشوند که زمانه ما را بازتاب میدهد. ماجرای حضور پرشمار نوجوانان در ایرانمال برای دیدار با نیما تکیدو از همین جنس است.
این رخداد بیش از آنکه درباره یک چهره مجازی باشد، درباره تغییری عمیق در ساختار مرجعیت رسانهای، در سازوکار تولید معنا و در منطق اقتصاد توجه، در جامعه امروز کشورمان ایران است.
مسئله اصلی در اینگونه رخدادها خود واقعه نیست؛ مسئله چرایی آن است. اینکه چه شده، مهم است، اما اینکه چرا چنین شده، بسیار مهمتر است. اگر در سطح حادثه متوقف بمانیم، شاید چند روزی درباره ازدحام، هیجان و حاشیه حرف بزنیم، اما از فهم دقیق نیروی پنهانی که این جمعیت را شکل داده، غافل می مانیم.
تغییر مسیر مرجعیت از استودیوها و تحریریه های اتاق خبر به صفحات پرنفوذ گوشی های همراه
در دهههای ۶۰ و ۷۰ رسانههای رسمی راویان اصلی جامعه بودند. آنها انتخاب میکردند چه چیزی دیده شود، چه کسی برجسته شود و چه روایتی در حافظه جمعی ثبت شود. نوجوانان آن دوران، اگر به چهره هایی مانند علی دایی، خداداد عزیزی، رضا عطاران و... و. علاقهمند میشدند، از مسیر قابهای رسمی به او میرسیدند. محبوبیت، از کانال رسانههای بزرگ عبور میکرد و به احساس عمومی تبدیل میشد. حتی در دهه ۸۰ و اوایل ۹۰ نیز با وجود تغییرات تدریجی، هنوز رسانههای رسمی سهم مهمی در ساختن مرجعیت داشتند، اما امروز این نسبت بهکلی دگرگون شده و مردم با تلفن همراه خود با شبکههای اجتماعی با ویدئوهای کوتاه، با لایو و استوری، نه فقط مخاطب که راویان اول هستند.
اکنون مرجعیت از استودیوها و تحریریههای اتاق خبر، به صفحههای کوچک اما پرنفوذ گوشیها منتقل شده است. آنچه پیشتر از مسیر رسانه به جامعه میرسید، حالا از دل جامعه و از دل شبکهها به جامعه بازمیگردد. این جابهجایی، فقط یک تحول فناورانه نیست یک جابهجایی در کانون قدرت روایت است.
مخاطب امروز به دنبال پژواک صدای خودش هست
در این میان نیما تکیدو، نه یک فرد، بلکه یک نشانه و حتی یک نماد است. او علت این وضعیت نیست، علامت آن است. علامت اینکه نسل …












