
به گزارش اطلاعات آنلاین- محمد حسینزاده: در روز دوشنبه (دوم شهریور ۱۴۰۵)، یادداشتی با عنوان «وقتی هنر کالای لوکس میشود» به قلم منوچهر دینپرست در روزنامه اطلاعات (و بازنشر آن در پایگاه خبری اطلاعات آنلاین) منتشر شد. نویسنده در این مطلب با اشاره به قیمتهای نجومی برخی بلیتهای تئاتر، کتابهای پژوهشی و کنسرتها، زنگ خطر تبدیل شدن فرهنگ به کالایی طبقاتی و لوکس را به صدا درآورده است. اگرچه دغدغههای اولیه نویسنده در زمینه نگرانی از دسترسی عموم به محصولات فرهنگی تا حدودی قابل درک و محترم است، اما واکاوی استدلالهای مطرحشده نشان میدهد که بخش عمدهای از این تحلیل از وجاهت منطقی برخوردار نیست؛ چرا که شیوه تفکر پشت آن (مبتنی بر مداخله دولتی، قیمتگذاری دستوری و تقبیح اقتصاد بازار) پیامدهای مثبتی برای پویایی و استمرار هنر در یک جامعه مترقی و آزاد به همراه ندارد.
خلط میان «قیمتگذاری بازاری» و «مرگ فرهنگ»
نویسنده محترم یادداشت نگران است که گران شدن بلیت یک تئاتر خاص یا یک کتاب تخصصی، فرهنگ را به انحصار ثروتمندان درآورد اما متاسفانه بر این نکته سهلانگارانه میگذرند که در یک اکوسیستم هنری آزاد، آثار فرهنگی یکدست نیستند از اینرو حضور پروژههای پرهزینه، نمایشهای تجاری با سلبریتیها و بلیتهای گرانقیمت، به معنای نابودی فرهنگ نیست؛ بلکه نشاندهنده تنوع در عرضه و تقاضا است. در کنار کارهای لاکچری، صدها تئاتر مستقل، دانشگاهی و تجربی وجود دارد که اتفاقا بسیاری از آنها از سوی همان قشری که نویسنده یادداشت در صدد حمایت از آنهاست، با وجود قیمت کم بلیت استقبال نمیشود. از سوی دیگر، قیمت بالای کتاب یا تئاتر بازتابدهنده هزینههای سرسامآور تولید، تورم ساختاری و هزینههای سربار است نه الزاما سودجویی تهیهکنندگان آن از اینرو سرکوب قیمتها با بخشنامه و دستور، تنها به ورشکستگی هنرمند و ناشر میانجامد، نه عمومیتر شدن فرهنگ.
یکی از ضعفهای بزرگ یادداشت، قضاوت تحقیرآمیز درباره خریداران بلیتهای گرانقیمت و این پیشفرض است که حضور طبقه مرفه در رویدادهای هنری نمایشی است و تأثیر فرهنگی واقعی ندارد. در یک جامعه آزاد، افراد حق دارند دارایی خود را بر اساس ترجیحات فردیشان هزینه کنند. پول خرج کردنِ ثروتمندان در حوزه هنر، در واقع سرمایه در گردش ایجاد میکند …











