![[دکتر روزبه کردونی] الموت؛ یک روایت از ایران](/news/u/2026-08-19/ettelaat-mx0qg.webp)
حالا که «قلعه الموت و استحکامات وابسته» در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شده، الموت برای من معنای دیگری پیدا کرده است. دیگر فقط قصه حسن صباح یا یک قلعه نیست؛ بخشی از قصه ایران است.
یونسکو هم فقط یک بنای تاریخی را ثبت نکرده است. پرونده الموت مجموعهای از قلعهها و استحکامات مرتبط است که ذیل معیار سوم میراث جهانی، بهعنوان گواهی بر یک سنت فرهنگی تاریخی به رسمیت شناخته شده است.
در توصیف رسمی یونسکو، الموت مرکز سیاسی، نظامی و فکری نزاریان اسماعیلی بوده و این شبکه، علاوه بر کارکرد دفاعی، محل فعالیتهای فرهنگی و علمی نیز بوده است. همین نکته اصل ماجراست: میراث فقط سنگ و دیوار نیست؛ روایت است.
پل ریکور از «هویت روایی» میگوید؛ از اینکه ما با قصهای که درباره گذشته خود میسازیم، میان تغییر و تداوم پیوند برقرار میکنیم. شاید بتوان با احتیاط همین ایده را درباره ایران هم به کار برد. ایران یک قصه نیست؛ توان کنار هم نگه داشتن قصههای بسیار است.
حکومتها آمدهاند و رفتهاند، جنگ و شکست و آشوب کم ندیدهایم، اما چیزی در زبان، حافظه، ادبیات، آیین، شهرها و روایتهایی که نسل به نسل منتقل شده، ادامه پیدا کرده است. قصه ایران از تختجمشید تا الموت، از شهرهای مرکزی تا کوهستانهای دور، از روایتهای غالب تا تجربههایی ساخته شده که گاه قرنها در حاشیه ماندهاند.
الموت هم یکی از همین روایتهاست. اما …






