![[محمدعلی مهتدی] منطقه میان بازدارندگی و جنگ](/news/u/2026-08-02/ettelaat-wrpnt.jpg)
تحولات چند روز اخیر، منطقه را در یکی از حساسترین مقاطع چند سال گذشته قرار داده است. از یک سو، گزارشهایی از بررسی گزینههای نظامی در واشنگتن و حتی آماده شدن سناریوهای عملیات گسترده علیه ایران منتشر میشود و از سوی دیگر، تهران با صراحت اعلام کرده است هرگونه تجاوز به زیرساختهای کشور، با پاسخی متناسب علیه زیرساختهای طرف مقابل روبهرو خواهد شد.
همزمان حمله عربستان سعودی به عراق، احتمال پاسخ گروههای عراقی پس از پایان مراسم اربعین، استمرار بحران جنوب لبنان و افزایش تحرکات نظامی در جبهههای مختلف همگی حکایت از آن دارد که منطقه وارد مرحلهای تازه از رویارویی می شود.در چنین فضایی، پرسش اصلی دیگر این نیست که آیا تنش وجود دارد یا خیر، بلکه این است که آیا بازدارندگی میتواند مانع جنگ شود یا اینکه طرفهای درگیر، در حالی که مواضعی باهدف بازدارندگی اتخاذ می کنند، عملاً خود را برای جنگی گسترده آماده می نمایند؟
در نظریههای راهبردی، بازدارندگی زمانی مؤثر است که هر طرف، هم توان و هم اراده طرف مقابل را برای اجرای تهدیدهایش باور داشته باشد. هرگاه این باور تضعیف شود و یکی از بازیگران تصور کند طرف مقابل از هزینههای جنگ هراس دارد یا در لحظه حساس عقبنشینی خواهد کرد، زمینه برای خطای محاسباتی فراهم میشود؛ خطایی که بارها در تاریخ، آتش جنگهایی را برافروخته که هیچیک از طرفها در آغاز، خواهان ابعاد واقعی آن نبودهاند.
جمهوری اسلامی ایران در ماههای اخیر کوشیده است این پیام را بهروشنی منتقل کند که پاسخ به هرگونه تجاوز، نه نمادین خواهد بود و نه محدود. تأکید بر هدف قراردادن زیرساختهای حیاتی طرف مقابل، بخشی از همین راهبرد بازدارندگی است. اگر این پیام برای واشنگتن و تلآویو باورپذیر باشد، میتواند آنان را در محاسبات خود محتاط تر کند، اما اگر این ارزیابی شکل بگیرد که هزینههای اقدام نظامی قابل مدیریت است یا منافع سیاسی و امنیتی آن بر هزینهها غلبه دارد، احتمال عبور از آستانه درگیری افزایش خواهد یافت.
در مقابل، انتشار گزارشهایی درباره آماده شدن سناریوهای نظامی نیز الزاماً به معنای تصمیم قطعی برای آغاز جنگ نیست. در همه بحرانهای بزرگ، فرماندهان نظامی موظفاند برای بدترین سناریوها آماده باشند، اما تصمیم نهایی را محافل تصمیم گیری اتخاذ میکنند. از …










