
لوئیس پسوآ (Luiz Pessoa) عصبپژوه و استاد تمام دانشگاه مریلند و مدیر آزمایشگاه شناخت و هیجان است. او از پیشگامان علوم اعصاب شبکهای به شمار میرود و با بهرهگیری از تصویربرداری مغزی و نظریه گراف، مرزبندی سنتی میان «عقل و احساس» و رویکرد تکناحیهای به هیجانات را به چالش کشیده است. پسوآ نشان داد هیجان و شناخت فرآیندهایی درهمتنیدهاند که از پویایی شبکههای گسترده مغزی برمیآیند. کتابهای شاخص او، «مغز شناختی-هیجانی» و «مغز درهمتنیده»، چارچوبی نوین برای فهم سازمانبندی پیچیده و یکپارچه ذهن و مغز ارائه دادهاند.
به گزارش میگنا رسانه اول سلامت روان و تاب آوری ایران مدل شبکهای مغز هیجانی یک چارچوب نظری در علوم اعصاب شناختی و عاطفی است که بر مبنای آن، هیجانها محصول فعالیت یک ناحیه یا مرکز خاص در مغز نیستند، بلکه حاصل برهمکنشهای پویا، غیرخطی و توزیعشده میان شبکههای بزرگمقیاس مغزی (در کورتکس و سابکورتکس) هستند.
این مدل در تقابل مستقیم با رویکرد سنتی «مکانیابی موضعی» (Localizationism) قرار دارد که سعی میکرد برای هر هیجان پایهای (مثل ترس، خشم یا نفرت) یک مرکز اختصاصی (مانند آمیگدال، اینسولا و …) تعریف کند.
مقاله جریانساز لوئیس پسوآ در سال ۲۰۱۷ تحت عنوان «مدل شبکهای مغز هیجانی» که در نشریه معتبر ترندز این کاگنیتیو ساینسز منتشر شد، نقطه عطفی در گذار علوم اعصاب شناختی و عاطفی از رویکردهای تقلیلگرایانه و مکانمحور به سوی چارچوبهای کلنگر مبتنی بر سیستمهای پیچیده و علوم شبکه به شمار میرود. برای چندین دهه، جریان غالب در علوم اعصاب عاطفی بر این فرض استوار بود که میتوان برای هیجانهای بنیادین مانند ترس، خشم، غم و شادی، ساختارهای مجزا، تخصصیافته و مستقلی در زیر قشر مخ یا درون قشر مخ پیدا کرد. در این دیدگاه کهن، آمیگدال به عنوان مرکز انحصاری ترس، اینسولا به عنوان مرکز چندگانه چندش و قشر کمربندی به عنوان کانون پردازش درد یا تعارض شناختی تعریف میشد. …












