
به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو، صنعت نمایش خانگی در سالهای اخیر به یکی از اصلیترین بسترهای مصرف فرهنگی جامعه تبدیل شده است؛ بستری که به دلیل نفوذ گسترده در لایههای مختلف اجتماع، مسئولیتی مضاعف در قبال پاسداشت ارزشهای اخلاقی، فرهنگی و تثبیت الگوهای رفتاری دارد. با این حال، مرور برخی تولیدات متأخر نشان میدهد که گرایش به جذب مخاطب به هر قیمتی، سبب چرخش برخی فیلمنامهنویسان و سازندگان از «درامپردازی شناسنامهدار» به سمت «جذابیتهای کاذب و وایرالمحور» شده است.
در این میان، بررسی تازهترین اثر حامد عنقا («بدنام») به عنوان نمونهای برجسته از این جریان، زنگ خطری جدی را به صدا درمیآورد. این گزارش با تحلیل محتوایی و ساختاری سریال یادشده، به بررسی ابعاد مختلف آسیبهای آن میپردازد؛ اثری که با ضعف مفرط در منطق دراماتیک، روی آوردن به ساختارهای ارتباطی ساختارشکَن و ارائهی تصویری مجروح و منفور از جایگاه زن، مرزهای عرفی و اخلاقی جامعه را نشانه رفته و مفهوم خانواده و عشق را به ورطه ابتذال کشانده است. افت کیفیت دراماتیک و اتکا به وایرالسازی مجازی
آثار حامد عنقا که پیشتر با سریالهایی، چون «پدر» و «آقازاده» شناخته میشد، در مسار فیلمنامهنویسی خود سیری نزولی را طی کرده است. سریال جدید او، «بدنام»، با آشفتگی ساختاری، گریمهای مصنوعی و دیالوگهای ضعیف، عملاً فاقد منطق دراماتیک است. سازندگان اثر به جای پردازش دقیق شخصیتها و عمقبخشی به احساسات، به خلق تکسکانسهای فستفودی و شتابزده برای جلب توجه در فضای مجازی و شبکههای اجتماعی روی آوردهاند؛ مدلی اقتباسی از تولیدات سطحی که آسیب جدی …












