به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو، نمایش ارکسترال آرش که به دلیل قیمت نجومی بلیطش خبرساز شده بود این بار با حذف نوید محمد زاده به صدر اخبار بازگشت.
حدود دو هفته پیش، محمدزاده با انتشار پستی در صفحهی مجازی خود، همدلیاش با فلسطین و ناخرسندیاش از اقدامات رژیم اسرائیل را ابراز کرد. این پست، که در بسیاری از کشورهای جهان برای یک هنرمند، ابرازی عادی و حتی پسندیده تلقی میشود، در فضای مجازی ایران با هجمهی سازمانیافتهای از سوی «لشکر سایبری» مواجه شد.
تیمی که پشت تولید «آرش» قرار دارد، اما بهجای ایستادگی در برابر این موجسواریِ مجازی، بهانهای عجیب را برای حذف بازیگر خود برگزید: «عدم رغبت تماشاگران»!
اینجا پای یک الگوی تکراری به میان میآید: الگویی که در بخشهایی از جامعهی بهاصطلاح روشنفکری و حلقههای تئاتریِ طبقاتیِ حداقلی جریان دارد؛ جریانی که مدعی آرمانهای بزرگ است، اما در عمل، به هیچ اصل اخلاقی و انسانیِ فراتر از منافع زودگذر خود پایبند نیست. این حلقه، آنقدر از اصالت تهی شده که حذف یک هنرمند را بهخاطر اعلام همدردی با کودکانی در غزه، موجه میداند تا مبادا سبد فروشِ نمایشی مختل شود.
اما ماجرا فقط نوید محمدزاده نیست پرسش بنیادین این است: در چه جامعهای به نقطهای میرسیم که یک هنرمند بهدلیل دفاع از آرمانی جهانی - آرمانی که هنرمندان بسیاری در سراسر جهان برای آن کنشگری کردهاند و همچنان بر سر کارهای خود باقیماندهاند - از یک پروژهی فرهنگی حذف میشود؟ آرمانی که نهتنها غیرعادی نیست، بلکه در قاموس وجدان جمعی بشر، رنگِ تعهد به انسانیت دارد.
حذف محمدزاده از «آرش»، در واقع نمایشی دیگر از «آرش»ی است که کمان خود را در برابر وجدانِ جمعی خم کرده است. اینجا نه تیری در کار است و نه هدفی والا؛ فقط صدای تق تق پوتینهای یک اقلیتِ بیپروا که با ادعای روشنفکری، هیچ روشنیای جز تداومِ سانسورِ خودخواسته ندارند. گویی آنها از «آرش» فقط نامی خواستهاند و از مفهومِ آن، یعنی ایثار و حقیقتگویی، گریزاناند. …












