
به گزارش گروه اقتصادی خبرگزاری دانشجو، بحث واگذاری سهام خودروسازان، بهویژه در مورد سایپا، این روزها دوباره مطرح شده است. در نگاه اول، اینطور به نظر میرسد که صرف خروج دولت از بنگاهداری، راه را برای شکوفایی و بهرهوری باز میکند؛ اما دههها تجربه اقتصاد ایران به ما میگوید که صورتمسئله بسیار عمیقتر است. سؤال اصلی این نیست که آیا باید خصوصیسازی در شرکتهای دولتی اتفاق بیفتد یا نه؛ سؤال کلیدی این است که «چگونه» و «با چه هدفی» این کار انجام میشود.
سایه سنگین ارج بر سر صنعت
وقتی از واگذاریهای شتابزده صحبت میکنیم، ارج مثل یک تابلوی هشدار بزرگ در تاریخ صنعت ایران خودنمایی میکند. برندی که روزگاری نماد لوازمخانگی ایران بود و در هر خانهای دیده میشد، پس از واگذاری، بهجای جهش تکنولوژیک یا مدیریتی، در مسیر افول افتاد. خطوط تولیدش خاموش شد، اشتغالش از دست رفت و نامش به یک نوستالژی خاکخورده تبدیل شد. ارج امروز برای سیاستگذار اقتصادی، نه یک الگوی موفق، که یک درس عبرت بزرگ است؛ درسی که میگوید اگر واگذاری، برنامه صنعتی روشنی نداشته باشد، نتیجهاش «فروش یک سرمایه» است، نه «احیای یک بنگاه».
واگذاری؛ …












