
به گزارش گروه ورزشی خبرگزاری دانشجو، والیبال ایران در اوفا با تیمی که ترکیبی از بازیکنان جوان و باتجربه را در اختیار داشت، تا فینال پیش رفت و عنوان نایبقهرمانی را به دست آورد. نتیجهای که شاید در نگاه اول تنها یک مقام در یک تورنمنت چهارجانبه باشد، اما میتوان آن را از زاویهای متفاوت بررسی کرد؛ شروع دوباره مسیری که والیبال ایران برای بازسازی نسل طلایی خود به آن نیاز دارد.
سالهاست بحث تغییر نسل در والیبال ایران مطرح است؛ تغییری که به اعتقاد برخی کارشناسان باید خیلی زودتر اتفاق میافتاد. فاصله میان سالهای ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۱ را میتوان یکی از دورههایی دانست که والیبال ایران در زمینه جوانگرایی و ساختن جانشین برای ستارههای نسل طلایی، با نوعی غفلت مواجه شد. اتکای بیش از اندازه به تعداد محدودی از بازیکنان، در نهایت باعث شد فاصله میان نسل قدیم و بازیکنان جدید بیشتر شود.
این مسئله زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که بدانیم والیبال ایران در دهه گذشته نه فقط یک تیم خوب، بلکه نسلی داشت که برای نخستین بار بسیاری از موفقیتهای تاریخ والیبال ایران را رقم زد. تیمی که توانست سه بار قهرمان آسیا شود و در رقابتهای مختلف قارهای جایگاهی را برای ایران ایجاد کند که پیش از آن سابقه نداشت.
به همین دلیل، برخلاف دیدگاهی که ممکن است نسل گذشته را پایانیافته و ناکارآمد بداند، باید میان «تمام شدن یک نسل» و «بیارزش بودن آن نسل» تفاوت قائل شد. نسل طلایی والیبال ایران شاید دیگر توان رقابت در بالاترین سطح را نداشته باشد، اما بخش مهمی از اعتبار امروز والیبال ایران نتیجه همان تیم است.
علی شاکری، کارشناس والیبال، نیز با اشاره به همین موضوع معتقد است موفقیتهای آن نسل نباید نادیده گرفته شود. او در این باره میگوید: «بر خلاف آقای پیاتزا، من اعتقاد دارم نسل طلایی ما واقعا نسل طلایی بود؛ چون آقای پیاتزا والیبال را با نگاه ایتالیایی خود میبیند و فکر میکند موفقیت یعنی قهرمانی جهان. ما در لیگ جهانی چهارم شدیم، یک بار پنجم شدیم و در آسیا سه بار قهرمان شدیم؛ چیزهایی که قبل از آن وجود نداشت.»
این تفاوت نگاه، نکته مهمی در ارزیابی مسیر والیبال ایران است. شاید معیار یک مربی بزرگ برای موفقیت، رسیدن به قله جهان باشد، اما برای ارزیابی تاریخ یک …












