به گزارش گروه اجتماعی خبرگزاری دانشجو، سالهاست سیاستگذاری و برنامهریزی برای نوجوانان، عمدتاً پشت درهای بسته نهادها و سازمانهایی انجام میشود که در آن بزرگسالان درباره نسلی تصمیم میگیرند که کمتر فرصت یافته است خودش درباره مسائل، نیازها و آیندهاش سخن بگوید. گویی نوجوان یا کودکی سرکش است که باید مهار شود، یا بزرگسالی ناپخته که هنوز صلاحیت مشارکت در تصمیمگیری را ندارد؛ موجودی خام که باید مطابق قالبهای از پیش تعیینشده شکل بگیرد
برآمد این نگاه، سیاستهایی است که نوجوان را بیش از آنکه یک «فاعل اجتماعی» ببیند، به «موضوع مداخله» تبدیل میکند. برای او برنامه مینویسیم، درباره او تصمیم میگیریم، برای آیندهاش نسخه میپیچیم و سپس انتظار داریم با همان برنامهها ارتباط برقرار کند؛ حتی اگر نسبتی با تجربه زیسته، علایق و دغدغههای واقعی او نداشته باشند.
اما نوجوان امروز دیگر در جهانی زندگی نمیکند که بسیاری از سیاستگذاران آن را تجربه کردهاند. بر اساس نتایج منتشرشده از سوی مرکز ملی فضای مجازی، نزدیک به ۹۰ درصد کودکان و نوجوانان ۶ تا ۱۵ سال از تلفن همراه هوشمند، تبلت یا لپتاپ استفاده میکنند و بخش قابلتوجهی از آنان به اینترنت دسترسی دارند؛ نسلی که میانگین سن برخورداری شخصی از ابزار هوشمند در آن به کمتر از ۱۰ سال رسیده است. این ارقام تنها نشانه گسترش فناوری نیست؛ از دگرگونی عمیق در زیست، ارتباطات، الگوهای یادگیری و مواجهه نسل جدید با جهان حکایت دارد.
نوجوان امروز بسیار زودتر از گذشته با انبوهی از اطلاعات، سبکهای زندگی، ارزشهای متفاوت و مسائل فردی و اجتماعی روبهرو میشود. او همزمان در جهان واقعی و مجازی زندگی میکند، خود را با گروههای متعدد مقایسه میکند و برای پرسشهایی درباره آینده، تعلق، ارزشها و جایگاه خود پاسخ میجوید؛ بنابراین نمیتوان نوجوان امروز را با همان الگوهای سیاستگذاری شناخت که در دورانی پیش از شبکههای اجتماعی و زیست دیجیتال طراحی شدهاند. …












