به گزارش گروه اجتماعی خبرگزاری دانشجو، سالهاست سیاستگذاری و برنامهریزی برای نوجوانان، عمدتاً پشت درهای بسته نهادها و سازمانهایی انجام میشود که در آن بزرگسالان درباره نسلی تصمیم میگیرند که کمتر فرصت یافته است خودش درباره مسائل، نیازها و آیندهاش سخن بگوید. گویی نوجوان یا کودکی سرکش است که باید مهار شود، یا بزرگسالی ناپخته که هنوز صلاحیت مشارکت در تصمیمگیری را ندارد؛ موجودی خام که باید مطابق قالبهای از پیش تعیینشده شکل بگیرد
برآمد این نگاه، سیاستهایی است که نوجوان را بیش از آنکه یک «فاعل اجتماعی» ببیند، به «موضوع مداخله» تبدیل میکند. برای او برنامه مینویسیم، درباره او تصمیم میگیریم، برای آیندهاش نسخه میپیچیم و سپس انتظار داریم با همان برنامهها ارتباط برقرار کند؛ حتی اگر نسبتی با تجربه زیسته، علایق و دغدغههای واقعی او نداشته باشند. …












