
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو، تابستان ۱۴۰۵ برای جمهوری اسلامی ایران، نقطه عطفی در بازتعریف مرزهای امنیت اقتصادی بود. آنچه در این فصل رخ داده است، نه یک تغییر تاکتیکی، که یک جهش استراتژیک در سیاست خارجی کشور محسوب میشود. در حالی که تنگه هرمز ــ شاهرگ حیاتی صادرات نفت و واردات کالاهای اساسی ــ به دنبال اعمال حاکمیت جدید ایران بر آبراههای جنوبی و متعاقب آن، تشدید تقابل نظامی با آمریکا، به منطقهای پرخطر و تا حد زیادی ناامن برای تردد کشتیهای تجاری تبدیل شده است، تهران به ناگاه دریافت که مسیرهای جایگزین نه یک گزینه که یک ضرورت حیاتیاند. جنگ ایران و آمریکا مشهور به جنگ رمضان، اگرچه با آتشبس نسبی متوقف شده است، اما پیامدهای آن یعنی اختلال ۶۰ درصدی در حملونقل دریایی جنوب و افزایش ۴ برابری حق بیمه کشتیها، معادلات اقتصادی کشور را نیز به هم ریخت. در چنین شرایطی، دیپلماسی ایران بیسروصدا، اما هدفمند، هیئتهای بلندپایهای را روانه شرق و شمال کرد تا از رهگذر همگرایی با افغانستان، تاجیکستان و ازبکستان، گرههای کور اقتصادی را بگشاید. این یادداشت، روایتی تحلیلی از این مراودات در بازه زمانی اواخر اردیبهشت تا پایان مرداد ۱۴۰۵ است و نشان میدهد که چرا «همسایهمحوری شرقی» تنها پاسخی عقلایی به بنبستهای ایجادشده در جنوب و غرب بوده است. جنگ، تنگه هرمز و زلزلهای در معادلات ترانزیت
برای درک عمق تحرکات دیپلماتیک اخیر، ناگزیریم به پیشزمینه آن یعنی جنگ رمضان بازگردیم. در جریان این درگیری نظامی که بیش از ۴۰ روز به طول انجامید، نیروهای مسلح ایران با هدف پاسخ به تهدیدات فرامنطقهای، کنترل نظارتی و عملیاتی خود بر تنگه هرمز را به سطحی بیسابقه ارتقا دادند. این اقدام اگرچه در چارچوب حاکمیت ملی و دفاع مشروع تعریف میشد، اما پیامدهای فوری برای ترانزیت کالا داشت. بر اساس گزارشی که وزارت راه و شهرسازی در خردادماه ۱۴۰۵ پس از پایان درگیریها منتشر کرد، در اوج تنشها، تردد کشتیهای کانتینری در تنگه هرمز با کاهش ۶۵ درصدی مواجه شد و هزینه حمل هر تن کالای اساسی از مسیر جنوب تا ۴ برابر افزایش یافت. این اختلال، زنگ خطری جدی برای تأمین غذای کشور بود؛ چراکه بیش از ۷۰ درصد واردات گندم و روغن خوراکی از همین مسیر تأمین میشد.
اما درس بزرگ این جنگ برای سیاستگذاران ایرانی، کشف ظرفیتهای …












