
به گزارش گروه فرهنگی خبرگزاری دانشجو، ایرانیها در جنگ رمضان از بسیاری جهات همه دنیا را غافلگیر کردند که یکی از نمودهای اصلی آن حضور مردم در خیابانها و میدانهای اصلی شهرها در تمام کشور بود؛ مردمی که حتی صدای انفجار بمب و موشک یا رگبار پدافند، ذرهای به دلشان ترس نمیانداخت و پرشورتر شعار میدادند. در جاهای مختلف دنیا ویدئوها و عکسهای فراوانی از این حضور مردم ایران دست به دست شد که تحسین کل دنیا را در پی داشت و در این میان، اصلیترین و پرتکرارترین نماد بصری این مردم مقاوم و شجاع، پرچم ۳ رنگ و «الله»نشان ایران بود. ما با آمریکایی میجنگیدیم که مدعی بود بزرگترین ابرقدرت دنیاست. اما همانقدر که مدافعان وطن در صحنه نظامی توانستند این جنگ را به شکل نامتقارن به نفع کشورمان پیش ببرند، مردم کف خیابان هم نبرد با بزرگترین امپراتوری رسانهای دنیا را با همین پرچمگردانیهای فاتحانه پیش بردند.
پرچم هر کشور طبیعتاً میبایست اصلیترین نماد برای مردم آنجا باشد، اما گاهی اتفاقات ویژهای برای یک سرزمین میافتد که این نماد بومی را تبدیل به نمادی جهانی میکند؛ شبیه چیزی که درباره پرچم فلسطین دیدیم و تبدیل به نماد آزادیخواهی در تمام دنیا شده و حتی جاهایی که خود آن را نمیشود حمل کرد، با ترکیببندی رنگهایش روی لباسها، یک اعلام موضع نمادین میشود یا حتی تصاویر هندوانه، به سبب رنگهایی که در آن هست، به نماد آن پرچم تبدیل شده است. مردم ایران هم پس از جنگ رمضان کاری کردند که پرچم کشورشان از کوچه و خیابانهای خودشان فراتر برود و به نمادی از مقاومت مقتدرانه در تمام جهان تبدیل شود. بهعلاوه، برافراشته شدن این پرچم باعث شد توهم آنهایی که جو عمومی جامعه را مدافع میهن و نظام نمیدانستند، به هم بخورد. در همین شبها از هر کجای خیابانها در تهران یا شهرستانها که عبور کنیم، ممکن است موتوسیکلت یا اتومبیلهایی را در حال عبور ببینیم که پرچم ایران را حمل میکنند و چنین صحنههایی لازم بود تا بدخواهان و متوهمان بدانند تصویرشان از جامعه ایران جعلی است. طبیعتاً اگر بخواهیم درباره تمام ابعاد و جزئیاتی که پرچمگردانی مردم ایران در این چند ماه داشت صحبت کنیم، در یک مجال خلاصه نمیگنجد و این طبیعی است، چرا که وقتی یک تکه پارچه سهرنگ، در بحبوحه بحرانیترین روزهای کشور، آن هم وقتی مردم عادی نقشی …












