
به گزارش گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو؛ آن سوی ایست بازرسی، داستانی فراتر از یک شهادت ساده نهفته است. مائده رمضانی، نویسنده کتاب "پرواز در زمستان"، در گفتگویی اختصاصی با ما از لایههای پنهانی زندگی شهید علی ناظم پرده برمیدارد؛ از آن بخش از زندگی که در خلوت و بهدور از چشم همگان، به اهدای زندگی به دیگران میگذشت. او از فرآیند کشف شکاف میان زندگی یک دانشجوی مهندسی نساجی پرمشغله در دانشگاه امیرکبیر و یک جهادی خستگیناپذیر میگوید؛ روایتی که نشان میدهد چگونه یک زندگی معمولی، به واسطه «شهادتگونه زیستن»، به شکلی بیبدیل، قهرمانانه میشود.
مائده رمضانی را چقدر میشناسید؟ او را چطور معرفی میکنید؟
خانمی هستم چهل ساله که چهل سال تجربههای سخت و راحت، تلخ و شیرین، چهل سال سر بالایی و سراشیبی دنیا را طی کرده. خانمی که همه موفقیت هایش را از پرودگار خودش میداند. پروردگاری که همیشه و در همه جا بنده اش را تنها نگذاشته و دستش را گرفته. خصوصا برای نوشتن که گاهی حتی خود من هم در عجب این قلم هستم.
چه شد که مائده رمضانی وارد حوزه نوشتن شد؟ نخستین کار جدی او چه بود؟
نوشتن را یک استعداد درونی میدانم که پروردگار در وجودم نهفته. از بچگی و خصوصا نوجوانی، نوشتن را مسیری لذت بخش برای رسیدن به آرامش میدانستم. گاهی هم مدح بزرگی و بندگی خالقم را با دل نوشته هایم ابراز میکردم. با تشویق یکی از اساتید کارگاه ایمان آگاهانه، اولین کار جدی خود را تحت عنوان "خالق مخلوق خاکی" نوشتم و ان شاءالله پس از اتمام مراحل اداری به چاپ خواهد رسید. دومین کارم، کتاب «خدایا چرا من؟» هست که سرگذشت خودم را مینوشتم که با شروع کار کتاب پرواز در زمستان (زندگی نامه شهید مهندس علی ناظم) متوقف شد که ان شاءالله بعد از اتمام کار شهید، این کتاب هم کامل خواهد شد.
چه لحظه یا واقعهای باعث شد که تصمیم بگیرید زندگی شهید علی ناظم را روایت کنید؟
شب چهلم شهادت علی آقا وقتی برای تجمع خیابانی رفته بودم، پدر ایشان تعریف کردند که علی آقا مخفیانه و به دور از چشم خانواده، اهدای خون و پلاسما انجام میدادند. من بخاطر کار تربیتی که حدود ۶_۵ سال در بنیاد داشتم، به ذهنم آمد که این شهید یک تفکر و استقلالی داشتند که باعث شده اینگونه مسیر زندگی شان را انتخاب کنند. تصمیم گرفتم که روی زندگی …








