به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری دانشجو به نقل الاخبار؛ داستانی درباره شکلگیری ایالات متحده برای مدتهای طولانی در ذهن عمومی تثبیت شده است: مهاجران اروپایی از اقیانوس عبور کردند، مستعمرههای کوچکی را در سواحل اقیانوس اطلس بنا کردند، سپس به سمت غرب گسترش یافتند، جنگ استقلال را پشت سر گذاشتند و جمهوری مدرنی را ساختند؛ در حالی که بردهداری آفریقایی بزرگترین گناه این کشور بود که پس از جنگ داخلی، از نظر قانونی پایان یافت. اما پشت این روایت، لایه دیگری از تاریخ وجود دارد که تقریباً میتواند معنای کل این داستان را تغییر دهد. این قاره سرزمینی نبود که منتظر مهاجران باشد و بومیان نیز صرفاً گروههایی نبودند که بهتدریج در برابر پیشروی مهاجران کنار زده شدند. آنان علاوه بر تصرف سرزمینهایشان، با فرآیندی گسترده از اسارت، بردگی، فروش، کوچ اجباری و ربودن کودکان مواجه شدند؛ بهگونهای که گرفتن انسان و گرفتن زمین، به دو روی یک فرآیند استعماری تبدیل شد.
این همان دیدگاه محوری است که مورخ لینفورد دی. فیشر در کتاب خود با عنوان Stealing America: The Hidden Story of Indigenous Slavery in U.S. History مطرح میکند. از نظر او، بردهداری نباید صرفاً بهعنوان نظامی برای تأمین نیروی کار بررسی شود، بلکه باید آن را ابزاری برای متلاشی کردن جوامع بومی و تضعیف توانایی آنها برای ماندن و بقا بر سرزمین خود نیز دانست. بومیان، بردهداری را نوعی «سرقت خویشاوندان» تجربه کردند؛ ناپدید شدن یک فرزند، زن یا مرد فقط به معنای از دست رفتن یک فرد نبود، بلکه زخمی بود که کل شبکه خویشاوندی، قدرت، زاد و ولد، حافظه و حاکمیت آن جامعه را تحت تأثیر قرار میداد. به همین دلیل، بردهداری همواره با غصب زمین و نادیده گرفتن حاکمیت بومیان درهمتنیده بود. بردهداری بومیان؛ تاریخی پیش از ورود آفریقاییها
…












