
به گزارش سلامت نیوز به نقل از اعتماد، چند روز پیش از آن سحرگاه، قیصر جعفری برای پدر و مادرش از یک سورپرایز حرف زده بود. قرار بود سفری به کربلا در میان باشد و او، در میان رفتوآمدهای خانواده و حرفهای معمول، چیزی را برای بعد از بازگشت پدر و مادر از این سفر زیارتی نگه داشته بود. به مادرش گفته بود برای آنها سورپرایزی دارد، اما نگفته بود آن سورپرایز چیست. حتی یک شیطنت و شاید نوعی دلخوری کوچک، هم در میان حرفهای قیصر بود: «به من که تعارف نکردید با شما بیایم کربلا، اما برگشتید من برایتان سورپرایز دارم.» سورپرایز قیصر جعفری هیچ وقت به خانواده نرسید. شاید هم آن اتفاق غافلگیرانه، داستانی بود که با فرود آمدن بمب سنگرشکن در چاهتنگو و جان باختن سه تن از اعضای یک خانواده پنج نفره پایان یافت و پدر و مادر را چند ساعته از سفر زیارتی به قشم بازگرداند.
بامداد هشتم مرداد، امریکا محله چاهتنگوی قشم، نزدیک خانه قیصر جعفری را هدف حمله قرار داده بود؛ محلهای در بخش قدیمی و فقیرنشین از شهر قشم با کوچههای باریک و خانههای کوچک و به هم چسبیده. شانس باید با مردم دیگر چاهتنگو یار بوده باشد که سر آن بمب، یک گودال بزرگ حفر کرد و همانجا دفن شد؛ وگرنه موج آن انفجار بزرگ میتوانست خانههای بیشتری را تخریب کند و جانهای بیشتری را بگیرد. گزارشهای منتشر شده در همان روز از اصابت یک موشک امریکایی به یک خانه مسکونی در چاهتنگو خبر دادند و در پایان عملیات جستوجو و آواربرداری، پیکر قیصر، همسرش زهرا و پسر دوسالهشان سینا، از زیر آوار بیرون کشیده شد. دو کودک دیگر خانواده، 7 و 9 …





