
بحران آب در ایران دیگر یک هشدار دوردست نیست؛ واقعیتی است که امروز در بسیاری از مناطق کشور با کاهش منابع آب، افت سفرههای زیرزمینی، خشکشدن رودخانهها و فرسایش اکوسیستمها خود را نشان میدهد. با این حال، همچنان در برخی نقاط کشور، پاسخ به بحران آب را باید در ساخت سدهای بیشتر جستوجو کرد؛ رویکردی که سالهاست مورد انتقاد کارشناسان و فعالان محیطزیست قرار گرفته است.
در بابل نیز بحث بر سر سد سجرو، نگرانیهایی جدی درباره آینده یکی از رودخانههای منطقه و زیستبوم پیرامون آن ایجاد کرده است. حنیفرضا گلزار، کنشگر محیطزیست، با انتقاد از این پروژه معتقد است به جای آنکه منابع موجود برای حفاظت و احیای جنگلها و اصلاح شبکههای فرسوده آبرسانی هزینه شود، همچنان بر راهکارهای سازهای و سدسازی تأکید میشود.
این پرسش اساسی مطرح است که وقتی شبکه آبرسانی برخی مناطق فرسوده است و بخشی از آب تصفیهشده در همین شبکههای فرسوده هدر میرود، چرا اولویت به بازسازی زیرساختهای موجود داده نمیشود؟ آیا پیش از آنکه رودخانهای را با سازه بتنی مهار کنیم، نباید میزان هدررفت آب در شبکههای موجود را کاهش دهیم؟
از سوی دیگر، تجربه سالهای اخیر نشان داده است که ساخت سد بهتنهایی نمیتواند تضمینی برای تأمین آب باشد. کاهش بارش، تغییر الگوی اقلیمی، تخریب پوشش گیاهی و نابودی خاک باعث شده بسیاری از مخازن سدهای کشور با ظرفیت کامل آبگیری نشوند. بنابراین مسئله فقط ساختن مخزن نیست؛ مسئله این است که چه چیزی قرار است این مخزن را پر کند؟
جنگل و پوشش گیاهی در این میان نقشی اساسی دارند. حفظ پوشش گیاهی به نفوذ آب در خاک، تغذیه سفرههای زیرزمینی و تنظیم جریان روانآبها کمک میکند. …









