
فنجان را کنار میگذارم، دستهکارتهای تصویری را برمیدارم، سه نفس عمیق میکشم و برای امروزِ شما – پنجشنبه ۵ شهریور ۱۴۰۵ – سه کارت میکشم. کارتها را رو میکنم:
کارت اول: «مرگ» (Death) – اما نه آنطور که فکر میکنید
بله، اسمش ترسناک است، ولی در زبانِ تصویرها، این کارت یعنی پایانِ یک فصلِ کهنه، نه پایانِ زندگی. امروز یک باورِ قدیمی، یک عادتِ مزاحم، یا حتی یک رابطهی فرسوده، دارد نفسهای آخرش را میکشد. نترس. این کارت میگوید که خودت هم خسته شدهای از تکرارِ یک الگویِ بینتیجه. پس به جایِ چسبیدن به خاکستر، مشتات را باز کن تا بتوانی چیزی تازه برچینی. امروز روزِ «رها کردنِ عمدی» است، نه شکست.
کارت دوم: «ستارگان» (The Star) – روشنایی بعد از طوفان
درست در کنار کارتِ اول، این کارت افتاده؛ انگار که آسمان بعد از باران، شبش را با هزاران چشمک تزیین کرده باشد. این یعنی هر آشفتگیای که این روزها داری، یک نقشهی پنهان دارد که فقط چند قدم با دیدنِ آن فاصله داری. کارتِ ستارگان به تو نویدِ الهام میدهد؛ یک ایدهی ناگهانی، یک حسِ درونیِ قوی، یا حتی یک خوابِ صبحگاهی میتواند مسیرِ یک هفتهات را عوض کند. فقط کافی است سرت را بالا کنی و به آسمانِ درونت خیره شوی، نه به زمینِ شلوغِ پایِ پایت.
کارت …











