با وجود تمام نگراني ها درباره هوش مصنوعي، شواهدي از نزديكتر شدن نسل ها به يكديگر در سايه اين فناوري وجود دارد.امروز استفاده مشترك از هوش مصنوعي در برنامه ريزي سفر، مديريت هزينه هاي خانه و حتي سرگرمي اثرگذار است. به گزارش ايسنا، ورود گسترده هوش مصنوعي به زندگي روزمره از دستيارهاي صوتي و برنامه هاي آموزشي گرفته تا ابزارهاي توليد محتوا و چتبات هاي همراه ديگر يك پديده صرفا فناورانه نيست، بلكه به يكي از محورهاي اصلي تنش و گفت وگو در درون خانواده ها و ميان نسل هاي مختلف جامعه تبديل شده است. كودكان و نوجواناني كه از همان آغاز آموزش هوش مصنوعي را همراه طبيعي خود مي دانند، در كنار والدين و پدربزرگ و مادربزرگ هايي زندگي مي كنند كه هنوز در حال درك مفهوم و كاركرد اين فناوري هستند.اين فاصله در نوع مواجهه نه تنها بر روابط خانوادگي اثر گذاشته بلكه پرسش هاي تازه اي درباره آموزش اعتماد هويت و آينده مهارت هاي انساني مطرح كرده است.
تفاوت نسل ها در نوع مواجهه
با هوش مصنوعي چگونه است؟
در حال حاضر نسل هاي مختلف جامعه با پيشينه هاي متفاوتي وارد دنياي هوش مصنوعي مي شوند و همين موضوع نوع استفاده و ميزان اعتماد آنها را شكل مي دهد. نسل نوجوان و جوان كه متولدين دهه هاي اخير را شامل مي شوند، هوش مصنوعي را ابزاري طبيعي براي انجام تكاليف جست وجوي اطلاعات توليد محتواي خلاقانه و حتي گفت وگوهاي روزمره مي دانند و مرز مشخصي ميان استفاده از ابزار و تفكر مستقل برايشان گاه كمرنگ مي شود. نسل ميانسال يا والدين شاغل بيشتر به دنبال كاربردهاي عملي هستند. مثل مديريت زمان، ترجمه، خلاصه سازي اسناد اداري يا كمك به فرزندان در تكاليف.نگراني اصلي آنها حفظ كنترل بر فرآيند تربيت و يادگيري فرزندان است. نسل مسن تر و پدربزرگ ها و مادربزرگ ها، معمولايا با احتياط و بي اعتمادي به هوش مصنوعي نگاه مي كنند يا در صورت پذيرش به دليل آشنايي كمتر با محدوديت هاي فني اين ابزارها ممكن است به صورت ناآگاهانه به خروجي آن اعتماد كنند.
دغدغه هاي اصلي خانواده ها درباره هوش مصنوعي …












