
شصت روز از توافقي كه در اسلامآباد ميان ايران و امريكا با ميانجيگري پاكستان شكل گرفت، گذشته است؛ توافقي كه در ابتدا اين تصور را ايجاد كرده بود كه دو طرف، دستكم براي يك دوره محدود، از مسير تقابل نظامي فاصله گرفته و وارد مرحلهاي از مذاكره براي رسيدن به يك توافق جامعتر خواهند شد. قرار بود اين فاصله زماني، فرصتي براي تثبيت آتشبس، كاهش فشارهاي اقتصادي، تعيين تكليف وضعيت تنگه هرمز و آغاز گفتوگو درباره مسائل اختلافي، از جمله موضوع هستهاي و تحريمها باشد. با اين حال، تحولات هفتههاي بعد نشان داد كه فاصله ميان دو طرف بسيار بيشتر از آن چيزي است كه در زمان توافق اوليه تصور ميشد.
در واقع، آنچه در اسلامآباد شكل گرفت را بيش از آنكه بتوان يك توافق نهايي ميان تهران و واشنگتن دانست، بايد يك چارچوب موقت براي خروج از وضعيت جنگي و ايجاد امكان ادامه ديپلماسي تلقي كرد. مساله اصلي اين بود كه حتي در همان مرحله نيز برخي از مهمترين موضوعات مورد اختلاف، از جمله نحوه بازگشايي تنگه هرمز، برنامه هستهاي ايران، رفع تحريمها و چگونگي تضمينهاي امنيتي، بهطور كامل حل نشده بود. گزارشهاي مربوط به مذاكرات اسلامآباد نشان ميدهد كه دو طرف در موضوعاتي به يكديگر نزديك شدند، اما درباره تنگه هرمز و پرونده هستهاي اختلافات اساسي باقي ماند.
با گذشت زمان، اين اختلافات نهتنها برطرف نشد، بلكه در برخي موارد به محور اصلي بحران تبديل شد. براي ايران، پايان محاصره اقتصادي و تغيير وضعيت تنگه هرمز بخشي از تعهدات متقابل در مسير كاهش تنش بود؛ در مقابل، واشنگتن بازگشايي مسير كشتيراني و تضمين دسترسي به تنگه را يكي از شروط اصلي براي پيشبرد روند توافق ميدانست. همين تفاوت در برداشت از ترتيب اقدامات، عملا يكي از موانع مهم در برابر ادامه مذاكرات شد.
اكنون، در حالي كه شصت روز از توافق اسلامآباد گذشته، نهتنها روند مورد انتظار براي دستيابي به توافق جامعتر شكل نگرفته، بلكه وضعيت تنگه هرمز همچنان يكي از مهمترين نقاط اصطكاك ميان دو طرف است. تردد كشتيها در اين مسير بهشدت كاهش يافته و امريكا نيز در روزهاي اخير بر فشار اقتصادي و دريايي عليه ايران افزوده است. در مقابل، تهران همچنان بر نقش خود در تامين امنيت و كنترل عبور و مرور در تنگه تاكيد دارد و بازگشت به وضعيت عادي را به شرايط سياسي و اقتصادي گستردهتري …





