
محمد حسين ديده بان
در روزهايي كه مشكل قطعي برق همچنان بسياري از خانوارها، صنايع و كسب و كارهاي ايراني را آزار ميدهد، تأكيد دوباره رييسجمهور بر ضرورت گسترش استفاده از پنلهاي خورشيدي، بار ديگر موضوع توسعه انرژيهاي تجديدپذير و نقش آن در كاهش ناترازي برق را به مركز توجه آورد. اگرچه توليد برق خورشيدي در مقايسه با نيروگاههاي حرارتي به سرمايهگذاري اوليه كمتري نياز دارد و ايران نيز از ظرفيت بالايي براي بهرهگيري از تابش خورشيد برخوردار است، اما توسعه اين شيوه توليد برق تنها با نصب پنلها محقق نميشود. محدوديت زمين، ناپايداري توليد، ضعف شبكه انتقال و توزيع و هزينه اتصال نيروگاههاي دور از شبكه، مهمترين موانعي هستند كه بايد پيش از عموميسازي اين طرح از پيش روي اين بخش برداشته شوند. تأكيد دولت چهاردهم بر توسعه انرژيهاي تجديدپذير را ميتوان يكي از نقاط قوت سياستگذاري انرژي در شرايط كنوني دانست. اقتصاد برق ايران سالهاست با ناترازي ميان توليد و مصرف، فرسودگي نيروگاهها، كمبود سرمايهگذاري و رشد مستمر تقاضا مواجه است. نتيجه اين وضعيت نيز در ماههاي گرم سال، به شكل خاموشيهاي گسترده در بخش خانگي، صنعتي و خدماتي نمايان ميشود.
در چنين شرايطي، توسعه انرژي خورشيدي ميتواند بخشي از فشار موجود بر شبكه برق را كاهش دهد. برآوردهاي مطرحشده نشان ميدهد احداث هر هزار مگاوات ظرفيت توليد برق حرارتي، به حدود يك ميليارد دلار سرمايهگذاري نياز دارد؛ در حالي كه براي ايجاد ظرفيتي مشابه از طريق نيروگاههاي خورشيدي، ممكن است تنها بخش اندكي از اين منابع لازم باشد. همين تفاوت، انرژي خورشيدي را به گزينهاي جذاب براي كشوري تبديل ميكند كه با محدوديت منابع مالي و دشواري جذب سرمايه خارجي روبهرو است. با اين حال، مقايسه نيروگاههاي حرارتي و خورشيدي نبايد صرفاً بر اساس هزينه احداث انجام شود. نيروگاههاي حرارتي، در صورت تأمين سوخت و فعاليت بدون محدوديت فني، امكان توليد برق پايدار در تمام ساعات شبانه روز را دارند؛ اما توليد برق خورشيدي به ميزان تابش و شرايط جوي وابسته است و در ساعات شب يا زمان كاهش تابش، خروجي آن افت ميكند. بنابراين، توسعه خورشيدي بايد در كنار ايجاد ظرفيتهاي ذخيرهسازي برق، اصلاح الگوي مصرف و تقويت نيروگاههاي پشتيبان دنبال شود. در سالهاي اخير، برخي كارخانهها و واحدهاي …












