
علاوه بر اقدامات میدانی نظامی، مانند تلاش برای از بین بردن امکانات نظامی و انتظامی در مرزهای غربی و شمالغربی کشور، برخی فعالیتهای رسانهای و اندیشکدهای نیز حاکی از این است که هدف نهایی محور شرارت آمریکایی_اسرائیلی نهتنها تغییر رژیم بلکه تجزیه کامل ایران با تحریک شورشهای قومی در نقاط مختلف کشورمان است.
گانتر فلینگر عضو کمیسیون ناتو نیز در سال 1403با انتشار تصویری از نقشه تجزیه شده ایران از طرح بیاساس ناتو پرده برداشت و در پست اینستاگرامی نوشت: ۳۰۰ عضو پیمان ناتو آماده اجرای تجزیه این کشور تا سال ۲۰۳۰ هستند.
سیاست خارجه آمریکا تمایل خطرناکی به تجزیه کشورهایی دارد که آنها را متخاصم میداند. اکنون اندیشکدههای نومحافظهکار مانند بنیاد دفاع از دموکراسیهای مستقر در واشنگتن و همفکران آنها در پارلمان اروپا بهوضوح دارند از تجزیه ایران حمایت میکنند؛ راهبرد بیملاحظهای که خاورمیانه را بیش از پیش بیثبات میکند، بحرانهای انسانی فاجعهباری را رقم میزند و با مقاومت شدید ایرانیها و شرکای آمریکا مواجه خواهد شد.
این سیاست خطرناک، از یکسو هوشیاری مردم ایران برای خنثیسازی توطئههای دشمنان را میطلبد و از سوی دیگر توهم پوچی است که آتش هرگونه تلاشی برای عملی کردن آن دامن منطقه و فراتر از آن را خواهد گرفت.
اما این پرسش مطرح است که چرا توانمندیهای ارتش آمریکا و ارتش رژیم صهیونیستی و قصد شوم آنها برای تجزیه کشور و غارت منابع و ثروت ملی ایران به ناکامی منجر شد، که پاسخ در ایستادگی بینظیر و شگفتانگیز ملت مبعوث شده بعد از شهادت رهبر امت و فرماندهان نظامی است که موجب شد اهداف علنی و پنهان آنها محقق نشود.
این نوشتار تحلیلی بر چرایی ناکامی این دو دشمن زبون دارد.
تحلیل توانمندیهای نظامی اسرائیل و ایالات متحده در مواجهه با ایران، یکی از پیچیدهترین مباحث در حوزه ژئوپلیتیک و استراتژی نظامی است. برای پاسخ به این سوال باید میان «توانمندیهای تکنولوژیک و تکیهگرایی» و «واقعیتهای جغرافیایی و دفاعی» تفکیک قائل شد.
*آمریکا با چالش «هزینه سیاسی و انسانی» روبهروست
آمریکا با داشتن بودجه نظامی عظیم، تجهیزات پیشرفته و تسلیحات هستهای یک قدرت جهانی است که توانمندیاش فراتر از یک جنگ منطقهای ساده است. از …












