
در فضایی که خبر، تحلیل، تبیین و حتی اطلاعرسانی ساده درباره رخدادها برای بسیاری از مردم به یک ضرورت تبدیل شده، طبیعی است که برنامههایی که بتوانند این نیاز را پاسخ دهند، در مقایسه با دیگر قالبها مخاطب بیشتری جذب کنند. بنابراین مسأله را نمیتوان تنها در قالب علاقه ذاتی مردم به سیاست دید؛ آنچه در عمل رخ میدهد، جستوجوی پاسخ به نیازهای فوری است.
در چنین وضعیتی، مخاطب بیش از هرچیز بهدنبال این است که بداند چه میگذرد، چرا میگذرد و پیامد آن چیست. مردم در شرایطی که فشارهای اجتماعی، اقتصادی و منطقهای بر زندگی روزمره سایه انداخته، برنامهای را ترجیح میدهند که احساس کنند به فهم بهتر شرایط کمک میکند و صرفا به سرگرمی یا پر کردن وقت اکتفا نمیکند. از همینرو، برنامههایی که با لحن بیطرفتر، تحلیلیتر و نزدیکتر به واقعیتهای جاری جامعه تولید میشود، امکان بیشتری برای جلب اعتماد و همراهی مخاطب دارد.
در این میان، نقش صداوسیما از همیشه مهمتر است. رسانهملی نمیتواند خود را صرفا به تولید محتوا محدود کند و از سنجش نیازهای واقعی جامعه غافل بماند. آنچه امروز از یک رسانه فراگیر انتظار میرود، پاسخ دادن به نیازهای متنوع مردم است؛ از خبر و تحلیل گرفته تا سرگرمی، آموزش و آرامش روانی. اگر این نیازسنجی درست انجام شود، طبیعی است که برنامهها نیز براساس آن طراحی شده و مخاطب احساس کند رسانه زبان حال او را میفهمد.
مراکز افکارسنجی و سامانههای ارتباطی مانند 162 نیز در همین چارچوب معنا پیدا میکند. هرچند نمیتوان هر …












