قیمت طلا امروز




 خبرگزاری جام جم / ۴ روز قبل / ۱۴۰۵/۰۵/۲۶

هر سرباز آمریکایی۳۰هزار دلار

«هر فردی که یک نیروی متجاوز آمریکایی را به هلاکت برساند یا دستگیر کند و تحویل دهد، هدیه‌ای معادل ۳۰هزار دلار یا پنج‌میلیارد تومان دریافت خواهد کرد.»
 هر سرباز آمریکایی۳۰هزار دلار

این جمله امیر سرلشکر امیر حاتمی، فرمانده کل ارتش، در مراسم تجلیل از خبرنگاران بود؛ اظهارنظری که یکی از صریح‌ترین بخش‌های سخنان او درباره هزینه حضور مستقیم نیرو‌های آمریکایی در میدان رویارویی با ایران محسوب می‌شود. حاتمی اعلام کرد این طرح با پشتوانه مشارکت مردم در «جهاد مالی» تهیه شده و برای زنان غیور ایرانی که موفق به انجام این اقدام شوند، پاداش دوبرابر در نظر گرفته شده است. او همچنین گفت سلاح فردی که موفق به مقابله با نیروی متجاوز آمریکایی شود، به دوبرابر قیمت خریداری و سلاح جدیدی جایگزین خواهد شد و سلاح مورد استفاده نیز در موزه‌ای که ارتش پیش‌بینی کرده، نگهداری می‌شود.

اما این تنها پیام حاتمی نبود. فرمانده کل ارتش در سخنانی صریح، از تغییر معادله حضور آمریکا در منطقه سخن گفت؛ از این‌که «اخراج آمریکایی‌ها عملی شده» و دیگر مجوز ورود به خلیج‌فارس، دریای عمان و تنگه هرمز را ندارند تا تأکید بر این‌که پایگاه‌های آمریکا در منطقه نمی‌توانند به وضعیت سابق بازگردند. در نگاه حاتمی، تنگه هرمز نیز دیگر صرفا یک گذرگاه راهبردی نیست؛ بلکه «ظرفیت ژئوپلیتیک خدادادی» ایران و اهرمی است که به گفته او، پس از درگیری‌های اخیر فعال شده و می‌تواند در تعیین شرایط پایان جنگ و برداشته شدن سایه تهدید از سر ایران نقش داشته باشد.

در کنار این تصویر نظامی و ژئوپلیتیک، حاتمی یک ضلع دیگر از معادله قدرت ایران را نیز برجسته کرد: مردم و رسانه. او خبرنگاران را یکی از حلقه‌های اصلی اتصال در دفاع ملی دانست و با اشاره به تجربه ۱۶۸ شب حضور مردم در خیابان‌ها، نقش رسانه را در انتقال پیام و بسیج افکار عمومی تعیین‌کننده خواند. فرمانده کل ارتش همچنین از «پیروزی در نبرد رسانه‌ای» سخن گفت و تأکید کرد که ایستادگی مردم، فداکاری رزمندگان و خون شهدا، در کنار روایت «درست، متین، منطقی و باورپذیر» رسانه‌ها، تصویری متفاوت از نتیجه نبرد به افکار عمومی ارائه کرده است.

 آمریکا دیگر در منطقه دست بالا را ندارد

مهم‌ترین بخش سخنان امیر حاتمی را شاید بتوان در تصویری دید که او از آینده حضور آمریکا در منطقه ارائه کرد. فرمانده کل ارتش معتقد است درگیری‌های اخیر صرفا یک تقابل نظامی محدود نبوده، بلکه بخشی از معادله حضور آمریکا در غرب آسیا را تغییر داده است. از همین رو تأکید می‌کند پایگاه‌های آمریکا دیگر قادر نیستند به وضعیت سابق بازگردند و «اخراج آمریکایی‌ها عملی شده» و ایران در حال تثبیت این وضعیت است. به گفته وی، واشنگتن تلاش می‌کند تصویری از پیروزی و برتری خود ارائه دهد، اما آنچه در میدان و حتی در روایت رسانه‌های غربی دیده می‌شود، با این تصویر فاصله دارد. البته این بخش از سخنان حاتمی بیش از آن‌که صرفا توصیف یک وضعیت نظامی باشد، تلاشی برای تعریف یک معادله جدید بازدارندگی است؛ معادله‌ای که در آن ایران می‌خواهد آمریکا را از این محاسبه خارج کند که می‌تواند با تکیه بر فاصله جغرافیایی، پایگاه‌های منطقه‌ای و برتری فناوری، هزینه رویارویی را به طرف مقابل منتقل کند.

اشاره او به بازسازی سریع ظرفیت‌های آفندی و پدافندی ارتش نیز در همین چارچوب قابل فهم است. حاتمی می‌گوید دشمن درباره توان دفاعی ایران دچار خطا شده و نباید تصور کند ضربات واردشده به معنای از میان رفتن این توان است. به بیان دیگر، پیام نظامی سخنان او این است که جنگ اخیر برای ایران پایان ظرفیت دفاعی نبوده، بلکه فرصتی برای بازسازی و افزودن ظرفیت‌های جدید ایجاد کرده است.

 هرمز؛ اهرمی که دیگر نمی‌توان نادیده گرفت.

اما در میان تمام محور‌های سخنان حاتمی، شاید مهم‌ترین موضوع از منظر ژئوپلیتیک، تنگه هرمز باشد. او هرمز را «ظرفیت ژئوپلیتیک خدادادی» ایران خواند و گفت این اهرم دیگر به وضعیت گذشته بازنخواهد گشت. از نگاه او، یکی از نتایج درگیری اخیر این بوده که ظرفیتی که ایران پیش از این نیز آن را می‌شناخت، اکنون به یک اهرم فعال در معادلات امنیتی و سیاسی منطقه تبدیل شده است.

اهمیت این بخش در آن است که حاتمی هرمز را فقط از منظر نظامی نگاه نمی‌کند. وقتی می‌گوید «هر هزینه‌ای در این مسیر بکنیم، ارزش دارد» و این اهرم را یکی از الزامات پایان جنگ و برداشته شدن سایه جنگ از سر ایران می‌داند، درواقع از هرمز به‌عنوان بخشی از قدرت چانه‌زنی ایران در مرحله پس از جنگ سخن می‌گوید.

در چنین برداشتی، هرمز صرفا یک گذرگاه دریایی نیست؛ نقطه‌ای است که امنیت انرژی، تجارت جهانی، حضور نظامی آمریکا و امنیت ملی ایران در آن به یکدیگر گره می‌خورند؛ بنابراین تأکید حاتمی بر این‌که این ظرفیت دیگر به وضعیت سابق بازنخواهد گشت، درواقع هشدار درباره بازگشت به همان ترتیبات امنیتی پیشین است؛ ترتیباتی که در آن آمریکا حضور گسترده‌ای در پیرامون ایران داشت و تهران باید بخش قابل توجهی از توان خود را صرف مدیریت همین حضور می‌کرد.

از همین زاویه است که سخنان او درباره حملات موشکی و پهپادی ایران و توان عبور از لایه‌های پدافندی نیز معنا پیدا می‌کند. پیام مورد نظر حاتمی این است که فاصله جغرافیایی، دیگر به‌تنهایی نمی‌تواند برای نیرو‌های آمریکایی و متحدان آنها حاشیه امن ایجاد کند.

 قیمت ورود سرباز آمریکایی به میدان

در نهایت باید به همان جمله‌ای بازگشت که بیش از هر بخش دیگری از سخنان حاتمی توجه عمومی را به خود جلب کرد: تعیین جایزه ۳۰هزار دلاری برای دستگیری یا هلاکت نیروی متجاوز آمریکایی. در متن سخنان فرمانده کل ارتش، این تصمیم پس از مجموعه‌ای از اظهارات درباره توان پاسخ ایران، تغییر وضعیت آمریکا در منطقه و فعال شدن ظرفیت هرمز مطرح شد؛ بنابراین نمی‌توان آن را صرفا یک خبر مستقل، یک اقدام مالی و یا تبلیغاتی تلقی کرد.

منطق این تصمیم، از منظر بازدارندگی، بر یک اصل ساده استوار است: هرچه حضور مستقیم نیروی انسانی آمریکا در میدان برای واشنگتن پرهزینه‌تر شود، محاسبه تصمیم‌گیران آمریکایی برای ورود به یک رویارویی مستقیم دشوارتر خواهد شد.۳۰هزار دلار قرار است حامل یک پیام سیاسی ـ نظامی باشد: نیروی آمریکایی حاضر در میدان نیز مانند پایگاه، ناو یا تجهیزات نظامی، بخشی از هزینه احتمالی درگیری خواهد بود.

حتی تأکید بر دوبرابر شدن پاداش برای زنان و خرید سلاح فرد به دوبرابر قیمت، در چارچوبی که حاتمی ترسیم کرد، تلاشی برای پیوند دادن مشارکت عمومی با دفاع ملی است. در پایان نیز قرار دادن سلاح در موزه، این چرخه را کامل می‌کند: مشارکت در میدان، ثبت در تاریخ و انتقال به نسل‌های بعد.

به این ترتیب، «شکار ۳۰ هزار دلاری» را باید بیش از آن‌که یک عدد عجیب در سخنان یک فرمانده دانست، بخشی از تصویری دید که ایران از بازدارندگی جدید ایران ارائه می‌کند؛ تصویری که در آن آمریکا باید نه‌فقط قدرت موشکی و پهپادی ایران، بلکه ظرفیت اجتماعی، موقعیت ژئوپلیتیک هرمز و هزینه انسانی حضور مستقیم خود در منطقه را نیز در محاسبات آینده لحاظ کند.



۳۷ دقیقه قبل / سایت اقتصاد ۲۴

ادعای تازه ترامپ درباره گزینه نظامی علیه ایران

اقتصاد۲۴- او همچنین مدعی شد که ایرانی‌ها دیگر پول ندارند و به پلیس و ارتش حقوق نمی‌دهند. همچنین تورم در ایران به ۳۰۰ درصد رسیده است و آمریکا کنترل تنگه هرمز را در دست دارد.

ترامپ با مطرح کردن ادعای عجیب تورم ۳۰۰ درصدی در ایران، سعی دارد فضای روانی علیه اقتصاد کشور ایجاد کند؛ عددی که هیچ سنخیتی با واقعیت‌های اقتصادی ندارد و صرفاً مصرف داخلی برای کارزار انتخاباتی او دارد.

همچنین وی در پاسخ به پرسشی درباره روی آوردن ایران به جنگ اقتصادی و احتمال محدود شدن گزینه‌های نظامی واشنگتن، این برداشت را رد کرد و گفت: «نه، اصلاً. این‌طور نیست.»

او همچنین مدعی شد ایران تمایل زیادی به توافق دارد، اما هنوز برای انجام «توافق درست و مناسب» آماده نیست. «من فقط توافق‌های خوب انجام می‌دهم.» منبع: تسنیم


۱ ساعت قبل / سایت برترینها

چرا ایران و آمریکا توافق نمی‌‌کنند؟

روزنامه خراسان نوشت: حدود شش ماه از جنگ اخیر گذشته است و هنوز چشم‌اندازی برای گذار به توافق و نه صلح دیده نمی‌شود؛ چون اساسا توافق میان دو طرف به معنای صلح نیست و دومی الزامات و مقتضیات خاص خود را دارد.

البته اینجا منظور توافق دائم و جامع میان دو طرف هم نیست؛ چون شانس آن فعلا در حد صفر است. اما چرا چشم‌اندازی برای یک «توافق موفق مقطعی» هم وجود ندارد؟ علت آن در بن‌‎بستی پیچیده نهفته است که کلیت جنگ با آن مواجه است.

 واقعیت این است که جنگ در بعد نظامی تا اینجای کار شکست خورده و به اهدافش نرسید؛ اما چون نه پیروزی و نه شکستی مطلق حاصل نشده است، لزوما ناکامی جنگ نظامی در تحقق اهدافش به معنای آن نیست که طرف آمریکایی کنار خواهد آمد و به این راحتی به توافقی مطلوب تهران تن خواهد داد.

 ترامپ راهکاری برای خروج از این وضعیت ندارد؛ هم راهکار نظامی تا اینجای کار مثمر ثمر نبوده است و البته این  نیز به معنای دست کشیدن از جنگ و حمله نیست و هم راهکار سیاسی و دیپلماتیک برای ترامپ بسیار پرهزینه است؛ چون اساسا در شرایط فعلی شانسی برای کسب دستاورد دیپلماتیک خاص و قابل عرضه در آمریکا برای خود نمی‌بیند و پذیرش توافقی مانند تفاهم‌نامه نیز به معنای یک شکست مضاعف و در آستانه انتخابات کنگره بسیار دردسرساز خواهد بود.

در این راستا هم دیدیم که همین تفاهم نامه که کاملا به نفع ایران بود، به محض انتشار متن و امضا سریعا به دستاویزی برای حملات تند به ترامپ در آمریکا و اسرائیل تبدیل شد. 

 ترامپ برای خروج از این جنگ و لو موقت به توافقی نیاز دارد که اگر هم مضمون و محصول آن اصل جنگ را توجیه نکند و تابع آن نباشد، بلکه برای او دردسری بزرگ نیز ایجاد نکند که هم خود جنگ را زیر سوال ببرد و هم در مظان این اتهام قرار گیرد که کارزار نظامی‌اش نتیجه معکوس داده و به جای تضعیف تهران امتیازهای کلانی به آن داده و جایگاهش را تقویت کرده است.

 در مجموع، وضعیت کنونی را باید بن‌بستی پیچیده و چند لایه و یک ابهام و بلاتکلیفی مزمن و در عین حال خطرناک دانست. نه گزینه نظامی توانسته است راه خروجی قطعی ایجاد کند و نه مسیر دیپلماتیک.

البته اینجا نباید مانع دستیابی به توافق با تهران در شرایط کنونی را صرفا به ویژگی‌های فردی و روانی ترامپ، از جمله خودشیفتگی یا غرور سیاسی او، تقلیل داد. آمریکا با توجه به جایگاه ابرقدرتی خود و نیز مجموعه بازیگران غربی، پیامد هر نوع توافقی را که در آن کنترل ایران بر تنگه هرمز تثبیت و تحریم‌ها برطرف و موجب تقویت جایگاه ایران شود، به معنای تغییر موازنه قدرت در منطقه به ضرر اسرائیل و منافع آمریکا و غرب ارزیابی می‌کنند که  نقض غرض جنگ است.

از همین رو، بعید به نظر می‌رسد آمریکا، اسرائیل و کشورهای غربی به ‌سادگی با وضعیت کنونی و چنین توافقی کنار بیایند. بنابراین شانسی برای یک مصالحه موقت در قالب «توافقی موفق و قابل اجرا» نیز وجود ندارد؛ مگر این که جنگ به موازنه‌ای برسد که چنین توافقی نتیجه تحمیلی آن باشد. اما در عین حال قبل از رسیدن به این نقطه، همچنان احتمال تفاهمات محدود و البته «با سرانجامی ناموفق» وجود دارد.

آمریکا فعلا منتظر نتایج تشدید جنگ اقتصادی به ویژه پس از اقدام امارات است و برنامه بعدی آن تابعی از ارزیابی اش از این نتایج و وضعیت داخلی ایران است. ولی در کل احتمال جنگ و حملات جدید در هفته‌ها و ماه‌های آتی نیز بسیار جدی است.

در مقابل نیز احتمال حملات پیش‌دستانه ایران با هدف بر هم زدن معادله جنگ فرسایشی و محاصره قبل از انتخابات کنگره آمریکا بالاست.


۱ ساعت قبل / سایت خبرفوری

آقای خاتمی! آقای قالیباف! شما سخن از صلح می گویید اما امریکا دنبال پایان جنگ نیست

روزنامه جوان نوشت: وقتی مسئولان رسمی با مخاطب‌قراردادن داخلی‌ها می‌گویند بهتر است جنگ را پایان دهیم، خدای‌ناخواسته چنین به‌نظر می‌رسد که عده‌ای در کشور دنبال «جنگ به هر قیمتی» هستند، نه دنبال «صلح شرافتمندانه». تا آنجا که دیده می‌شود کشور چنین سیاستی ندارد. 

مثلاً آقای قالیباف که مسئولیت‌های مهمش در شرایط فعلی کشور مشخص است، استدلال می‌کند که گرانی و کمبودها را می‌دانیم و دنبال صلح هستیم، ولی نمی‌توانیم ساده‌انگارانه از صلح حرف بزنیم: «ما هر چقدر قدرت نظامی داشته باشیم ولی اگر مردم گرسنه باشند و گردش مالی و رشد اقتصادی نداشته باشیم، دوام نمی‌آوریم. امنیت و اقتصاد لازم و ملزوم یکدیگر هستند. اگر امنیت را برقرار کنیم و تداومش را با اقتصاد پیش نبریم پایدار نخواهد بود. ما به‌عنوان یک رزمنده، بیش از آنانی که حرف از صلح می‌زنند، قدر صلح را می‌دانیم». این یعنی ساده‌انگاری درباره صلح خطای نابخشودنی است.

در مقابل، امریکایی‌ها از خود ترامپ تا معاون و وزیران جنگ و دارایی دولت او مدام می‌گویند عجله‌ای برای تعیین تکلیف جنگ با ایران ندارند. ممکن است گفته شود این پروپاگاندایی بیش نیست و امریکا دنبال پایان جنگ است و می‌ماند فقط تصمیم ما! ولی تجربه نشان می‌دهد که امریکا، چون سرزمین اصلی‌اش دور از معرکه است، از جمیع جهات سعی در طولانی‌ترکردن وضعیت فعلی یعنی محاصره و نگه‌داشتن سایه جنگ دارد که با خود جنگ فرقی ندارد و حتی بدتر از آن است؛ و تبعاتی مانند گرانی سوخت یا خستگی نیروهایش را نیز با کمک اعراب خائن و وابسته کم می‌کند.

پس پرسش اصلی این است: اگر شما بخواهید در همین زمان و با این توجیه که زمان خوبی است، چون دنیا اخلاقاً ما را تأیید و تکریم می‌کند، به جنگ پایان دهید و امریکا نخواهد، چه اتفاقی می‌افتد؟! پاسخ روشن است: امریکا امتیاز بیشتری طلب می‌کند و این زیاده‌خواهی توقف ندارد و شما را هرگز به صلح شرافتمندانه نمی‌رساند، مگر به غیرشرافتمندانه‌اش تن بدهید که آن را نیز از شما دریغ خواهند کرد. ترجیح دشمن جنگ غیرشرافتمندانه است که در آن خودش به خوبی می‌تواند نقش بی‌شرفی در جنگ را زنده نگه دارد. 

کشور در وضعیتی است که مسئولان باید ارزش کلمات و قدرت اثرگذاری آن را بدانند. می‌تواند به‌جای «بهتر است الان صلح کنیم»، گفته شود «ما برای هر سناریو آمادگی داریم، چه جنگ با دلیل و چه صلح با عزت». این به خرد و به وظیفه‌گرایی و حتی به نتیجه‌گرایی نزدیک‌تر است تا سخنانی که مخاطب را به این گمان باطل بیندازد که عده‌ای در داخل دنبال پایان‌دادن به جنگ نیستند، آن‌هم در این شرایط مناسب! و آن‌عده نیز لابد از افراد مسئول کشور هستند!

هیچ‌چیز به اندازه مبهم و سربسته حرف‌زدن با مردم مسئله‌ساز نیست. اگر پیشنهادی دارید که می‌توان با آن جنگ را برای همیشه (نه یک دوره کوتاه) پایان داد و آنگاه در این پایان، عزت و اقتدار کشور حفظ شود، منافع کشور پایمال نشود و شواهدی دارید که این می‌تواند بهترین کار باشد، آن را با جزئیات در میان بگذارید. این بهتر است تا پاس‌دادن مسئولیت ادامه مشکلات به یکدیگر، در مقابل چشم دشمن لابد بی‌گناه و بی‌طرف!

 




 به پزشکیان اطلاعات نادرست می‌دهند! | بزرگ‌ترین خیانت را کسانی کردند که...
۲ ساعت قبل / خبرگزاری همشهری‌آنلاین

به پزشکیان اطلاعات نادرست می‌دهند! | بزرگ‌ترین خیانت را کسانی کردند که...

عضو کمیسیون اقتصادی مجلس اسلامی گفت: مشخص نیست رقم ۵، ۶ یا ۷ میلیارد دلار واردات بنزین از کجا آمده و اطلاعات رئیس‌جمهور بر چه مبنایی ارائه شده است.

 خودروسازی که عاشق منتقدان است
۱ ساعت قبل / سایت اکوایران

خودروسازی که عاشق منتقدان است

فراری می‌گوید از واکنش‌های شدید و حتی موج انتقادها به نخستین خودروی تمام‌برقی خود، یعنی لوچه (Luce)، راضی است. مدیر بازاریابی جهانی فراری می‌گوید شرکت انتظار واکنش‌های دو قطبی را داشت، اما شدت این واکنش‌ها بیشتر از حد تصور بود؛ اتفاقی که از نگاه یک مدیر بازاریابی، می‌تواند به نفع برند تمام شود.

 ادامه نقض آتش بس در لبنان - تسنیم
۵ ساعت قبل / خبرگزاری تسنیم

ادامه نقض آتش بس در لبنان - تسنیم

رژیم صهیونیستی مناطق مختلف جنوب لبنان را بمباران کرد.

 بیرون پریدن موتور از پژو حین تصادف!
۴ ساعت قبل / سایت تابناک

بیرون پریدن موتور از پژو حین تصادف!

ویدیویی از یک تصادف در ایران وایرال شده که خودروی پژو از محصولات ایران خودرو پس از تصادف، چرخش کنده می‌شود و موتورش نیز به بیرون پرت می‌شود! این لحظات عجیب ر...

 طرح مقابله با نفوذ می‌تواند به ضد خود بدل شود
۸ ساعت قبل / سایت هم میهن

طرح مقابله با نفوذ می‌تواند به ضد خود بدل شود

یک وکیل دادگستری با واکاوی ماده به ماده طرح «مقابله با نفوذ سرویس‌های اطلاعاتی و دولتها یا نهادهای بیگانه در کشور» که روز یکشنبه کلیات آن در مجلس به تصویب رسید و در محافل رسانه‌ای بسیار پربحث شد، به برخی نکات مربوط به این طرح و ایرادات وارد بر آن اشاره کرد.

 تاوان جنگ؛ اشغال ایران چگونه به رکود و جهش تورم منجر شد؟ | جنگ جهانی دوم با سفره، شغل و کسب‌وکار ایرانیان چه کرد؟
۱ ساعت قبل / سایت اقتصادنیوز

تاوان جنگ؛ اشغال ایران چگونه به رکود و جهش تورم منجر شد؟ | جنگ جهانی دوم با سفره، شغل و کسب‌وکار ایرانیان چه کرد؟

اقتصادنیوز: جنگ‌ها همواره فشار بر مردم را تشدید می‌کنند، تورم را افزایش می‌دهند و افراد بیشتری را به ورطه فقر می‌کشانند.