
براساس این گزارش، بازنگری مذکور که یکی از مهمترین تغییرات در دکترین هستهای واشنگتن طی چند دهه اخیر محسوب میشود، تحت مسئولیت البریج کلبی، معاون سیاستگذاری پنتاگون در حال انجام است. طرح جدید قصد دارد با ارائه گزینههایی بیسابقه، توان بازدارندگی آمریکا را افزایش دهد؛ زیرا از نگاه طراحان آن، تهدید به حملات گسترده قارهپیما در منازعات محدود منطقهای، اعتبار کافی را برای بازداشتن دشمنان ندارد و دست رئیسجمهور را در شرایط بحرانی میبندد.
بااینحال، پیشنهاد مذکور موجی از نگرانیهای جدی را میان دو حزب اصلی سپهر سیاسی ایالاتمتحده یعنی دموکرات و جمهوریخواه در کنگره برانگیخته است. منتقدان صریحا هشدار میدهند که چنین رویکردی با کاهش آستانه توسل به سلاحهای اتمی و کمهزینه جلوهدادن آنها، بهکارگیری تسلیحات هستهای را عادیسازی کرده و خطر وقوع یک جنگ کامل و ویرانگر جهانی در مقابل رقبای چینی-روسی را بهشدت افزایش میدهد.
عقبماندگی اتمی از اوراسیا
تکاپوی البریج کلبی برای کاهش آستانه استفاده از سلاحهای هستهای تاکتیکی، قمار خطرناکی است که نشان از سرخوردگی واشنگتن از ناکارآمدی بازدارندگی سنتی دارد. توجیه این بازنگری تحت عنوان «افزایش اعتبار پاسخ هستهای»، در واقع چیزی جز عادیسازی جنگ اتمی و تلاش برای مشروعیتبخشی به فاجعه نیست. پنتاگون با خطای محاسباتی توهمآمیز تصور میکند میتواند یک نبرد اتمی محدود را مدیریت کند؛ درواقع، این رویکرد تنها به بیثباتی مطلق و سلب اعتماد جهانی منجر میشود.
چنین چرخش رادیکالی، نقاب از عجز عمیق و فرسایش ساختاری توان متعارف ارتش آمریکا در اداره همزمان چالشهای ژئوپلیتیکی برمیدارد. واشنگتن که پس از درگیریهای منطقهای و تخلیه شدید ذخایر تسلیحاتی خود توان رقابت متعارف با نوسازی نظامی چین و قدرت موشکی روسیه را ندارد، متوسل به باجخواهی هستهای شده است. تکیه بر سلاحهای اتمی خرد، نهاز روی اقتدار، بلکه اعترافی صریح به افول پایگاه صنعتی-دفاعی آمریکا و عجز از حفظ موازنه قدرت در شرق آسیا و اروپاست. هدف نهایی این دکترین تهاجمی، تحمیل منطق زور و هموارکردن مسیر ماجراجوییهای نظامی کاخ سفید بدون واهمه از تبعات راهبردی است. با این حال، ترویج فرضیه پوچ «تنشزدایی از طریق تنشافزایی اتمی»، آخرین پایههای معماری کنترل تسلیحات …











